تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨

صنعت آن

قرص زرشك كافورى سوده يك مثقال شيره بيخ انجبار شيرهء دانه هيل نارمشك بريان از هريك يك مثقال شيرهء تخم خرفه بريان شيره تخم كاسنى رب به شيرين از هريك پنج مثقال با عرق كاه كل بنوشند

[ رب انبرباريس نافع از براى تعديل سوء مزاج حار رطب دموى ]

رب انبرباريس نافع از براى تعديل سوء مزاج حار رطب دموى بعد از استفراغ و حاصل شدن علم بانكه باقى نمانده در بدن خلط موجب صداع نيز نافع است از براى اصحاب خمار و صداع خمارى

صنعت آن

بكيرند آب انبرباريس را و چند قطعه به شيرين در آن اندازند و در ديك سنكى باتش ملايم به‌پزند تا بقوام آيد شربتى دو اوقيه

[ رب انبرباريس ديگر معده و جگر را سودمند بود ]

رب انبرباريس ديكر معده و جكر را سودمند بود و قى باز دارد و التهاب صفرا و تشنكى بنشاند و سحج را نافع بود و شكم به‌بندد

صنعت آن

آب زرشك تازه را كرفته در ديك سنكى باتش ملايم بجوشانند تا بربع رسد و بقوام آيد و اين رب اقوى است در عمل خود و چون در وقت طبخ قدرى قند سفيد داخل كنند ميكردد الطف و ليكن در فعل خود ضعيف مىشود و قريب ميكردد به شراب انبرباريس ساده و كاهى اضافه كرده مىشود در آب زرشك طباشير سفيد و صمغ عربى بريان و كل مختوم بحسب شدت حاجت بسوى تبريد و قبض و كاهى داخل كرده مىشود در آن ادويه مقويه معده و كبد مثل عود هندى و دارچينى و غنچه كل سرخ و مصطكى و طباشير سفيد و صندل سفيد و مانند اينها و كاهى داخل ميكنند در آن ادويه قلبيه نيز هنكام حاجت بانها مانند قاقله و هيل‌بوا و قرنفل و زعفران و سنبل الطيب و مانند اينها وقتى كه مانع از داخل كردن اين ادويه مانند حرارت مزاج نباشد و مىبايد كه از اين ادويه مقدارى داخل نمايند كه بيرون نبرد طعم رب را از طعم اصلى خود يعنى بحيثيتى باشد كه مزهء اين ادويه بر آن غالب نباشد بلكه مزهء رب غالب باشد

فصل در بيان سفوفات انبرباريس

[ سفوف انبرباريس نافع از براى ورم حار كبد ]

سفوف انبرباريس نافع از براى ورم حار كبد و حرارت كبد را ساكن كند و ادرار نمايد و سده بكشايد

صنعت آن

عصارهء زرشك چهار درم و در نسخه ديكر يك مثقال است مغز تخم خيارين مغز تخم خربزه از هريك پنج درم تخم كاسنى تخم كشوث طباشير از هريك سه درم رازيانه تخم كرفس انيسون از هريك دو درم و در نسخه ديكر رب السوس دو درم لك مغسول چهار دانك زعفران سنبل الطيب مصطكى افسنتين رومى از هريك دو درم كافور قيصورى دو دانك داخل است و اكر سرفه بسيار باشد صمغ عربى و كثيرا از هريك يك درم داخل كنند در اوايل و با شيرهء تخم خرفه مقشر و سكنجبين ساده دهند و در اواخر با سكنجبين بزورى

سفوف انبرباريس معده و جكر را قوّت دهد و شكم به‌بندد و احشا را كرم كرداند

صنعت آن

نانخواه زنجبيل سماق منقى زرشك منقى انار دانهء ترش بريان كردهء آرد كنار از هريك دو درم قند سفيد بيست درم كوفته بيخته نكاه دارند شربتى يك مثقال

سفوف انبرباريس نافع از براى اسهال كبدى

صنعت آن

زرشك منقى لك مغسول از هريك سه درم كل سرخ منزوع الاقماع شش درم فوة الصبغ طباشير سفيد صندل سفيد نشاسته صمغ عربى از هريك ده درم ريوند چينى يك درم و نيم تخم حماض سه درم زعفران يك درم كوفته بيخته شربتى دو درم با دوغ آهن تاب بدهند

فصل در ذكر نسخ سكنجبينات انبرباريسى

سكنجبين انبرباريس سفرجلى له قدس سره موسوم به لى

مفتح سدها و مسكن حرارت آن و حرات معده و قلب نافع است از براى حميات صفراويه و حمى محرقه و التهاب و كرب معده و معده را قوت دهد و اشتهاى طعام اورد و طعام بكدازد و دفع خمار نمايد و ادرار بول كند و اين سكنجبنين نافع است از براى صداع يابس وقتى كه با حرارت باشد به جهت آنكه اين سكنجبين مسكن است و تقويت معده در اين مرض واجب به جهت هضم غذا زيرا كه هضم غذا به سبب ترطيب است و دانسته شد كه اين سكنجبين كدازندهء غذا است و هرگاه با لينت طبع باشد قبض ضرور است چه لينت اضر اشيا است در امراض يابسه پس انبرباريس كه در اين سكنجبين است موجب قبض و عقل طبيعت است

صنعت آن

زرشك منقى ربع من تبريزى در دو رطل آب و دو اوقيه كلاب يك شب بخيسانند و صبحش از غير ماليدن زرشك آب صافى آن را بكيرند و دو رطل شكر سفيد صافى داخل كرده در ديك سنكى بجوشانند قدرى سفيدهء تخم مرغ در آب مخلوط كرده و برهم‌زنند تا كف و كف آن را بر آن زنند و كف آن را بكيرند تا زمانى كه ديكر كف نياورد پس از آتش فرود آورده بكذارند تا درد شكر فرو نشيند بپارچهء صفيقى صافى نموده باز در همان ديك كنند و پنج استار تبريزى سركه انكورى و نيم من آب سفرجل داخل كرده به آتش بجوشانند تا بقوام آيد پس فرود آورده سرد كرده نكاه دارند شربتى دو اوقيه

سكنجبين انبرباريسى ايضا له قدّس سره موسوم به لنا

مفتح سده جكر و مسكن حرارت كبد و معده و قلب است و نافع است از براى حميات صفراويه و حمى محرقه و التهاب و كرب معده و معده را قوّت دهد و اشتهاى طعام اورد و طعام را بكوارد و دفع خمار كند و صداع خمارى را نافع است

صنعت آن

بكيرند زرشك منقى از حب نصف رطل و دو رطل آب صافى و دو اوقيه كلاب بر روى وى كرده يك شب بخيسانند و روز ديكر از غير ماليدن آن را صافى نموده از پارچه يك فشار داده با تمام آب صافى برايد پس در آن دو رطل قند سفيد داخل كرده در ديك سنكى بجوشانند و سفيدهء يك عدد تخم مرغ را در آب داخل كرده برهم زنند تا كف بسيار براورد پس آن كف را بران زنند تا كف بر سر اورد و آن كف را تمام بكيرند و فرود آورده بكذارند تا در آن ته‌نشين كردد و بپارچه صيفيقى صافى نموده باز در همان ديك كنند و پنج استار سركه انكورى كه هر استارى پنج مثقال باشد در آن داخل كرده باتش ملايم بجوشانند تا بقوام آيد پس از آتش فرود آورده سرد كرده در شيشه نكاه دارند شربتى دو اوقيه و كاهى اضافه كرده مىشود درين سكنجبين آب به و آب سيب و آب انار و بسا باشد كه داخل كرده شود درين سكنجبين ادويه مقوى معده و كبد و ادويهء مقوى قلب كه در انبرباريس ذكر شده بشروطى كه در آب انبرباريس كذشت

سكنجبين انبرباريس منقول از بياض مجربات ميرزا ابرهيم حكيم‌باشى ابن اقا اشرف تاليف ميرزا محمّد باقر حكيم‌باشى

صنعت آن

آب انار ترش آب انار شيرين از هريك يك‌صد و پنجاه مثقال سركه خمر كهنه يك‌صد مثقال آب زرشك و كلاب از هريك دو صد مثقال نبات سفيد شش صد مثقال بدستور مقرر سكنجبين به‌پزند شربتى از يك اوقيه تا دو اوقيه

فصل در بيان شرابهائى كه اصل و عمود در آنها انبرباريس است

[ شراب انبرباريس ترياقى ]

شراب انبرباريس ترياقى جهت رفع سموم قاقله و خفقان و كرب و غثيان و ضعف اشتها و برانكيختن آن و كزيدن افعى مجرب است

صنعت آن

آب زرشك آب سيب ترش آب سيب شيرين از هريك يك رطل آب ليمو نيم رطل نبات سفيد به قدر حاجت بقوام آورند و اكر آب ترنج نيم رطل و مرواريد ناسفته محلول دو مثقال اضافه كنند در اكثر امراض قائم مقام ترياق فاروق است

شراب انبرباريس سفرجلى له قدس سره موسوم به لنا

نافع از براى اصحاب صداع صفراوى هرگاه بسبب حرارت و لينت طبع ايشان باشد

صنعت آن

آب زرشك تازه يك رطل و اكر زرشك تر نباشد نيم رطل زرشك خشك در دو رطل آب يك شب بخيسانند پس روز ديكر بجوشانند آن مقدار كه ثلث بماند پس نيم رطل آب به و نيم رطل قند سفيد داخل كرده بقوام آورند شربتى دو اوقيه با شيرهء تخم خرفه مقشر

شراب انبرباريس ايضا له قدس سره موسوم به لنا

سوى مزاج حار كبد معده و قلب را نافع است و اشتهاى طعام آورد و اعادهء شهوت طعام زائله از حرارت كند و ناقهين از امراض حاره كه بقيه از حرارت ساذجه در مزاج ايشان باشد بنهايت سودمند است

صنعت آن

زرشك منقى از حب