تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
ايارج فيقرا و نيم درم غاريقون هش سفيد و يك درم تربد بدهند و اين مطبوخ را سر دارو چند مرتبه بايد داد

مطبوخ اهليلج نافع از براى يرقان اسود بسبب سده ما بين طحال و كبد

صنعت آن

پوست هليله زرد ده درم هليله سياه هفت درم افسنتين رومى پنج درم مويز منقى پانزده درم پوست بيخ كبر پوست بيخ كرفس بيخ رازيانه بيخ كاسنى از هريك پنج درم الوى سياه بيست عدد تمر هندى منقى از حب و ليف و قشر پانزده درم افتيمون سه درم در سه من آب بجوشانند تا يك من بماند صافى نموده ده درم فلوش خيارشنبر در يك‌صد درم از آن حل نموده روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بنوشند

مطبوخ اهليلج ديكر نافع از براى صلابت طحال

صنعت آن

پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه غنچه كل سرخ كاوزبان بادرنجبويه شاهتره عنب الثعلب پرسياوشان از هريك نه مثقال سنا مكى يك توله عناب ده دانه جوشانيده صافى نموده فلوس خيارشنبر شش توله كلقند افتابى چهار توله در آن حل كرده صافى نموده روغن بادام چهار ماشه اضافه نموده بنوشند غذا ميان روز نخوداب و شب قليه خشكه

[ مطبوخ اهليلج نافع از براى ورم دموى كليه ]

مطبوخ اهليلج نافع از براى ورم دموى كليه بعد از فصد باسليق و در صفراوى به غير فصد

صنعت آن

پوست هليله زرد ده درم تمر هندى منقى از دانه و ليف بيست درم الوى سياه سى عدد عناب سپستان از هريك پنجاه عدد كل بنفشه خشك تخم كشوث از هريك دو مشت برك كاسنى يك دسته عنب الثعلب يك دسته جوشانيده صافى نموده ترنجبين منقى ده درم فلوس خيارشنبر پانزده درم در آن حل كرده صافى نموده سه طسوج سقمونيا اضافه نموده نيم كرم بنوشند و اكر حاجت باقى باشد در مدت سه روز سه مرتبه اين مطبوخ را بدهند

مطبوخ اهليلج ديكر نافع از براى جميع امراض صفراوى مانند صداع و حميات صفراويه و غيرها

صنعت آن

پوست هليله زرد پخته يعنى رسيده بيست و پنج درم تمر هندى پنج استار شاهتره يازده درم عناب خراسانى بيست عدد سپستان پنجاه عدد الوى سياه دانه كل سرخ شش درم برك عنب الثعلب پنج درم تخم كشوث پنج درم برك كاسنى تازه يك دسته تخم كاسنى نيم كوفته پنج درم مجموع را در پنج رطل آب به‌پزند تا دو ثلث يا يك رطل بماند و بياشامند با اين سفوف سقمونيا يك دانك نمك هندى دو دانك صبر مغسول يك درم و نيم كثيرا نيم‌دانك تربد سفيد مدبر يك مثقال كوفته بيخته بروغن بادام شيرين چرب نموده بجلاب سرشته حب ساخته فرو برند يا در مطبوخ ماليده بنوشند

مطبوخ اهليلج نافع از براى خارش

صنعت آن

هليله زرد منقى از نوى پانزده درم پرسياوشان شاهتره از هريك پنج درم ماميران چينى دو درم ماميران چينى دو درم تخم كاسنى سه درم بسفايج فستقى كل سرخ حشيش افسنتين از هريك سه درم جميع اجزا را در سه رطل آب بجوشانند تا دو ثلث يا يك رطل بماند پس صافى نموده در آن پنج درم افتيمون داخل كرده يك شب بكذارند پس بمالند و صافى نموده پانزده درم ترنجبين پاك كرده در آن انداخته بمالند و مرتبه ديكر صافى نموده بنوشند

[ مطبوخ اهليلج مسهل صفرا مستعمل در صداع ]

مطبوخ اهليلج مسهل صفرا مستعمل در صداع كائن بمشاركت معده بسبب غلبه مرهء صفرا در معده و انسب آن است كه استعمال كرده شود اين مطبوخ بعد از استعمال مقئ صفرا

صنعت آن

پوست هليله زرد پنج درم شاهتره سه درم عناب ده عدد تمر هندى منقى از حب و مويز منقى از حب از هريك ده درم جوشانيده صافى نموده فلوس خيارشنبر پانزده درم در آن حل كرده صافى نموده سقمونيا نيم دانك نشاسته دو دانك داخل كرده بنوشند و غذا چوژه مرقهء مرغ مطبوخ با آب الو و آب غوره و آب سماق تناول نمايند

[ مطبوخ اهليلج اسود نافع از براى ماليخوليا ]

مطبوخ اهليلج اسود نافع از براى ماليخوليا به جهت آنكه اخراج سودا از دماغ مىكند بقوّتى كه در آن است و نيز اين مطبوخ نافع است از براى ابتداى جذام و از براى جرب و قوبا و بهق سياه و كلف

صنعت آن

هليله سياه ده درم سنا مكى هفت درم تربد سفيد مدبر چهار درم بسفايج فستقى پنج درم اسطوخودوس ده درم مويز طائفى دانه بيرون كرده افتيمون از هريك ده درم ادويه را سواى افتيمون در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل رسد پس صافى نموده افتيمون را در پارچهء كتانى بسته در آب مطبوخ كه خوب كرم باشد اندازند و يك شب بكذارند و صبح باز آن آب را كرم كرده كيسه افتيمون را بمالند و بفشارند و دور كنند پس بكيرند غاريقون سفيد ثلث درمى صبر سقوطرى زرد يك درم نمك هندى نيم درم خربق سياه ربع درمى همه را نرم سوده بجلاب سكرى سرشته در مطبوخ نيكو ماليده نيم كرم بنوشند و اين مطبوخ بسيار قوى است و اكر خواسته باشند اجزاى سر دارو را با دو دانك كثيرا حب ساخته فرو برند و بعد از دو ساعت مطبوخ را بنوشند

[ مطبوخ اهليلج اسود ديگر مسهل سودا ]

مطبوخ اهليلج اسود ديكر مسهل سودا است نافع از براى ماليخوليا هرگاه خلط موجب سوداى خفيف باشد و بوده باشد مائل ببرودت

صنعت آن

هليله سياه هندى پوست هليله كابلى از هريك دو درم پوست بليله امله منقى از هريك پنج درم افسنتين رومى كاوزبان بادرنجبويه بسفايج فستقى پوست تراشيده مرضوض از هريك چهار درم سنا مكى پنج درم الوى سياه مويز منقى از هريك بيست دانه مجموع را در چهار رطل آب بجوشانند تا بيك رطل رسد بر روى هفت درم افتيمون در كتان بسته صافى نموده يك شب بكذارند و روز ديكر كرم كرده كيسه را بمالند و بفشارند و دور كنند و تقويت عمل آن نمايند بغاريقون هش سفيد يك مثقال نمك نفطى صبر سقوطرى از هريك نيم درم خربق اسود يك دانك و بياشامند و اكر اجزاى سر دارو را حب ساخته فرو برند و بعد از دو ساعت مطبوخ را نيم كرم بنوشند بهتر است

نسخه ديكر اين مطبوخ

هليله سياه ده درم بسفايج فستقى پوست تراشيده مرضوض پنج درم اسطوخودوس سنا مكى از هريك هفت درم ورق كل سرخ كاوزبان بادرنجبويه از هريك چهار درم بسفايج فستقى پوست تراشيده مرضوض پنج درم اسطوخودوس سنا مكى از هريك هفت درم ورق كل سرخ كاوزبان بادرنجبويه از هريك چهار درم رازيانه انيسون از هريك يك درم خربق سياه دو دانك غاريقون سفيد نيم درم تربد سفيد يك درم زنجبيل نيم درم همه را در چهار رطل آب به در چهار رطل آب به‌پزند تا به يك رطل رسد پس بكيرند افتيمون ده درم و در پارچهء كتانى بسته در آن اندازند و يك جوش ديكر داده فرود آورند و صرهء افتيمون را دايم بمالند تا تمام قوت آن بيرون آيد آن كيسه را نيكو فشرده دور كنند مطبوخ را صافى نموده پيش از نوشيدن مطبوخ حبى كه فراگرفته باشند از لاجورد و نمك نفطى و ايارج فيقرا و شحم حنظل از هريك دو دانك كوفته بيخته بروغن بادام شيرين چرب نموده حب ساخته به ورق نقره پيچيده فرو برند و بعد از دو ساعت مطبوخ را نيم كرم بنوشند

به نسخه ديكر

هليله سياه هندى ده درم بسفايج فستقى پوست تراشيده مرضوض پنج درم سنا مكى هفت درم اسطوخودوس چهار درم مجموع را در چهار رطل آب بجوشانند تا به يك رطل رسد پس بكيرند افتيمون ده درم و در صره بسته در آن اندازند و جوشى ديكر داده فرود اورند و دايما خرقه را بمالند تا قوت افتيمون بيرون آيد و مطبوخ سرد شود پس صره افتيمون را بفشارند و دور كنند مطبوخ را صافى نموده تقويت فعل آن بسرداروى متخذ از غاريقون سفيد چهار دانك خربق سياه يك دانك ايارج فيقرا يك درم اجزا را كوفته نرم كوبيده بجلاب سكرى سرشته در مطبوخ بمالند و كرم كرده مطبوخ را نيم كرم بنوشند و اكر
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 776 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى