تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
قرص اندروخورون از هريك بيست و چهار مثقال قرص اسقيل چهل و هشت مثقال قرص حلال سى مثقال كل سرخ بزر الشلجم برى اسقورديون پنج سوسن آسمان جونى غاريقون سفيد ربّ السوس دارچينى از هريك دوازده مثقال زعفران زنجبيل ريوند چينى اسطوخودوس قسط تلخ دارفلفل مشك طرامشيع كندر فقاح اذخر فطراساليون صمغ البطم سليخه الطيب جعده حب الغار از هريك شش مثقال ميعه سائله سيساليوس مقشر حرف نانخواه ناردين ساذج جنطيانا رازيانه وجّ صمغ عربى قردمانا انيسون فوكه بيخ سنبل جبلى مو كه ريشه و الا است اقاقيا سكبينج عود مصطكى از هريك چهار مثقال بيخ كبر دوقوقنه مقل ازرق جاوشير قنطوريون دقيق زراوند طويل از هريك دو مثقال امّا ادويه كه بدل او داخل نبود تركيب بادرنجبويه بدل بنطافلن اسارون بدل فراسيون بوزيدان چها مثقال بدل كماذريوس افسنتين چهار مثقال بدل كمافيطوس طين داغستانى بدل طين مختوم شونيز يابس بدل حماما سعد بدل حب بلسان تخم مخلصه بدل هوفاريقون شب يمانى بدل قلقديس محرق است امّا ادويهء كه بدل او را اولى دانسته داخل نمودم زيره كرمانى بدل فلفل سفيد روغن ترب بدر روغن بلسان بزر جندقوقا بدل بزر كرفس حاشا بدل افتيمون عصارهء ثيل كه بتركى پيلان اودى نامند بدل عصاره لحية التيس موميائى بدل قفر صمغ كوله پر كه حلتيت طيب است بدل جنددرونج عقربى بدل سورنجان زراوند مدحرج بدل اشق زرنباد بدل عود بلسان مجموع ادويه با اقراص هفتاد جزو است و وزن آن پانصد و شش مثقال است

[ امّا طريق ساختن آن ]

و امّا طريق ساختن آن آنست كه عسل كف كرفته به قدر دو وزن ادويه با دو وزن مثلث بقوام اورند صموغ و افيون را در مثلث حل كرده بان بسرشند تا چهل روز صبح و شام به روى خاكستر كرم كذاشته تا سه صد شماره هر روز برهم زنند و چون بقوام بلند شود و نتوانند برهم زد به جهت دقت قوام به قدر احتياج آب انكور بر روى خاكستر كرم بخورد او دهند پس در ظرفى كرده تا نه ماه اقلا سر آن را نبايد كشود و استعمال آن بعد از يك سال جايز است و اكر ادويه را با عسل كف كرفته سرشته مثلث را بدون قوام اوردن اضافه نمايند در اين وقت محتاج بادخال آب انكور جهت ترقيق قوام نخواهد شد

[ امّا طريق استعمال آن ]

امّا طريق استعمال آن بدستور ترياق كبير بايد در هر موضعى با ادويهء موافق آن بدهند بهتر است و الّا به تنهائى نيز اثر از آن ظاهر ميكردد و نوشته كه اين تركيب در جميع امور قوىتر و سريع الاثرتر از ترياق قدما است و در دفع سم پيش مجرب است بخلاف زمان معروف و در امراض متضاده به تجربه رسيده و در دفع سم افعى و هوام و سموم نباتى و معدنى و سك ديوانه كزيده عجيب الاثر است و قدر شربتش از يك دانك تا يك مثقال است با ادويهء مناسبه و ضماد آن بر موضع كزيده هوام رافع الم آن و مانع ورم عضو و انتشار سموم است بساير اعضا

[ ترياق الاسنان ]

ترياق الاسنان درد دندان كه از رطوبت بود و ريختن نزلات در حلق و سينه باشد نافع است و فائده دهد هرگاه قدرى بر دندان دردناك بكذارند در لحظهء درد ساكن كند

صنعت آن

جندبيدستر حلتيت فلفل زنجبيل ميعهء سائله افيون از هريك جزوى همه مساوى چنان كه رسم است كوفته بيخته با عسل بسرشند و بهنكام حاجت مقدار نخودى بخورند و نيز بر دندان كذارند

[ ترياق انفع دافع مضرت جميع زهرها ]

ترياق انفع دافع مضرت جميع زهرها است و قولنج و فالج و لقوه و استرخاى و اختلاف اخلاط رديه و اورام جاسيه و اوجاع معده را نافع و چشم را روشن كند و مقوى باه و مفتت حصاة و رمد سوداوى را نيكو باشد

صنعت آن

فلفل سفيد فرنجمشك فاشرا از هريك ده درم افيون حبّ الغار از هريك هفت درم جنطيانا رومى فرفيون عاقرقرحا از هريك دو درم جندبيدستر يك درم كوفته بيخته بروغن بلسان چرب نموده با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفى معجون سازند و در جو نهند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى ازين ترياق به وزن يك دانك مثقال است

ترياق العض

سك ديوانه كزيده را نافع بود منقول از خلاصة التجارب و از مخترعات صاحب آن

صنعت آن

جندبيدستر چشم سرطان بچهناك سيماب كشته از هريك يك جزو زرنيخ كشته پنير مايه سك پنير مايهء آهو سرطان محرق فلفل قرنفل دارچينى مشك از هريك دو جزو جنطيانا جكر سك ديوانه از هريك شش جزو زعفران يك دانك و نيم افيون عشر جمله ذراريح دست و پا انداخته بيست عدد ماش مقشر مقابل وزن آن خاك لانه حسن كدو دو برابر مجموع نخست و زراريح را با ماش و افيون و قرنفل و زعفران و دارچينى و جندبيدستر نيكو بكوبند و نرم بپزند و خاك لانه حسن كدو را در آب حل كرده يك شب نكاه دارند تا ته‌نشين شود صبح صاف آن را كرفته ادويه را بان خمير كرده پس سيماب كشته و بچهناك و فلفل و مشك را باهم بكوبند و نرم بپزند و بان بسرشند آن كاه پنيرمايها و سرطان محرق و جكر سك و جنطايانا و چشم سرطان را با هم بكوبند و نرم به‌پزند و به آب مذكور بسرشند پس جمله را باهم دق و سحق نيكو بمالند آن كاه خشك نموده باز بكوبند و با خون بزمار خور بسرشند و قرصها ساخته در سايه خشك نمايند شربتى يك مثقال با خمر عنبى يا آب يا شير كاو تازه دوشيده يا تنها بدون چيزى و بايد كه بعد از چهل روز كه از ساختن آن كذشته باشد استعمال نمايند

[ فصل در ذكر باقى مركباتى كه اصل و عمود در آنها افيون است ]

[ تفاحهء مصنوعه منومه ]

و نيز از جمله مركباتى كه اصل و عمود در انها افيون است تفاحه مصنوعه منوّمه است

تفاحهء مصنوعه مفيد است از براى صداع حادث از برودت چون دايم ببويند آن را

صنعت آن

افيون زعفران افربيون مشك تركى با آب مرزنجوش سرشته به شكل تفاحى ساخته دايم ببويند و غرض ازين تفاحه تخدير و تسكين درد است و اكر براى بعضى بحسب حال و مزاج عنبر نيز اضافه نمايند خوب است

تفاحه منومه مستعمل در سهر مفرط و در آلام

صنعت آن

به نسخه ابن نوح قمرى افيون پوست بيخ يبروح آرد جو زعفران صمغ عربى از مجموع تفاحه ساخته دائم ببويند

تفاحهء منومه محمد بن ذكريا

صنعت آن

ميعهء سائله انيسون پوست بيخ لفاح زعفران از مجموع تفاحه ساخته دايم ببويند كه خواب مىآورد و مسكن آلام است

تفاحهء منومه ابن زهر

صنعت آن

افيون جوز مائل پوست بيخ لفاح زعفران شليم مر صافى اقحوان صمغ عربى آرد جو از هريك جزوى كوفته بيخته باب نيلوفر سرشته تفّاحه ساخته دايم ببويند كه خواب مىآورد

تنزوحار نافع جهت درد مفاصل بارد و اما درد مفاصل حار بادويه بارده استعمال ميتوان كرد

صنعت آن

لبان ذكر سورنجان مرزنجوش كل خطمى اكليل الملك از هريك ده مثقال خولنجان شياف ماميثا مغاث بغدادى آرد جو از هريك پنج مثقال پوست بيخ لفاح زعفران افيون از هريك دو مثقال كوفته بيخته باب برك حنا سرشته اقراص سازند

جوارش طباشير افيونى تب و اسهال صفراوى را نافع باشد و تشنكى بنشاند

صنعت آن

طباشير سفيد حب الاس كل سرخ از هريك ده درم تخم حماض صمغ عربى از هريك هفت درم خرنوب شامى كلنار سماق عصارهء لحية التيس از هريك شش درم زعفران افيون از هريك دو درم كوفته بيخته به شراب سيب شيرين بسرشند شربتى سه درم و در نسخهء شفاى خرنوب بيست درم است

جوارش عاج افيونى كه معين بر حمل است

صنعت آن

نشارهء عاج ميعهء سائله مصطكى سنبل الطيب دارچينى از هريك پنج مثقال پوست زرد اترج سعد كوفى عود قمارى خام نارمشك قرنفل از هريك چهار مثقال عود الصليب كل سرخ ساذج هندى افيون مصرى از هريك سه مثقال عنبر اشهب مشك خالص‌تر از هريك نيم مثقال نبات سفيد برابر تمام ادويه عسل دو برابر ادويه بطريق مقرر جوارش سازند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال

فصل در ذكر حبوبى كه اصل و عمود و جزو اعظم در انها افيون است

حب افيون با مصلحات كه بدل افيون استعمال كرده مىشود

صنعت آن