تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 957

مساهمون:

ص٩٥٧
ضائن خلاف ماعز است جمع آن ضأن خلاف معز

ضئب

از دواب البحر است

ضاحك

سنك بسيار سفيد است كه از كوه ظاهر كردد

* فصل الضاد مع الباء الموحدة *

ضبايم و ضبارك و ضبارم و ضبر و ضبثم و ضبطر و ضبور

اسم اسد است

ضبله

مار باريك را نامند

ضب النخل

طلع آنست

ضبا

درختى است شبيه ببلوط

ضبح

رمان است

ضبر

جوز البر است و آن جوزى صلب است

ضبعان

ضبع نر است و ضبع ماده را ضبعانه نامند

* فصل الضاد مع الجيم و الحاء و الذال المعجمة

ضجاج

بفتح به عربى عاج را نامند

ضحك

بحاء مهمله به عربى اسم شكوفهء طلع است هنكام انشقاق كم آن و نيز ثلج و عسل را نامند

ضذج

بذال معجمه بربوز است كه بقلهء يمانيه باشد

* فصل الضاد مع الراء المهملة *

ضُراك

بضم بعربي اسم اسد است

ضِرامه

بكسر به عربى شجرة البطم را نامند

ضَرب

بفتح اول و تحريك و تسكين ثاني نيز عسل سفيد غليظ را نامند

ضراد

اسم نوعى از قنفذ كبير است

ضرجع

اسم تمر است

ضَرّه

بفتح اول و تشديد دوم تكمه پستان را نامند و نيز بيخ آن را

ضرذ

به عربى اسم اسد است

ضِرس

بكسر اول نام دندان اسيا است و اين از ميان اسنان مذكر است و همچنين انياب و جمع آن ضروس و اضراس آمده

ضرس العجوز

شوك السعدان را نامند و كويند حسك است

ضرضم

بعربي نام اسد است و سباع نر را نيز نامند

ضرغم و ضرغام و ضرغامه

همه اسم اسد است

ضرف

بعربي درخت انجير را نامند

ضَرم

بفتح بعربي فرخ العقاب است

ضُرم

بضم اسطوخودوس است

ضِرو

بكسر اول سك شكارى است و مادهء آن را ضروه نامند و جمع آن ضيراه است

ضُروع

بضم بعربي انكور سفيد بزرك دانه را نامند

ضروع الكليه

درخت زقوم را نامند و بعضي كفته‌اند اسم ثمر آنست

ضَرْى

بفتح اول و تسكين ثاني آب غورهء زرد و يا سرخ كه بزنبق بريزند و نبيذ سازند

ضريب

بفتح صفيع و ثلج و جليد را نامند

ضريب الثول

شبريست كه بدوشند بعضي را بر بعضى و نيز شير دوشيده از چند شتر در يك ظرف را نامند

ضريك

كركس نر است

ضريم

صمغ درختى است

* فصل الضاد مع الفاء *

ضفادى

ضفادع است

ضفاير الجن

پرسياوشان است

ضفعان

ثمر سعدان است

ضفطار

ضب هرم است كه به فارسى سوسمار پير نامند

ضُفّ

بضم و بتشديد فادابهء است كوچكى كه به فارسى سرخك و شبكز و بهندى كهتمل نامند

* فصل الضاد مع الميم *

ضِماد

بكسر اول به عربى اسم عصابه است كه بر جراحت بندند و باصطلاح اطباء ادويهء مطبوخ يا مايع است كه قوام آن غليظ باشد كه بر عضو كذارند و در قرابادين بتفصيل ذكر يافت و جمع آن اضمده و ضمادات آمده

ضمج

بفتح اول و سكون دوم بعربي اسم كرمي است كه بهندى كهتمل نامند

ضمجع

ناقهء بزرك را نامند

ضميران

اسم عربي شاهسفرم است

* فصل الضاد مع الواو *

ضوع

بوم نر را نامند كه به فارسى كول نر كويند جمع آن اضواع و ضيعان آمده

ضَولج

بفتح و افصح صاد مهمله است