تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
جنطيانا برنك كابلى مقشر پوست سليخه از هريك چهار درم عصاره غافث عصاره افسنتين سعد كوفى اذخر مكى از هريك پنج درم تخم كشوث بزر سرمق و در نسخه ديكر بجاى بزر سرمق تخم حرمل است رب السوس سقمونياى از هريك ده درم تخم كرفس باديان قسط تلخ وج تركى انيسون از هريك سه درم تربد سفيد مدبر يك‌صد و پنجاه درم زيره كرمانى چهار درم كوفته بيخته بروغن بادام مزبور چرب نموده پس بكيرند دو من فانيذ و سى درم روغن كنجد و فانيذ را در مطبوخ مسطور حل كرده مرتبه ديكر به‌پزند تا غليظ شود و بقوام آيد پس روغن كنجد و ادويه مسحوقه را داخل كرده جوش خفيفى داده برهم زنند تا مستوى كردد فرود اورند شربتى چهار درم تا پنج درم با شير شتر يا آب عنب الثعلب يا ماء الجبن

[ كلكلانج كبير ]

كلكلانج كبير ضعيفى معده را كه از سردى و ترى باشد و تبهاى كهنه را سود دارد و باز كرفتن بول بكشايد و بهق و برص و سرفه بلغمى و قروح شش و تنكى نفس را به‌برد و خداوند آن جكر بارد و سپرز صلب را و خداوند آن باسور و قولنج را و خداوند آن استسقا و اختناق رحم و بيماريهاى آن را و خداوند آن صرع و مزاج سرد را سود دارد

صنعت آن

هليله كابلى بليله امله پاك كرده از حب و ريشه از هريك هفت درم فلفل دارفلفل زنجبيل فلفلمويه نمك هندى سياه نمك هندى سرخ نمك اندرانى نمك طبرزد خمير لسان العصافير شيطرج سعد خيربوا قرفة قرنفل برنك كابلى مقشر صعتر فارسى شونيز حب النيل زيره كرمانى ساذج هندى تخم كرفس كشنيز خشك از هريك پنج درم تربد سفيد صد پنجاه درم فلوس خيارشنبر تازه ده درم مويز منقى نيم من شير آمله پاك كرده يكمن مويز و امله را اندر دوازده من آب به‌پزند تا دو بهره برود يك حصه بماند و بپالايند و خيارشنبر را درين حل كنند و سه من و ده استار فانيذ نيكو درين آب بكذارند باتش نرم و نيم من روغن كنجد تازه با وى بياميزند و يك جوش ديكر بدهند تا قوام كيرد بعد آن داروها را بدان بسرشند شربتى از سه درهم تا چهار درهم و اين تركيب سى جزو است به غير فانيذ و روغن كنجد و وزن آن شش صد و شصت و هفت درم و نيم تقريبا مزاج آن كرم است در اخر درجهء اول و خشك است در سه ربع و در نسخه ديكر كه باسم كلكلانج بزورى است زيره و ساذج و تخم كرفس و كشنيز خشك داخل نيست

[ كلكلانج صغير ]

كلكلانج صغير نافع از براى اقسام استسقا و اوجاع كبد و طحال و سده و دماميل و مجرب است در منافع مذكوره

صنعت آن

به نسخه شيخ رئيس پوست هليله زرد بيست درم هليله سياه پوست بليله از هريك پانزده درم امله منقى سه رطل تمر هيرونى پنجاه درم مويز دانه بيرون آورده يك رطل ادويه را جمع كرده سى رطل آب بر روى انها كرده بجوشانند تا آنكه هشت رطل آب باقى ماند پس ادويه را نيكو بمالند و بفشارند و بپالايند و بكيرند عسل فلوس خيارشنبر منقى از حب و قشر يك رطل و در آن آب مصفى داخل كرده يك جوشى داده پس فرود آورده بمالند ماليدنى نيكو و در پالايش انداخته بپالايند يا از غربال موئى بكذرانند و ثفل آن را دور كرده پس بكيرند فانيذ جيد چهار رطل و در آن حل كرده بجوشانند تا بقوام عسل آيد پس داخل كنند در آن روغن كنجد تازه يك رطل و در نسخه كه صاحب ميزان الطبايع ذكر كرده وزن روغن كنجد سه استار است و على التقديرين صافى نموده برهم زنند تا مخلوط يكديكر شوند و چند جوش ديكر داده از آتش فرود اورند و بكيرند لك مغسول سنبل الطيب دوقو كل سرخ منزوع الاقماع فطراساليون فو ريوند چينى نمك هندى بيخ سوسن اسمانجوئى غاريقون هش سفيد از هريك شش درم كماذريوس سيساليوس زراوند طويل اسارون مصطكى عود بلسان جنطيانا برنك كابلى مقشر سليخه از هريك چهار درم بزر كشوث بزر سرمق اصل السوس رب السوس سقمونياى مشوى از هريك ده درم عصاره غافث عصاره افسنتين سعد هندى فقاح ذخر از هريك پنج درم تخم كرفس قسط تلخ وج تركى رازيانه انيسون از هريك پنج درم تخم كرفس قسط تلخ وجّ تركى رازيانه انيسون از هريك سه درم تربد سفيد مدبر يك‌صد و پنجاه درم زيره كرمانى چهار درم مجموع را كوفته بيخته پس بكيرند برك مازريون بيست درم و داخل كنند در آن يك رطل آب و سه اوقيه روغن كنجد و يا روغن بادام شيرين و بجوشانند تا آب برود و روغن بماند پس بپالايند و ادويه را بان چرب كرده و در فانيذ مطبوخ مذكور مخلوط سازند خلط نيكو و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى چهار دم با شير شتر يا ماء الجبن يا آب عنب الثعلب يا با آب كاكنج و بعضى كفته‌اند كه شربتى از چهار درم تا پنج درم و اين نسخه چهل و سه درم تا پنج درم و اين نسخه چهل و سه جزو است به غير فانيذ و روغن و روغن و وزن ادويه يك هزار و نود و هفت درم است و مزاجش كرم است در اواسط درجه اولى و خشك است در يك درجه و نيم و در نسخه سيّد اسمعيل در ذخيره بجاى كماذريوس كمافيطوس است و اين نسخه اصل از نسخه ذخيره است

[ كلكلانج اصغر ]

كلكلانج اصغر در منافع مثل منافع كلكلانج اكبر است

صنعت آن

هليله سياه هندى بلبلج منقى شير املج منقى شير املج منقى فلفل دارفلفل شيطرج هندى صبر زنجبيل حب النيل برنج كابلى مقشر كشنيز خشك نانخواه فلفلمويه تخم كرفس لسان العصافير زيره كرمانى اطموط از هريك پنج درم خيارشنبر منقى از قشر و حب نمك هندى قرفه الطيب ساذج هندى هيل‌بوا كه شمشير است و اكر يافت نشود عوض آن قاقله كبار حبة السودا كه شونيز است از هريك سه درم است تربد سفيد روغن شيطرج از هريك بيست استار شكر سفيد يك‌صد و بيست استار مويز دانه بيرون كرده دويست و پنجاه استار آب املج ده رطل

صنعت ماء الاملج مستعمل درين كلكلانج

شير املهء منقى سه من مويز منقى از عجم شش من در چهل رطل آب عذب به‌پزند تا ربعش بماند پس بمالند و بپالايند و در ديك پاكيزه كرده شكر را در آن اندازند و باتش ملايم به‌پزند تا شكر كداخته و مثل غليظ كردد پس ادويه مسحوقه را بر آن ريخته بر بالاى آتش حركت دهند بعد از آن روغن شيرج را بر آن ريخته برهم زنند تا خوب ممزوج شود و مثل خمير كردد و از آتش بركيرند و سرد كرده در ظرف چينى يا زجاجى نكاه دارند و بوقت حاجت استعمال نمايند شربتى از سه مثقال تا چهار مثقال و قلمى فرموده‌اند كه به اعتقاد اين فقير درين هر دو نسخه روغن شيطرج تازه است كه بسهو روغن شيطرج قلمى شده خواه از مولفش باشد يا از كاتب بعد از تاليف

[ كلكلانج ديگر سده كبد و طحال و عسر بول بگشايد ]

كلكلانج ديكر سده كبد و طحال و عسر بول بكشايد و ضيق النفس و قولنج را نافع بود و بيماريهاى رحم و تبهاى كهنه كه از بلغم و رطوبت باشد سودمند بود و مستقى را فائدهء عظيم بخشد و سينه و شش را از بلغم و رطوبت پاك سازد و سرفه كهنه كه از رطوبت دماغ و شش باشد بر طرف كند

صنعت آن

پوست هليله زرد پوست بليله امله مقشر فلفل شيطرج هندى صبر زرد زنجبيل حب النيل برنك كابلى مقشر كشنيز خشك نانخواه فلفل مويه تخم كرفس لسان العصافير زيره كرمانى بندق هندى از هريك پنج درم شيره فلوس خيارشنبر نمك هندى قرفه ساذج هندى قاقليتن شونيز از هريك سه درم تربد سفيد مدبر يك‌صد درم مويز منقى از پوست و تخم پاك كرده يك‌صد درم شير امله ده رطل اجزا كوفته بيخته مويز و شير امله را در بيست رطل آب صاف كرده مقدارى كه كفاف باشد فانيذ داخل كرده بقوام اورند آن كاه دواها را كوفته بيخته دو رطل روغن كنجد تازه داخل كرده همه را درهم اميخته خوب بسرشند و در ظرف چينى يا شيشه نكاه دارند و هنكام حاجت مقدار شربتى چهار مثقال تناول نمايند