تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
نيز نامند پس آن بمعنى ترتيب و پرورش دادن بعض ادويهء است كه در انها حدت و يا رداءت و غائله باشد تا آنكه كم و زائل گردد مانند انزروت كه بشير الاغ بايد سرشت و به چوب كز الود و مانند كباب بريان نمود يك مرتبه اگر بريان زياده و بهتر خواهد دو مرتبه كه در هر مرتبه به شير خر سرشته بريان نمايند بهتر است حب الملوك كه در روغن بادام و يا شير يك شبانه روز بايد خيسانيد و دند كه حبّ السّلاطين است كه در سرگين گاو بايد مدبر نمود و تربد كه خراشيده بروغن بادام چرب بايد كرد و جريش كوبيده با زنجبيل استعمال بايد نمود و تشميزج كه در لته بسته در سرگين الاغ جوش بايد داد و مازريون كه دو شبانه‌روز در سركه بايد كه بخيسانند و تدبير هريك نيز بتفصيل ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد

[ در انواع تدبير ]

[ تدبير ذراريح ]

تدبير ذراريح كه بتركى الاكلتك و قسمى از سمى است بلغت اصفهانى آن است كه بايد چند عدد آن را زنده در كوزه كرده و سر كوزه را بلتهء كتانى بسته معكوس بر بالاى بخار سركه كه باتش بجوشد بدارند تا ذراريح كشته و پرورده گردد آنگاه ساييده استعمال نمايند

تدبير سلاجه

كه عبارت از بول بز كوهى است كه در مسكن او جمع مىشود آن است كه آن را در ظرف نوى كرده بر آن آب خارخسك و بول گاو آن مقدار بريزيد كه او را بپوشاند و در افتاب يا باتش گرم كرده بدست بمالند و صاف آن را در ظرفى كنند و بيست و يك روز در افتاب بگذارند تا مانند عسل غليظ گردد

اصلاح شبرم

آن است كه آن را بكوبند و يك شبانروز در شير بخيسانند و در عوض آن سه بار شير را تغير دهند پس خشك نمايند و هرگاه جهت اورام و سدد احشاء و ماء اصفر و اسهال بلغم و سودا استعمال نمايند بعد از پرورش بشير سه روز ديگر در آب كاسنى و آب عنب الثعلب و آب رازيانه بخيسانند و خشك كنند و به كار برند و با قوابض صرفه استعمال آن جائز نيست

[ اصلاح ادويه جهت نشاط ]

اصلاح ادويهء جهت نشاط مانند پنج شبيبى و پنج شوكران و امثال اينها كه در غايت يبوست و ما سمية باشند آن است كه نيم كوفته سه شبانروز در شير گاو بخيسانند و مكرر تجديد شير نمايند پس خشك كرده در روغن بادام و يا روغن تخم كدو و يا روغن پسته يك هفته به‌پرورند و به كار برند و اگر آن چيز حار باشد در روغنهاى بارده و بارد را در روغنهاى حاره پرورده كنند و با مغزهاى مناسبه مخلوط نمايند طريق ديگر كه حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه معمول من است و بىغائله مشاهده نموده آن است كه ادويهء مكيفه را بعد از آنكه دو سه روز در افتاب با عرقهاى مناسبه خيسانيده باشند بجوشانيد و آب را جهت معاجين با عسل بجوشانند تا بقوام آيد ادويه آن معجون را بان سرشند و هرگاه در حبوب استعمال كنند بايد با بعض آن ادويه آن حب كه از جوش دادن رفع قوت آن نگردد بجوشانند تا همه آبها را جذب به خود كند آنگاه با سائر ادويهء سرشته حبّ سازند و بدانكه مراد از شير در اين مواضع شير بز تازه دوشيده و يا شير گاو و تازه دوشيده و اولى شير بز است

[ اصلاح دبق ]

اصلاح دبق آن است كه بعد از آنكه دانه آن را براورده باشند در هاون با قدرى روغن زيتون و امثال آن مخلوط نمايند و بكوبند با سائر ادويه كه بان مناسبت داشته باشند و همچنين است اصلاح جميع ادويه شيره‌دار چسپنده و هرگاه دبق را با دوايى كه در آن تركيب كنند لبوب و مغزها باشد احتياج به داخل كردن روغن نيست با انها بكوبند و بهترين مغزها جهت اصلاح دبق مغز دانه بيد انجير است

[ در انواع غسل ]

و اما آنچه را بايد تغسيل نمود كه تصويل عبارت از آن است پس بدانكه فائده غسل يا تبريد و يا تنظيف از اشياى غريبه و جريشه و يا تعديل و يا رفع حرارت ناريهء مكتسبه از احراق و با رفع بشاعت و غثيان است هريك بانفراد يا مجموع مانند ادويهء حجريه از يواقيت و شادنج و بسد و لاجورد و حجر ارمنى و آنچه شبيه باحجار است مانند راسخ و اقليميا و شنجرف و مرداسنگ و سفيداب و اطيان و لك و موم و زفت و صبر و ادهان و سويق و شيرج و امثال اينها و طريق آن آنست كه آنچه احجار و يا شبيه بانها باشد بسيار نرم ساييده و در هاون و امثال آن كرده آب بر آن ريخته باهستگى برهم زنند تا آنچه مانند غبار باشد باب مخلوط گردد پس آن را باهستگى در ظرف ديگر ريخته و درد آن را باز ساييده و بدستور آب داخل كرده نرم آن را بگيرند و درد آن را باز بسايند تا مجموع مثل غبار گشته با آب مخلوط شده در آن ظرف ديگر رود و بعد از آن روى آن را بپوشانند تا غبارى داخل نشود و ته‌نشين گردد پس آب بالاى آن ريخته ته‌نشين را خشك كرده استعمال نمايند و غسل سويق و صبر و لاجورد و لك و مرداسنگ و موم و نوره هريك در اماكن خود ان شاء اللّه تعالى ذكر خواهد يافت

[ غسل اطيان ]

اما غسل اطيان آن است هر گلى را كه خواهند بشويند در آن مقدار آب كه او را خوب بپوشاند بلكه سه چهار انگشت بالاى آن ايستد بخيسانند پس از پارچه كرباسى بگذارند و بگذارند تا ته‌نشين شود ته‌نشين را خشك نموده به كار برند

[ غسل ادهان ]

و غسل ادهان كه قطريهء نامند بدانكه هر روغنى كه متكرج و كهنه و طعم آن تند شده باشد و خواهند كه زائل و تازه كنند آن را آن است كه آن روغن را در ظرفى كنند و يخ يا برف در آن ريزند و برهم زنند تا يخ و يا برف آب شود پس از روى آب بردارند و اگر يخ و يا برف نباشد با آب بسيار سرد نيز خوب است و اگر بيكدفعه باصلاح نيايد دو سه دفعه تكرار عمل نمايند و با گلاب نيز همين اثر دارد و با گلاب و برف و با يخ و با آب سرد نيز خوب است و روغن گاو و گوسفند را با دوغ گاو ترش جوش دادن و در حين جوش اردميده گندم بر آن پاشيدن تا دوغ سوخته گردد اما روغن نسوزد نيكو است

[ غسل شيرج كه روغن كنجد باشد ]

غسل شيرج كه روغن كنجد باشد آن است كه با آب نمك بسيار برهم‌زنند و با آتش نرم بجوشانند پس از آب نمك جدا كنند و با آب صاف خالص بسيار برهم زنند و بجوشانند پس آب را از آن جدا كرده به كار برند

[ غسل زفت و امثال آن ]

غسل زفت و امثال آن مانند موم و موميائى و عنبر آن است كه گداخته در آب صاف نيم‌گرم بريزند تا كدورت آن ته‌نشين گردد و آنچه بر روى آب ايستد بردارند و عند الحاجة به كار برند

فصل پانزدهم در بيان معرفت افعال ادويه مفرده و خواص انها

و بعض اصطلاحات طبيه بدانكه ادويهء را افعالى چند كليه و جزئيه و افعالى چند شبيه بكليه است و افعال كليه مانند تسخين و تبريد و ترطيب و تيبيس و امثال اينها است و افعال جزئيه مانند منفعت انها در مرضى و وقتى و حالى است
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 521 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى