منقادين مطيعين لك . گفتند يا رب ما هردو را يگانهى خود گردان اى كه ما را چنان گردان به يگانگى ، ترا كه بشناختيم چنان پرستيم و اندر پرستش تو ريا و نفاق و شرك اندر نياريم و مر ترا به همه فرمانها فرمانبردار باشيم و گردننهنده
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ
وز فرزندان ما قومى را نيز همچون ما گردان و
وَ أَرِنا مَناسِكَنا
و عرّفنا متعبّدات حجّك و معالم نسكك و ما يتّصل بالحجّ بازآموز ما را آنچ دربايست 64 حج است و آنچه دربايست پرستش تست
وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
( 122 ) اى فاقبل توبتنا گفت : بدار ما را بر توبهاى ما و بپذير « 1 » از ما عذرهاى ما ، و درگذار « 2 » از ما جرمهاى ما ، كه توى پذيرندهى « 3 » توبه . الرحيم ، بر ما بخشاينده ، اين همه معنى اين قول است
وَ تُبْ عَلَيْنا
همچنانكه گفت اندر قصهى آدم عليه السّلام فتاب عليه و هدى اى كه بپذيرفت « 4 » خداوند تعالى از آدم توبهى او و بداشت او را بر توبهى او ، و بپذيرفت « 5 » عذر او و درگذاشت « 6 » جرم او ، و اندر همه قرآن هرتوبهاى كه به خداوند تعالى منسوب است همچنين است چه ايزد تعالى تواب است و بنده تواب . بنده به آوردن توبه تواب است و ايزد تعالى به پذيرفتن « 7 » توبه توابست « 8 » . الرحيم بخشاينده بران كس كه پيش تو عذر
هامش
( 1 ) . اصل : بپدير .
( 2 ) . اصل : درگدار .
( 3 ) . اصل : پديرنده .
( 4 ) . اصل : بپديرفت .
( 5 ) . اصل : بپديرفت .
( 6 ) . اصل : درگداشت .
( 7 ) . اصل : پديرفتن .
( 8 ) . حاشيه : انك انت التواب گفتند ابرهيم و اسماعيل عليهما السّلام بپذير از ما عذرهاى ما كه تو خداوندى توابى .