بهر خداوند خويش را و به يكيى او اقرار دادم
وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ
اوصى بكلمة التّوحيد ابرهيم بنيه الاربع اسمعيل اسحق و مدين و مديان و قد قيل انّه كان له ستّة بنين گفت ابرهيم - عليه السّلام - وصيت كرد هم بدين سخون كه خداوند تعالى مرو را وصيت كرده بود اى كه اندرز كرد مر فرزندان خويش را اسمعيل و اسحق و مدين و مديان را
وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ
اى اوصى يعقوب ايضا بنيه اثنا عشره .
گفت يعقوب نيز هم بدين سخون مر فرزندان خويش را اندرز كرد و آن دوازده فرزند بودند نامهاى ايشان گفته آيد ان شاء اللّه .
گفت يا فرزندان من
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ
اختار لاجلكم و لصلاحكم و لسعادتكم الدّين دين الاسلام فلا تموتنّ إلّا و أنتم مّسلمون ( 126 ) اى دوموا على الاسلام حتّى اذا جاءكم الموت فتموتوا على الاسلام گفت خداى عز و جل مر شما را دينى گزيد اى كه بهر نيكبختى شما را ، و نيك آمد شما را دين اسلام
فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
نميريد مگر بر مسلمانى اين مردن به دست كس نبود .
اما معنى اين سخون آن باشد كه بپاييد بر مسلمانى تا آنگه كه مرگ اندر رسد [ 75 ] شما را ، بر مسلمانى يابد
أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ
اكنتم يا معشر اليهود
إِذْ حَضَرَ
حين حضر
يَعْقُوبَ الْمَوْتُ
اسباب الموت اوصى بنيه باليهودية او بدين الحنيفية گفت : يا جهودان شما آن روز حاضر بوديد كه يعقوب فرزندان را اندرز كرد به دين جهوديشان اندرز كرد يا دين حنيفى ، و معنى ديگر گفتهاند « ام » به معنى « بل » باشد گفت بل كه شما كه جهودانيد اى كه پدرانتان آنجا حاضر بودند كه يعقوب فرزندان را اندرز كرد ، چه گفتند پدرانتان ؟ به دين جهودى اندرز كرد ايشان را يا به دين حنيفى ؟
إِذْ قالَ لِبَنِيهِ
گفت فرزندان را يا بنى يا فرزندان من
ما تَعْبُدُونَ مِنْ