سيد قطب الدين مسعود حسينى شيرازى باسم خود ذكر كرده كه نافع است از براى ماليخوليا و مسهل سوداى محترق است و بايد دانست كه اين معجون نجاح جمهور است كه بسفايج و اسطوخودوس را داخل نكرده و لاجورد و حجر ارمنى داخل كرده است
صنعت آن
هليله سياه هليله زرد منزوع النوى هليله كابلى منزوع النوى بليله منزوع النوى امله منقى از هريك ده درم افتيمون تربد سفيد مدبر حجر لاجورد حجر ارمنى كه معروف است بشبط از هريك سه درم ادويه را كوفته بيخته بروغن بادام شيرين چرب نموده بعسل سفيد مصفى بسرشند شربتى سه درم بعد از نضج ماده به اين جلاب داده شود
صنعت جلاب منضج كه پيش ازين معجون چند روز بايد داد تا اثر نضج در قاروره ظاهر شود
بادرنجبويه كاوزبان اسطوخودوس از هريك پنج درم جوشانيده صافى نموده جلاب سكرى نيم رطل داخل كرده بقوام اورند و هر روز دو اوقيه آن را بكلاب حل كرده بنوشند تا اثر نضج در قاروره ظاهر كردد پس معجون مزبور را تناول نمايند
[ معجون مسهل محمد بن ذكريا بنهايت نيكو و بالغ النفع است ]
معجون مسهل محمد بن ذكريا بنهايت نيكو و بالغ النفع است از براى ماليخوليا و دور كردن توحش و سودا
صنعت آن
هليلهء سياه پوست هليله زرد پوست هليله كابلى افتيمون اقريطى اسطوخودوس بسفايج فستقى تربد سفيد مدبر از هريك يك مثقال غاريقون سفيد نمك هندى حجر ارمنى از هريك نيم مثقال فرنجمشك ساذج هندى قرنفل از هريك ربع مثقالى كوفته بيخته به شراب امله و عسل مصفى متساوى سه وزن ادويه سرشته معجون سازند شربتى دو مثقال تا چهار درم و در نسخهء ديكر چنين است كه اجزا را كوفته بيخته بكيرند امله منقى نيم رطل و بهپزند در چهار رطل آب تا مهرا شود و دو حصه آب رفته يك حصه بماند پس از غربال موئى بپالايند و يك رطل عسل مصفى در آن داخل كرده بقوام اورند پس بكيرند از آن سه وزن ادويه و ادويه را بان بسرشند
[ معجون مسهل ديگر نافع از براى سودا و توحش و مزيل ماليخوليا ]
معجون مسهل ديكر نافع از براى سودا و توحش و مزيل ماليخوليا و انديشهاى باطل بيهوده و خوف و خفقان و وجع فواد و فزع است
صنعت آن
پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه پوست بليله امله منقى از هريك پنج درم كشنيز خشك مقشر چهار درم كل نيلوفر بسفايج فستقى پوست تراشيده نيم كوفته اسطوخودوس كل سرخ منزوع الاقماع بادرنجبويه افتيمون نارمشك كهرباى شمعى بسد از هريك سه درم حجر ارمنى تخم كاسنى كل بنفشه از هريك دو درم ريوند چينى يك درم سقمونياى مشوى يك درم و نيم كوفته بيخته بعسل سفيد مصفى سه وزن ادويه بسرشند و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى سه درم تا پنج درم و اين قريب است بمعجون نجاح هرمس
معجون مسهل ديكر كه اسهال سودا نمايد
صنعت آن
هليله زرد و كابلى و سياه از هريك ده درم امله و بليله از هريك پنج درم سقمونيا يك درم افتيمون اسطوخودوس از هريك سه درم اجزا را كوفته بيخته بروغن بنفشه بادام چرب نموده با قند و عسل بسرشند شربتى دو درم
معجون اهليلج ديكر حكه و جرب را نافع باشد صفرا براند
صنعت آن
پوست هليله زرد سنا مكى بنفشه از هريك ده درم قاقله زنجبيل مصطكى از هريك دو درم ورق كل سرخ سه درم ادويه كوفته بيخته بروغن بادام چرب كنند و با سه چندان ادويه عسل و قند بسرشند شربتى چهار درم
[ معجون هندى منقول از قانون ]
معجون هندى منقول از قانون در خواص قريب است به انوشدارو صاف كنندهء لون و مقوى بصر و منقى معده و ملين طبيعت و بواسير را نافع است
صنعت آن
فلفل دارفلفل هليله سياه بليله امله منقى قنطوريون دقيق از هريك چهار استار عسل و روغن كاو تازه قدرى كه ادويه را بان توان سرشت على الرسم بسرشند شربتى يك مثقال و زياده به قدر قوه و بر داشت طبيعت
[ معجون اهليلج مسهل نافع كابوس بارد ]
معجون اهليلج مسهل از استنباط آن قدس سره نافع از براى كابوس بارد حادث از بلغم و سودا و مجرب است
صنعت آن
پوست هليله كابلى هليله سياه امله منقى كاوزبان بادرنجبويه افتيمون افسنتين رومى از هريك هفت مثقال انيسون دوقو قردمانا حب بلسان از هريك سه مثقال فاوانيا عود هندى برك سداب بزر سيساليوس از هريك دو مثقال سكبينج يك مثقال از افربيون نيم مثقال كل قند شصت مثقال عسل مصفى يكصد سى مثقال كلقند را بكلاب و عرق دارچينى از هريك نيم من تبريز حل كرده خوب بمالند و بجوشانند و بپالايند و عسل را صافى نموده در آن داخل كرده بقوام اورند و ادويه را كوفته بيخته بروغن بادام شيرين بيست مثقال چرب نموده بان بسرشند و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى دو درم و اكر عنبر اشهب و مشك تركى از هريك دو ثلث مثقالى داخل نمايند ميكردد اقوى
معجون مفرح
قلمى فرمودهاند كه از تاليف بندهء اثم محمّد هاشم مخاطب بحكيم معتمد الملوك سيد علوى خان است دافع سوداى محترق از خون و صفرا و دافع خفقان و ضعف قلب و ماليخولياى خصوص مراقى و نافع از براى امراض حادث از سودا است
صنعت آن
مرواريد ناسفته كهربا درونج عقربى ورق نقره محلول ابريشم مقرض تخم بادرنجبويه تخم بادروج تخم فرنجمشك از هريك دو مثقال بادرنجبويه فرنجمشك پوست زرد اترج كل سرخ طباشير سفيد دارچينى كل كاوزبان برك كاوزبان كشنيز خشك مقشر دانه هيل بهمن سرخ بهمن سفيد از هريك دو مثقال و نيم زعفران عنبر اشهب ورق طلا محلول از هريك يك مثقال هليله سياه پوست هليله كابلى از هريك بيست و پنج مثقال آمله منقى هفتاد و پنج مثقال زرشك منقى ده مثقال اين هر چهار را يك شب در كلاب و عرق كاوزبان و عرق بيدمشك از هريك يك من تبريز بخيسانند و صبح در ديك سنكى يا نقره باتش ملايم بجوشانند تا مهرا شود پس از آتش فرود آورده نيكو بمالند و بپالايش نقره يا از پشت غربال موئى بكذرانند و يك من و يك چهار يك من قند سفيد و بيست مثقال عسل مصفى داخل كرده بپزند تا بقوام آيد پس زعفران را بكلاب سوده داخل نمايند و از آتش فرود آورده ورق نقره ورق طلا محلول را و عنبر اشهب و مشك تركى با نبات كوفته را داخل نمايند و بمسواط چوب بيد و چوب صندل برهم زنند و باقى ادويه داخل كرده باز برهمزنند تا نيكو مخلوط شود در ظرف چينى نكاه دارند شربتى سه درم و اكر رطوبت در معده باشد مصطكى كندر از هريك دو مثقال صندل سفيد عود قمارى خام نارمشك از هريك يك مثقال اضافه نمايند و وزن عنبر را دو مثقال كنند
[ معجون مفرح رازى كه در منصورى ذكر كرده ]
معجون مفرح رازى كه در منصورى ذكر كرده و كفته كه اين معجون ماليخوليا و توحش و افكار فاسده و وسواس را زائل كرداند و مفرح قلب و نيكو كرداننده رنك است و مقوى معده و هضم
صنعت آن
بادرنجبويه پوست زرد اترج قرنفل مصطكى زعفران قرفه جوزبوا قاقله نارمشك سك اصلى بهمن سرخ بهمن سفيد زرنباد درونج عقربى بزر بادرنجبويه و وسواس را زائل كرداننده رنك است و مقوى معده و هضم صنعت قاقله نار بزر فرنجمشك از هريك جزوى عنبر اشهب مشك تبتى از هريك عشر جزوى هليله كابلى بيست عدد آمله سى عدد هليله و امله را از استه منقى نموده در سه رطل آب بپزند تا بيك رطل رسد پس فرود آورده بمالند به قوت تمام و بپالايند پس يك رطل عسل مصفى داخل كرده بپزند تا بقوام آيد پس بكيرند از آن مقدار سه وزن ادويه و اول مرتبه عنبر و مشك را در آن حل نمايند پس ادويه را بر آن پاشيده برهم زنند تا نيكو مخلوط شود شربتى سه درم
معجون مفرح سيد اسمعيل كه در ذخيره از براى ماليخوليا مراقى ذكر كرده
صنعت آن
بادرنجبويه پوست زرد اترج قرفه مصطكى قرنفل جوزبوا قاقله نارمشك بهمن سرخ بهمن سفيد زرنباد درونج عقربى زعفران تخم بالنكو تخم فرنجمشك از هريك دو درم و نيم مشك تركى يك دانك و نيم كوفته بيخته پس بكيرند پوست هليله كابلى پنجاه درم امله منقى هفتاد و پنج درم و در دو من