تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
افسنتين نيم جزو از كل سرخ ربع جزوى و از نقوع هليله مذكور مثل مجموع شربتى از چهار درم تا هفت درم باشد

فصل در بيان سفوفاتى كه اصل و عمود در انها اهليلج است

[ سفوف اهليلج مستعمل در يرقان اصفر سدى ]

سفوف اهليلج مستعمل در يرقان اصفر سدى بسبب سده فيما بين مراره و امعا هرگاه از تدابير ديكر زائل نكردد اين سفوف را با شير شتر بدهند خصوص شترى كه آن را علف شيح و قيصوم داده باشند

صنعت آن

پوست هليله زرد سه درم افتيمون انيسون از هريك نيم درم ايارج فيقرا چهار دانك جمله يك شربت است با پنجاه و شصت درم شير شتر

[ سفوف اهليلج شيخ داود انطاكى ]

سفوف اهليلج شيخ داود انطاكى جيد الفعل و عظيم النفع و بالغ است در قطع امراض سر و معده و قلب

صنعت آن

پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه تخم ريحان نمام پودنه نهرى تربد سفيد مدبر از هريك چهار دم كهربا تخم خرفهء مقشر مرجان قرمزى از هريك سه درم و هرگاه حرارت در مزاج نباشد دو سه قيراط مشك اضافه كنند و اكر ارادهء اسهال باشد اضافه كنند بر اجزاى اصل سر بنفشه بسفايج فستقى اصل السوس از هريك چهار درم سقمونياى مشوى دو درم و اكر مرض اعضاى مذكوره متعدى بسوى كبد باشد اضافه كنند بر اجزاى اصل نسخه انواع ثلثهء صندل را يعنى احمر و اصفر و ابيض و اكر در معده باشد مصطكى كل سرخ بر اجزاى اصل بيفزايند و اكر خفقان قوى باشد كل كاوزبان طباشير سفيد بر اجزاى اصل بيفزايند و اكر رياح بسيار باشد رازيانه داخل كنند از هريك سه درم و از براى حديث نفس و وسواس و سودا و جنون افتيمون اقريطى شش درم انيسون چهار درم ابريشم مقرض مرواريد ناسفته كشنيز خشك مقشر كل ارمنى مغسول از هريك دو درم بيفزايند بر اصل نسخه و هرگاه كه خفقان قوى زيادتى كند دران عود قمارى خام و درونج عقربى و زرنباد از هريك سه درم اضافه كنند و اكر حرارت اشتداد داشته باشد بياشامند آن را با آب زرشك و كلاب بعد از آنكه بروغن كل سرخ چرب نموده باشند و الا بروغن بادام شيرين چرب نمايند و اضافه كنند بر آن به وزن آن شكر شربتى پنج درم

[ سفوف اهليلج قابض ]

سفوف اهليلج قابض شكم به‌بندد و درد معده را نافع بود و زحير را بعد از تنقيه سودمند بود

صنعت آن

هليله سياه در زيت انفاق بريان نموده صمغ عربى بريان زيره كرمانى مدبر انيسون بريان از هريك يك جزو بزرقطونا بريان حب الرشاد از هريك دو جزو چهار دوائى او را كوفته بيخته و بزرقطونا و حب الرشاد را بروغن كل يا بادام چرب نموده و درست داخل كرده استعمال نمايند شربتى چهار درم

سفوف اهليلج كه بلغم براند و معده را پاك سازد

صنعت آن

پوست هليله كابلى دو درم نمك هندى دارفلفل از هريك دو دانك كوفته بيخته همه يك شربت باشد با پياله آب كرم بنوشند

[ سفوف اهليلج در امراض طحال و يرقان اسود ]

سفوف اهليلج در امراض طحال و يرقان اسود چون بعد از فصد باسليق و اسيليم ايسر و خوردن مسهلات موافقه با ماء الجبن متخذ با سكنجبين افتيمونى خورده شود نافع است

صنعت آن

پوست هليله زرد سه درم پوست بليله هليله سياه از هريك دو درم افتيمون يك درم ايارج فيقرا نيم درم نمك هندى يك دانك كوفته بيخته جمله يك شربت است بحسب قوّت و ضعف و زياد و كم نمودن براى طبيب است

[ سفوف اهليلج ديگر نافع يرقان اسود ]

سفوف اهليلج ديكر كه در يرقان اسود به سبب سدهء ما بين كبد و طحال به كار آيد هرگاه استعمال كرده شود با ماء الجبن فراگرفته با سكنجبين افتيمونى

صنعت آن

پوست هليله زرد سه درم پوست بليله پوست هليله كابلى از هريك دو درم افتيمون يك درم ايارج فيقرا نيم درم نمك هندى يك دانك جمله يك شربت است اين همان نسخه قبل است الا آنكه هليله سياه داخل ندارد

[ سفوف اهليلج ابو ماهر ]

سفوف اهليلج ابو ماهر كه نافع است از براى اسهال دماغى رطوبى كه هر روز يك درم ميداده باشند

صنعت آن

پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه نمك طعام ساذج هندى افسنتين رومى ايارج فيقرا اقراص كل اجزا متساوى كوفته به وزن مجموع نبات سفيد سوده داخل نمايند

[ سفوف اهليلج ديگر نافع از براى اسهال معدى ]

سفوف اهليلج ديكر نافع از براى اسهال معدى كه بسبب ضعف هاضمه حادث از زيادتى بلغم و صفرا باشد

صنعت آن

پوست هليله زرد يك جزو حبّ الرشاد نيم جزو حبّ الاس سماق كزمازج سك اصلى از هريك سدس جزوى كوفته بيخته شربتى دو درم

سفوف اهليلج كفته شده كه نافع است از براى صفراوى به سبب اسهال صفرا

صنعت آن

پوست هليله زرد پوست هليله كابلى از هريك سه درم ريوند چينى ثلث درمى كوفته بيخته سفوف سازند جمله يك شربت است با آب انار ترش و آب انار شيرين معصور با شحم بنوشند و بايد دانست كه قومى از اطبا مكروه داشته‌اند استعمال جرم هليلجات را در امراض سر به جهت آنكه اجرام اهليلجات مىباشد اسهال انها بعصر و بعد مسهلات البته در اكثر تعقل بطن يعنى بستن شكم عارض ميكردد و عقل شكم در امراض سر از اضر اشياء است بانها پس اولى آن است كه اهليلجات را در امراض سر بطريق نقوع يا مطبوخ داده شود بعد از رابع عشر پس بنابراين اكر اجزاى حب را يعنى هر دو هليله و ريوند را نقوع سازند به اين طريق كه بكيرند هليلهء زرد هليله كابلى از هريك پنج درم ريوند چينى نيم درم تا يك درم و همه را در آب رمانين معصورين با شحم بخيسانند و در هاون سنكى بدسته بمالند تا آب انار قوت دواها را بكيرد و صافى آن را بياشامند خوب است و كفته‌اند كه صمغيتى كه در هليله زرد بخاصيتى كه در آن است مىباشد مسهل صفرا و معين است بر خاصيت آن عصر آن پس هرگاه بخيسانند آن را در آب جدا ميكردد از آن قوت صمغيت در آب و ميكردد اسهال آن آب اقوى و در ريوند چينى قوّت باردهء قابضه مىباشد و قوت حاره لطيفه پس هرگاه در آب بخيسانند آن را بيرون مىآيد جرم نارى مسهل آن به غير جوهر قابض پس اسهال نقوع آن زياده است از اسهال جرم آن

سفوف اهليلج نافع از براى رعونت و حمق

صنعت آن

پوست هليله كابلى دو مثقال كندر فلفل مصطكى رومى از هريك يك مثقال نبات سفيد پنج مثقال كوفته بيخته هر روز صبح ناشتا يك مثقال آن را بخورند

[ سفوف اهليلج روفس نافع از براى قطرب ]

سفوف اهليلج روفس نافع از براى قطرب چون آشاميده شود با ماء الجبن بعد از فصد و اخراج خون مقدارى كه قريب بغشى رسد

صنعت آن

هليله سياه امله منقى پوست هليله كابلى بسفايج فستقى پوست تراشيده افتيمون لاجورد كوفته بياشامند از آن دو درم با ماء الجبن

سفوف اهليلج مستعمل در ربع بعد از ظهور نضج در قاروره و سائر علامات نضج ماده

صنعت آن

پوست هليله كابلى هليله سياه از هريك هفت درم بسفايج فستقى افتيمون از هريك سه درم همه را كوفته بيخته شربتى سه درم با سه درم شكر سفيد كف كنند و بعد از آن آب كرم بنوشند

سفوف اهليلج مستعمل در خفقان سوداوى

صنعت آن

پوست هليله كابلى هليله سياه آمله منقى تخم فلنج مشك تخم بالنكو اسطوخودوس لسان الثور افتيمون كل ارمنى عود هندى سعد كوفى قرنفل كشنيز خشك از هريك سه درم كهربا بسد مرواريد ناسفته ابريشم مقرض حجر ارمنى مغسول از هريك يك درم و نيم تخم خرفه مقشر مغز تخم كدوى شيرين از هريك چهار درم كوفته بيخته شربتى يك مثقال با آب بادرنجبويه يا شراب سيب شيرين بنوشند

[ سفوف اهليلج قاطع بخارات از دماغ و عين و اذن ]

سفوف اهليلج قاطع بخارات از دماغ و عين و اذن و نيز اين سفوف نافع است از براى تقويت قلب و معده و هاضم طعام و دور كنندهء وسواس و خفقان و غشى و مجفف رطوبت را مخرج اخلاط رديه است

صنعت آن

پوست هليلهء كابلى فندق بريان كرده از هريك يك اوقيه كشنيز خشك در سركه خيسانيده خشك نموده بريان كرده كاوزبان امله منقى پوست اترج تخم كاسنى اصل السوس از هريك پنج درم زر ورد درونج عقربى بزرقطونا غير كوبيده رازيانه حرف محرق از هريك سه درم لك مغسول طباشير سفيد عود هندى مصطكى رومى مرواريد ناسفته صندل سفيد از هريك دو درم نبات سفيد به وزن مجموع ادويه كوفته بيخته شربتى پنج درم و اكر حرارت غالب باشد نيم درم كافور قيصورى
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 768 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى