تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 956

مساهمون:

ص٩٥٦
دلب نامند

صناخر

برهء فربه است

صنادل

حمار و بعير ضخم و صلب عظيم الراس را نامند

صنخر

خرماء خشك است

صندل حديدى

حجر حديد است كه خماهان نامند

صندل دانه

معرب آن صندل دانج و بيوناني مولى و بشيرازى هزار اسپند و بعربي حرمل عربى نامند و آن نوعى از سداب جبلي است

صندل كاجول

بلغت تنكابن خف الغراب را نامند و آن قسمى از حلزون برى است

صندقيس

اسرنج است

صنط

قرظ است و سبط نيز نامند

صنفى

نوعى زبون عود است دون قمارى و فوق قاقلي منسوب بصنف بفتح كه اسم موضعي است كه از انجا مىآورند

صِنّ

بكسر صاد و تشديد نون بول ابل است

صنوبر الارض

كمافيطوس است

صنوبر هندى

ديودار است

صن

اسم نباتى است كوچك برك آن ريزه و ساق آن به قدر يك شبر و بالاى آن متشعب و كل آن زرد مائل با اندك سرخي و بعد ريختن كل آن غلافهاى بسيار باريك طولاني بباركي سوزني و بر هيئت خار هليون بجاى هر كلى سه سه عدد مىرويد و بيخ آن باريك و طعم آن مائل بتلخي جهت تحليل رياح نافع

* فصل الصاد مع الواو *

صوامن

صاحب تحفه كفته كه بيوناني صعتر است و نواب علوى خان قدس سره نوشته‌اند كه سند آن را در كتب متقدمين نيافته‌ام

صور

حردون است

صورا

سام ابرص است و كفته‌اند نوعى از وزغ كبير الراس مربع شبيه براس ام جنين عريض الجسد است و حردون را نيز نامند

صوصلا

صاصلاست

صوطله

اسم مغربى شوندر است يا نوعى از ان و كفته‌اند نوعى از سلق است و نيز كفته‌اند سلق زردرنك مائل بسفيدى است كه در ان سرخي نباشد و نوعى از شلغم را نيز نامند

صوف الارض

فراسيون است

صوف الحجامين

اسفنج است

صولح

بعربي فضهء خالص را نامند

صوفاني

بز نر پر مو را نامند

صوبانيه

كوسفند پر مو را نامند

صوم زرق

نعامه است و بلغت هذيل اسم درخت كريه المنظر است

صومرا

بادروج است

صوان

نوعى از سنك صلب است

صويق

سويق است

* فصل الصاد مع الهاء *

صهاره

پيه كداخته است و يا قطعهء از پيه و بمعنى ترب نيز آمده

صهالي

خمر است و ريه مائل بحمرة را نيز نامند

صهار

خمر سرخ است و خمر مائل بسرخي و نيز خمر معصور از عنب سفيد را نامند

صهر

رمان است

صهرا

جوز ماثل است

صهروى

سيساليوس است

* فصل الصاد مع الياء المثناة التحتانية *

صياصى البقر

قرون يعنى شاخهاى كاو است واحد آن صيصيه است

صياه

قثاء است

صيحان

نوعى از ثمر مدينهء طيبه است و كفته‌اند نوعى از تمر سياه رنك است

صيدان

ذهب و فضه است

صير

صحناة است

صيص

پوست شحم حنظل است كه در ان مغزى نباشد

صيقوا

بيوناني اسفنج است

صيق

عصفور است

صيهب

بعربي حجر است جمع آن صياهب است

صياد

اسد است

* باب الضاد المعجمة *

* فصل الضاد مع الالف *