و قطره از آن را در آبدوغ داخل نمايند بعينه طعم و رائحهء آن قريب به بنشه خواهد بود و برك و پوست ثمر و چوب درخت آن نيز به همان رائحه است و مصلح يتوع آن چربها و شير تازه دوشيده است بدانكه اين همه اختلافى كه در طعم و رائحه و خواص اين ميوه يافت مىشود در هيچ ميوه ديكر نيست بسيار خوب آن ترجيح بر اكثر ميوها دارد و بدان نيز زبونترين كل ميوها است
[ آب افشرده انبه ( امرس ) ]
آب افشرده انبه كه بهندى امرس كويند زيرا كه رس به زبان هندى آب معصور ماخوذ از شىء را نامند نافع است از براى طحال و برانكيختن اشتها و منافع آن قريب است بمنافع آبغوره و ليكن اين مهيّج سودا و امراض سوداوى است زيرا كه مزاجش بارد يابس است و كثافت بر جوهرش غالب
صنعت آن
بكيرند انبه خام شاداب و پوست آن را دور كنند و بكوبند در هاون سنكى يا چوبى و آب آن را بفشارند و صاف نموده در شيشه كنند و قدرى نمك در آن ريخته در افتاب بكذارند چون دردى آن تهنشين شود صاف كرده صافى آن را در شيشه ديكر كنند و دردى را دور و همچنين تكرار نمايند تا ديكر دردى در آن نماند ليكن بايد كه شيشه خالى نباشد و پر باشد و بالاى آن اندك روغن كل يا روغن كنجد تازه تا مانع تصرف هوا باشد و فاسد نشود و الا به زودى فاسد ميكردد و هرگاه خواهند استعمال نمايند روغن بالاى آن را تمام از پنبه و يا پارچهء كرباس نازك پاكيزه كرفته استعمال نمايند و افشردهء اين بدون شيرينى خوب لذيذ نمكين مىباشد و مزاجش سرد در اول دويم و خشك در اخر دويم است
امچور
باصطلاح اهل هند انبهء خام نارس پوست و خسته جدا كرده دو حصه نموده خشك كرده را نامند مانند پوست بالنك و اترج كه از براى مربا خشك مينمايند و عند الحاجة هر مقدار آن كه خواهند در اطعمه در حين طبخ مىاندازند ترش و لذيذ مىكرداند آن را مانند سيب و به ترش خشك كرده
اموتهه
باصطلاح اهل هند شيره انبهء شيرين رسيده است كه كرفته از صافى كذرانيده بر روى برك موز پهن كرده خشك نمايند عند الحاجه تناول كنند مانند شيره زردالو خشك كرده و از براى اين امر انبه بسيار شاداب و خوب نيست بلكه انبهء لحمى مناسب است تا آنكه زود خشك كردد و فاسد نشود
چتنى انبه خام لذيذ و هاضم و مفشى رياح است
صنعت آن
بكيرند انبه خام بىريشه و اكر پوست بالاى و خسته آن نهبسته باشد بهتر و پوست و هستهء آن را دور كرده و در هريك من هندى با پوست و خسته كه بعد از جدا كردن هر مقدار كه بماند و زنجبيل تازه كه بهندى ادرك نامند نيم اثار پوست آن را جدا كرده بر سنك صلايه پاكيزه هر دو را جدا جدا نرم بسايند و در وقت سائيدن اكر ابى زياده از آن هر دو برايد در ظرف چينى نكاه دارند و بعد سائيدن هر دو را درهم نموده آن آب را در آن ريزند و نمك به قدر آنكه ذائقه آن را نيكو كرداند و از هريك از دارچينى و قرنفل و نعناع خشك و فلفل سياه سرخ هندى و خردل مقشر و قاقله كبار و سياه دانه كوفته بيخته يك توله كشنيز خشك كوفته بيخته نيم پاو اثار هندى عرق نعناع و اكر نباشد سركه انكورى يا شبنم نخود يك اثار داخل نموده در مرتبان چينى كنند و در افتاب كذارند و چون رطوبت آن كم كردد عرق نعناع باز داخل نمايند و اكر شبنم نخود بسيار تند باشد نصف يا ربع اثار داخل نمايند و در بلدان رطبه مانند بنكاله عرق نعناع يا سركه نيم اثار كافى است و عند الحاجة به قدر مطلوب با طعام تناول نمايند و در امزجهء حاره فلفل سرخ نصف يا ربع وزن آن داخل نمايند
حلواى انبج بىروغن مسكن صفرا و مقوى قلب حار و كبد و مسكن عطش و لذيذ است
صنعت آن
بكيرند انبهء خام نارس بىريشه و پوست سبز و خستهء آن را دور كرده با قدرى آب طبخ نمايند تا مهرا كردد و از صافى بكذرانند بقسمى كه غليظ القوام باشد پس بكيرند به وزن آن و تا به دو وزن شكر سفيد و صافى نموده بقوام نبات و قند اورند و به تير معجون سازى برهم زنند و بمالند اندكاندك كف سفيده بيضه مرغ ممزوج باب بران بپاشند تا سفيد و لهاته كردد آن كاه انبهء پالوده را بدان ممزوج كرده زمانى بر آتش اخكر نهند تا نشف رطوبت آن كردد پس قدرى زعفران و قليلى مشك با كلاب سوده صافى كرده بدان ممزوج كرده فرود اورند و در ظرفها كشيده تناول نمايند و اكر قرص خواهند زياده نشف رطوبت آن را نموده بدستور زعفران و مشك داخل كرده نشف رطوبت كلاب را نيز نموده بر تخته پهن كرده بطريق لوزينه ببرند و اكر خواهند ورق طلا و نقره بران زنند و از انبه شيرين رسيده نيز اكر خواهند بدين دستور مرتّب نمايند و اكر خواهند درين مغز بادام و پستهء مقشر اضافه نمايند و با روغن نيز بدستور حلويات ديكر مرتب نمايند
خوشاب انبج قريب است به شربت غوره
[ صنعت آن ]
بكيرند انبهء خام نارس و پوست و استه آن دور كرده و بخلال چوبى سوراخهاى بسيار در آن كرده در جلاب شكر بجوشانند تا جلاب ترش شود و بقوام آيد پس جرم آن را دور نموده در شيشه نكاه دارند و عند الحاجت تناول نمايند
شراب انبج قريب است به شراب حصرم در خواص و افعال الا آنكه سوداويت بر اين غالب است
صنعت آن
آب انبه خام را كرفته يك جوش داده فرود آورده بكذارند تا دران تهنشين شود آب صافى آن را بكيرند و دردش دور كرده در دو من آب آن يك رطل قند سفيد بان مقدار كه ذائقه آن را كرداند داخل كرده بقوام اورند
افشرج انبج مقوّى اشتها و مطيب نفس و مفرّح است
صنعت آن
بكيرند انبهء خام را و پوست و استه آن را دور كرده زيره نموده در آب صافى داخل كرده بكذارند سه چهار ساعت تا آب ترش شود صافى نموده نبات سفيد بقدرى كه آن را ميخوش كرداند داخل كرده بياشامند
عرق آب انبج خام در خواص لطيفتر از آب افشره آن است
صنعت آن
آن است كه بكيرند انبه خام شاداب نارس را و در قرع و انبيق نقره يا ديك سفالى و سرپوش معكوس عرق كشند و در شيشه نموده قدرى نمك داخل كرده به افتاب كذارند و بر بالاى آن قدرى روغن كنجد تازه كنند از هوا محفوظ ماند و دردى آن را بعد تهنشين شدن دور نمايند عند الحاجت بدستور آب ليمو قدرى شيره نبات يا قند داخل كرده افشره سازند و يا بدون شيرينى باندك نمك و اكر خواسته باشند چاشنى قلايا و آشها و طعامها ازين ميتوان نمود
قرص استهء انبج قابض و مقوّى معده و خوشبوكننده دهان است
صنعت آن
بكيرند استهء انبه خشك را پوست بالاى آن را دور كرده مغز آن را بكوبند قدرى نمك و زنجبيل خشك كوبيده داخل كرده باب ليمو خمير كرده قرصها ساخته خشك كرده استعمال نمايند و اكر بجاى آب ليمو عرق نخود كنند و يا آب انار ترش بهتر است و اكر بيكدفعه خوب ترش نكردد ثانيا باز باب ليمو و يا به غير آن خمير نموده اقراص سازند و اكر اولا مغز هستهء انبه را در آب ليمو نمك پرورده نمايند بهتر است
قليه انبج و دو پيازه و آش آن لذيذ و مرغوب مىباشد
صنعت آن
مانند صنعت قليه و دو پيازه و آش سفرجل و تفّاح حامض است كه از انبهء نارس ترتيب دهند و آب آن را در مطنجنات و پلاوهاى چاشنىدار چون آب غوره و آب نارنج و ليمو داخل ميكنند و انبه خام را نيز مانند سيب و به ترش و غيرها در زير طعامها ميكذارند و كاهى كه چاشنىدار خواهند قدرى شيرينى نيز اضافه ميكنند
[ مخلل انبج ]
مخلل انبج نافع است از براى صلابت طحال و برانكيختن اشتها و تفتيت حصاة كليه و مثانه و اكثار آن مورث حكّه و جرب است
صنعت آن
بكيرند انبه نارس غلاف استه نابسته بى ريشه پوست آن را دور كرده شق كنند و استهء كه در ميان آن است براورند و پودنه و سياهدانه و يكدو دانه قرنفل و زنجبيل تازه ورق كرده و چند دانه سير مقشر بجاى آن پر كرده