كه روى سوى خانهى كعبه كنيد تا جهودان را بر شما بهانه نماند ازيرا كه جهودان اندر توريت يافته بودند كه محمد آخر الزمانى به دو قبله نماز كند . پارسى حجت « 1 » بهانهاى بود كه خصم را پرده گرداند و دعوى دعوى كننده را روشن گرداند
إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ
لكن الذين ظلموا فانهم يحتجون عليكم بالباطل و لا برهان لحجتهم . گفت جز آنكه اين بيدادگران به شرك بر تو بهانهاى دروغ آرند و لكن اندران بهانهاى ايشان هيچ روشنى نباشد .
و ديگر گفتهاند معنى اين آيت آن باشد كه پيغامبر را گفت خداوند تعالى روى سوى خانه كعبه كن ، تا جهودان را بر تو بهانه و حجت نماند
إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا
مگر كه اين مشركان مكه بر تو حجتى نمايند و بهانهاى نمايند بدانچه گويند آن قبله كه بران چندين گاه نماز كردى اگر حق بود ، چرا دست باز داشتى ؟
و اگر باطل بود ، چرا به باطل كار كردى ؟ اين به ظاهر حجت نمايد اما به حقيقت نه حجت است ازيرا كه او بنده بود و بنده را خواست نبود خداوند را تعالى آيد ، كه بنده را بدانچه خواهد ، فرمان دهد ، و از آنچه نخواهد ، باز دارد
فَلا تَخْشَوْهُمْ
فلا تخشوا المشركين فى صرف القبلة و اخشونىّ فى تركها گفت منديش ازيشان و مترس . روى ازين قبله بدان قبله گردان .
وَ اخْشَوْنِي
از من ترس اگر آن فرمان من به جاى نمانى بدان قبله كت فرمودم روى بدان سون كنى
وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ
و لاكمّل نعمتى عليكم دينا و دنيا و الثانى اتمّ نعمتى عليكم بحيث اهديكم الى قبلة ابرهيم . گفت پاينده گردانم نيكوييهاى خويش بر شما اين جهانى و آن جهانى و ديگر تا نيكوييهاى خويش براستاى شما تمام گردانم .
وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
( 145 ) الى
هامش
( 1 ) . اصل : حجة .