الْعِلْمِ
من بعد ما اخبرك اللّه تعالى انّ دين اللّه هو الاسلام و انّ قبلة اللّه هى الكعبة گفت اگر تو به قبلهى ايشان نماز كنى و يا به دين ايشان اندر آيى از پس آنكه ترا آگاهى داده باشند ، كه دين خداى مسلمانى است ، و قبلهى حق كعبه است .
إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ
( 140 ) تو هوازى 69 آنگه از جملهى بىدادگران باشى بر خويشتن . شايد كه اين خطاب مرو را بود ، و مراد ديگران را بود . و شايد كه اين خطاب او را بود ، و مراد هم او را بود . ازيرا چه اگر بنده چه معصوم است از پند وز امر و نهى خالى نباشد
قوله تعالى
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ
يعنى علم التّورية يعرفون محمّدا - صلّى اللّه عليه و سلّم - كمعرفتهم أبناهم فيما بين الولدان گفت آن كسها را كه ايشان را توريت و انجيل داده آمده است ، مر محمد [ 87 ] مصطفى را - صلّى اللّه عليه و سلّم - همچنان بشناسند به پيغامبرى ، كه فرزندان خود را شناسند در ميان كودكان .
در خبر چنان آمده است كه عبد اللّه بن سلام اين آيت بشنيد گفت من اين محمد را به پيامبرى به ازان شناسم كه فرزند خود را اندر ميان كودكان شناسم .
عمر خطاب گفت - رضى اللّه عنه - كه اين چگونه باشد يا پسر سلام ؟
گفت : من به يقين دانم كه او پيغامبر خداوندست تعالى اما اندر باب فرزند خود بگمانم ندانم تا زنان در پنهانى چه كردند . عمر خطاب شاد شد و گفت نيكو توفيقى يافتهاى اى پسر سلام از خداوند تعالى
وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ
و انّ طائفة من اليهود
لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ
يخفون صفة محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم عن سفلتهم . گفت جز آنكه گروهى ازيشان مىبپوشاند مر راستى را ، پيش نادانان خود مىنگويند از حديث پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلّم -
وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
( 141 ) انّه رسول اللّه و قد وجدوا نعته فى كتابهم گفت ايشان نيك مىدانند كه محمد رسول خدايست