تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
صاحب آن را اين مطبوخ كه مسهل اخلاط ثلثه است از سر و نيز اين مطبوخ نافع است از براى جنون چون استعمال كرده شود بعد از تدابير منوم چون خواب آيد اسهال خلط نمايد به اين مطبوخ بعد از نضج ماده و بعد از تنقيه چند روز او را استراحت فرمايند و امر كنند او را بتدابير مرطبه از اغذيه و غيرها پس اعاده كنند دواى مسهل را براى طبيب است كه اعاده همين مسهل نمايد يا اقوى از آن چون حب اسطوخودوس

صنعت آن

پوست هليله زرد ده درم پوست هليله كابلى هليله سياه از هريك هفت درم پوست بليله امله منقى از هريك چهار درم مويز سرخ منقى ده درم الوى سياه دانه كاوزبان بادرنجبويه حشيش غافث اسطوخودوس از هريك سه درم بسفايج فستقى پوست تراشيده مرضوض دو درم افتيمون در كتان بسته ده درم افرنج مشك ساذج هندى انيسون از هريك يك درم مجموع را بدستور مقرر بجوشانند و صافى نموده غاريقون هش سفيد صبر سقوطرى از هريك يك درم نمك نفطى لاجورد مغسول از هريك دو دانك شحم حنظل يك دانك سرخ ده درم غاريقون را به پشت آردبيز موئى بمالند و به‌پزند و با باقى ادويه سردار و كه كوفته بيخته باشند در شكر سرشته در مطبوخ بمالند و بنوشند

[ مطبوخ اهليلج مستعمل در اقسام جنون ]

مطبوخ اهليلج مستعمل در اقسام جنون وقتى كه سوداى محترقه از صفرا باشد چون استعمال كرده شود بعد از فصد و سائر تدابير سرسام صفراوى

صنعت آن

پوست هليله زرد پانزده درم پوست هليله ده درم افتيمون افسنتين رومى از هريك چهار درم بسفايج فستقى پوست تراشيده نيم كوفته پنج درم سنا مكى سه درم جوشانيده لجوشا صافى نموده فلوس خيارشنبر بيست درم ترنجبين پاك كرده پنجاه درم در آن حل كرده صافى نموده بنوشند و بعضى اوقات نيم درم سقمونياى مشوى داخل نمايند و بعضى اوقات سر بنفشه كل نيلوفر عناب جوشانيده اضافه نمايند و اين نسخه بطريق دستور العمل است در خور هر شخص زياده و كم كنند و بعضى اوقات از جهت تقويت قوت مصطكى رومى و انيسون داخل نمايند

مطبوخ اهليلج ديكر مسهل صفرا مستعمل در صداع صفراوى

صنعت آن

پوست هليله زرد پوست هليله كابلى اصل السوس از هريك دو مثقال الوى سياه ده عدد مويز منقى بيست عدد عناب خراسانى پانزده عدد تمر هندى پنج مثقال جوشانيده صافى نموده شيرخشت خراسانى ترنجبين از هريك پانزده درم در آن حل كرده صافى نموده فلوس خيارشنبر پانزده مثقال در آن حل كرده باز صافى نموده روغن بادام شيرين يك مثقال در آن داخل كرده بنوشند

مطبوخ اهليلج مسهل صفرا مستعمل در صداع صفراوى

صنعت آن

پوست هليله زرد تمر هندى منقى از حب و قشر و ليف از هريك سى درم مويز طائفى منقى از حب عناب سپستان از هريك سى دانه سر بنفشه خشك دوازده مثقال الوى سياه سى عدد و همه را در شش رطل آب به پزند تا دو رطل بماند پس بكيرند از آن هر روز هفتاد مثقال و حل كنند در آن دوازده مثقال فلوس خيارشنبر منقى از حب و بمالند و بپالايند و بچكانند بر آن روغن بادام شيرين يك مثقال و بنوشند

[ مطبوخ اهليلج ديكر مستعمل در صداع صفراوى ]

مطبوخ اهليلج ديكر مستعمل در صداع صفراوى كه در اسهال صفرا اقوى از نسخه قبل است و اسهال صفراى غليظ يعنى مرهء محى مىكند

صنعت آن

پوست هليله زرد پانزده درم الوى سياه فارسى بزرك دانه بيست دانه عناب خراسانى بيست دانه تمر هندى منقى از حب پانزده درم شاهتره ده درم افسنتين رومى پنج درم مجموع را در دو رطل آب به‌پزند تا به ثلث رسد صافى نموده بكيرند از آن شش اوقيه و حل كنند در آن شيرخشت خراسانى ترنجبين از هريك يك اوقيه و تقويت نمايند آن را به نيم‌دانك سقمونياى مشوى و بياشامند و اكر ماده اغلظ باشد سزاوار آن است كه بعوض شيرخشت و ترنجبين نيم مثقال صبر سقوطرى در آن داخل كرده بنوشند

مطبوخ اهليلج ديكر مستعمل در صداع صفراوى هرگاه با صفرا شائبه از بلغم باشد

صنعت آن

پوست هليله زرد بيست درم تمر هندى منقى از حب سى درم پرسياوشان اصل السوس از هريك سه درم شاهتره پانزده درم افسنتين رومى هفت درم عناب سى دانه الو بيست دانه مويز منقى از حب ده درم كشنيز خشك يك كف كبير مجموع را در آب به‌پزند چنان كه رسم مطبوخ است و بفشارند و صافى نموده در مقدار يك شربت از آن وزن پانزده درم ترنجبين پاك كرده حل كرده صافى نمايند و مقدار طسوج سقمونياى و دو ثلث درمى تربد سفيد مدبر در آن بمالند تا نيكو مخلوط شود بياشامند

مطبوخ اهليلج ديكر صفرا و سوداى محترق از صفرا و صداع صفراوى سوداوى را مفيد است

صنعت آن

پوست هليله زرد هفت درم پوست هليله كابلى آمله منقى از هريك چهار درم تخم كاسنى نيم كوفته كل سرخ منزوع الاقماع از هريك سه درم عناب بيست عدد الوى سياه پانزده عدد كل نيلوفر دو درم ريوند چينى نيم درم ريوند چينى را نيم كوفته در صره كتانى بسته مجموع را در آب بجوشانند بدستور مقرر پس صافى نموده بيست و پنج درم شيرخشت در آن حل كرده صافى تربد سفيد مدبر چهار دانك پوست هليله زرد نيم درم سقمونياى مشوى يك دانك كل سرخ منزوع الاقماع يك دانك كوفته بيخته در آن حل كرده بياشامند و اكر سر دارو را حب ساخته فرو برند و بعد از آن مطبوخ را بياشامند بهتر است

مطبوخ اهليلج فواكهى مليّن طبع است بازلاق و اسهال صفرا و نافع است از براى صداع صفراوى

صنعت آن

پوست هليله زرد چهار درم عناب بيست دانه سپستان سى دانه الوى سياه بزرگ الوى خراسانى سيرمش اصفهانى از هريك ده دانه تمر هندى منقى از حب و ليف ده مثقال افسنتين رومى تخم خبازى تخم كشوث تخم كاسنى كل نيلوفر پوست بيخ كاسنى پوست بيخ رازيانه از هريك سه درم مجموع را در دو رطل و نيم آب به‌پزند تا ثلث باقى ماند پس صافى نموده حل كنند در آن فلوس خيارشنبر منقى از حب و شيرخشت خراسانى از هريك ده مثقال ترنجبين پانزده مثقال و بمالند و بپالايند و بچكانند بر آن روغن بادام شيرين يك مثقال و بياشامند و اكر با صفرا شائبه از بلغم باشد باكى نيست كه تقويت كرده شود اين مطبوخ بريوند چينى دو دانك تربد سفيد محكوك ملتوت بروغن بادام شيرين مرضوض يك درم هر دو را كوفته بيخته بر آن پاشيده نيم كرم بنوشند

[ مطبوخ اهليلج بنفسج ]

مطبوخ اهليلج بنفسج ابو جريح مستعمل در صداع دموى اسحق كفته كه اسهال بمطبوخ اهليلج و بنفسج نافع از براى كابوس حادث از سوداى محترق از خون چون استعمال كرده شود بعد از فصد

صنعت آن

پوست هليله زرد سر بنفشه خشك از هريك پنج درم تمر هندى منقى از حب ده درم در آب به‌پزند و صافى نموده بيست درم شيرخشت خراسانى در آن حل كرده باز صافى نموده بنوشند

مطبوخ اهليلج اصفر مسهل صفرا برفق است و اسهال صفرا بان بعد از نضج نافع است از براى صداع صفراوى

صنعت آن

پوست هليله زرد بيست درم در دو رطل آب بجوشانند تا ثلث بماند پس صافى نموده حل كنند در آن وزن چهل درم ترنجبين پاك كرده و سى درم شيرخشت خراسانى و صافى نموده بنوشند به نسخه ديكر پوست هليله زرد ده درم تا بيست درم نيم‌كوفته در سه رطل آب بجوشانند برفق تا يك رطل بماند صافى نموده شكر طبرزد بيست درم شيرخشت يا ترنجبين هركدام كه باشد پانزده درم در آن حل كرده صافى نموده بياشامند به نسخه ديكر پوست هليله زرد بيست درم در يكمن آب به‌پزند