بَعْدِي
چون من بميرم شما كرا پرستيد از پس مرگ من ؟ اندرين دو معنى است يكى خواست كه فرزندان را بيازمايد ، و ديگر گفتند اين خطاب فرزندان را بود . و مراد اندرين نصيحت ديگران بود . اين تعليمى بود از وى مر خلق را ، تا بدانند كه كرا بايد پرستيد
قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
.
فرزندانش با خردى تمام و بر اعتقادى پاك جواب دادند مر پدر را . قالوا گفتند
نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ
إبرهيم الخليل و إسمعيل الصادق و إسحق الحليم
إِلهاً واحِداً
ربّا واحدا
وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
( 127 ) مخلصون منقادون بالتّوحيد و العبادة گفت جواب دادند با خردى تمام وز اعتقادى پاك ، گفتند ما از پس تو و در وقت تو آن خداى را تعالى پرستيم « 1 » كه ابرهيم خليل پرستيد و اسحق بردبار پرستيد و اسمعيل وفادار پرستيد إلها واحدا اوست كه يك خدايست
وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
ما مرين خداوند را فرمان برداريم و يكى گوينده
تِلْكَ أُمَّةٌ
جماعة
قَدْ خَلَتْ
قد مضت سبيلها گفت « 2 » اى كه گروهى بودند رفتند و گذشتند « 3 »
لَها ما كَسَبَتْ
من الخير و عليها ما اكتسبت من الشّرّ
وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ
من الخير و عليكم ما اكتسبتم من الشّرّ گفت مريشان راست هرچه كردند و الفغدند ، مكافات آن خود بيابند و شما را نيز هرچه كنيد و الفنجيد [ 76 ] مكافات آن بيابيد
وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
( 128 ) يعني لا توخذون انتم بذنوبهم و لا يوخذونهم بذنوبكم نه مر شما را به كردارهاى ايشان پرسند و نه مريشان را به كردارهاى شما
وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى
قالت اليهود للمومنين كونوا هودا اى يهوديا و قالت النصارى كونوا نصارى . جهودان گفتند مر مؤمنان را كه شما نيز جهود باشيد . ترساآن
هامش
( 1 ) . حاشيه : كه تو مىپرستى .
( 2 ) . حاشيه : ايشانرا كه ياد كرديم امتى بودند .
( 3 ) . اصل : گدشتند .