در دويم كرم و در اول خشك و در افعال ضعيفتر از اول و با شراب جهت نيكوئى رنك رخساره و تحليل ورم صلب و اكتحال خشك آن جهت تقويت طبقات چشم و ظلمت بصر و جلاى اثار قروح و دفع نزول آب نافع است و خاكستر كل اقحوان نافع است از براى غرب ذروران بر تن و انكباس بان و هر دو صنف اقحوان مىباشند قوى
[ امراضى كه اقحوان در درمان آنها موثر است ]
امراض الراس
سهر
بوئيدن اقحوان خواب مىآورد
سبات
بسيارى بوئيدن اقحوان محدث سبات است
ماليخوليا
اقحوان مخرج سودا و بلغم است و استفراغ بان نافع است از براى اصحاب فزع جالينوس كفته كه آشاميدن خشك آن نافع است صاحب ماليخوليا را مانند افتيمون
صرع
استفراغ با اقحوان نافع است از براى صرع به جهت آنكه مخرج بلغم و سوداست محمد طبرى كفته كه چون از اصول آن هر روز يك مثقال با طبيخ فاوانيا تا سى روز متوالى بخورند نافع است از براى صرع و زائل ميكرداند صرع را اسحق كفته كه چون بياشامند از اقحوان هر روز دو درم با شراب ريحانى بيست و پنجروز متوالى نافع است صرع را رازى كفته كه چون بياشامند صاحب صرع را از بيخ اقحوان هر روز دو مثقال تا سى روز متوالى نفع ميدهد او را نفعى بين راوس كفته كه چون آشاميده شود از بيخ اقحوان هر روز يك مثقال نافع است صرع حادث از خلط سوداوى را
لقوه
مطبوخ اقحوان را نطول نمودن بر سر نافع است از براى لقوه
دهن اقحوان
دهن اقحوان جهت نضج جراحات اعضاى عصبانى و التواى عصب و ورم اسافل بدن و مقعده و صلابت رحم و درد كوش و تفتيح مسامات و ادرار عرق موثر است شربا و تدهينا و قطور و آشاميدن پنج درم آن مدّر عرق و جهت دفع قولنج مفيد و نافع است استنشاق به اين دهن بعد از استفراغ به جهت ايارج از براى سهريكه بوده باشد سبب آن رطوبت بورقى در دماغ پس بدرستى كه خواب مىآورد خوابى نيكو مولانا نفيس كفته كه تعريق سريان نافع است از براى اين قسم از سهر رازى كفته كه دهن الأقحوان نافع است از براى سهر حادث از براى مشايخ سعوط كردن بان و نيز نافع است از براى لقوه تمريخ و طلا كردن آن بر سر و آن كرم است
صنعت آن
بكيرند كل آن را يك رطل و در چهار رطل زيت با روغن كنجد داخل كرده چهل روز در افتاب كذارند پس استعمال نمايند و كاه تركيب كرده مىشود با بعض ادويه حاره عطرهء ملطفه براى زياده كردانيدن تسخين و فعل آن
[ نطول اقحوان نافع است از براى سهر ]
نطول اقحوان نافع است از براى سهر حادث مر پيران را فرمودهاند بدانكه علاج اين قسم سهر صعب و دشوار است ليكن سزاوار آن است كه استعمال نمايد صاحبش هر شب اين نطول را پس بدرستى كه خواب مىآورد خوابى نيكو
صنعت آن
اقحوان جو مقشر بابونه در آب عذب جوشانيده روغن ايرسا داخل كرده بر سر نطول نمايند و در نسخه ديكر بجاى شعير صعتر است و تمام يك جز و نيز داخل است
[ اقط ]
اقط به فارسى بيتو و كشك نيز و بتركى قروط نامند و آن جبنيّت دوغى است كه از طبخ منجمد كردانند پس چكانيده بعد از رفع مائيت اقراص ساخته خشك كنند سرد و خشك است و دير هضم و قابض و مبرد و بريان كرده آن جهت اسهال مزمن بنهايت نافع و ضماد سوخته آن جهت دآء الثعلب و دفع نزف الدم و بواسير مفيد و با يشم سوخته بالسويه جهت خزاز مجرب به اين طور كه اول سر را بروغن كل سرخ چرب كرده بعد از آن طلا كنند و مولد رياح و بلغم غليظ خام و مسدد است و اصلاحش بجوارشات و كلقند است ابن الياس كفته كه هرگاه بود صرع بسبب ديدان و خورده شود ادويه قاتله ديدان و از براى دفع سبب آن مىبايد كه بوده باشد غذا در آن روز ماء الاقط با ثوم بسيار
صنعت اقط
بكيرند دوغ را و بكذارند تا جبنيّت آن تهنشين شود آب آن جدا كرده جنبيت آن را بجوشانند تا منعقد كردد آن كاه در افتاب بكذارند تا خشك شود و بعض اوقات از براى منعقد شدن آن به زودى اندكى كشك شعير يا كشك كندم داخل ميكنند اقط فراگرفته شده از رايب مىباشد در آن قوت محلله زياده و ضررش بمعده كمتر از فراگرفته از جبّنيت و اين را به تركى قراقروط نامند و از جبنيّت را قروط و در البان نيز خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى
[ اقليميا ]
اقليميا و قليميا به غير همزه در اول نيز كويند و آن را قدميا نامند و بيونانى اسم چيزى است كه از كداختن اجساد مترقه مانند ذهب و فضه و مس و مرقشيشا مثل كف و درد بر روى تحت آن منجمد كردد و آنچه در تحت بهم ميرسد باز كف آن است كه بعد از كداختن و بهم رسيدن كف بسبب حركت آن فلز بعضى به طرف تحت نيز جمع مىشود و كويند خبث فلزات اقليميا است يعنى خبث ذهب اقليمياى ذهب خبث فضه اقليمياى فضه است و بعض اطبا كفته كه خبث فلزات غير اقليميا است و قول اول اصحّ است و بهترين آن طلائى است و آنچه در رنك شبيه به اصل آن فلز باشد طلاى مائل بسبزى و فضى به سفيدى و سياهى طلائى از غلبه بوره است كه بر طلا مىزنند و كويند اقليميا معدنى نيز مىباشد و مرقشيشى نيز هشت و هر قسم اقليميا مثل اصل آن است در طبع و يبوست بر آن غالب است و مجفف و مقوى باصره و منقى جراحات و جهت بردن كوشت زياده و رويانيدن كوشت تازه و دفع تعفن قروح و ازاله بياض عين و بهق و جرب و سبل و ناخنه و دمعه و غشاوه و نزول آب و طلاى آن رادع اورام و جالى كلف و اثار سياه و نافع از براى صلابت سپرز و با افيون و زعفران و روغن نافع از براى مفاصل نقرس و خوردن يك قيراط از طلاى آن جهت خفقان و تقويت دل نافع و مستعمل از آن محرق مغسول آن است و بدلش مرداسنك محرق مغسول است
دستور احتراق اقليميا
بكيرند آن را و نرم سائيده در كوزه مطين بطين حكمت كرده يك شب در تنور تابيده يا تون حمام تابيده بكذارند و صبح بر آورده به كار برند
احراق اقليميا به نسخه محمود سنجرى
بكيرند اقليميا و بشكنند آن را قطعهاى ريزه ريزه و بعسل سرشته در كوزه كلى كنند و دهان آن كوزه را بكل حكمت بكيرند و در وسط سرپوش آن سوراخى كنند تا بوده باشد از براى دودى كه از آن متصاعد ميكردد و منفدى كه از آن دود بيرون آيد پس آن كوزه را در وسط فحم برافروخته كذارند پس چون شروع كند اقليميا بسوختن نظر بايد كرد بدود آن كه از آن سوراخ متصاعد ميكردد پس مادام كه آن دود سياه است بايد كذاشت دوا را تا بسوزد پس چون دود سفيد شود كوزه را فرود آورده اقليميا را از آن بيرون اورند و شراب بران ريزند آن مقدار كه سرد شود
طريق شستن اقليميا
آنست كه آن را نرم صلايه نمايند و باب صاف بسايند تا نيكو نرم و ممزوج باب كردد در كاسهء ريزند و از آن كاسه بكاسه ديكر ريزند و اجزاى درشت كه در ته كاسهء اول تهنشين شده است باز بسايند و به همان دستور عمل نمايند تا ديكر تهنشين نشود پس سر كاسه را بسته كه غبار در آن داخل نشود بكذارند تا تهنشين شود و آب را دور ساخته اجزاى تهنشين را خشك نموده استعمال نمايند و عسل اقاقيا و ادويه حجريه مانند ياقوت و شادنج و غيرهما نيز بدين دستور است
دستور پروردن اقليميا
آنست كه بكيرند آن را و نرم بسايند و در ظرف چينى كرده آب باران يا عرق بيدمشك يا آب سماق يا آب غوره هركدام كه مطلوب باشد بخيسانند تا نه روز و هر روز آن آبها را تازه كنند و روز دهم با يكى از آن آبها بر روى سنك سماق نرم بسايند مثل غبار و در سايه خشك نموده در ظرف شيشه نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند و دستور پروردن سرمه و توتيا و حلزونات نيز بدين قسم است
ذرور اقليميا كه ابتداى رمد را نافع باشد
صنعت آن
اقليمياى نقره صبر سقوطرى از هريك ده درم كثيرا بيست درم صمغ عربى چهل درم نشاسته سى درم افيون دو درم مجموع را كوفته بيخته باب باديان پرورده ذرور نمايند
ذرور ديكر رمد را نافع است
صنعت آن
اقليمياى فضى سفيداب ارزيز صبر سقوطرى از هريك