ضائن خلاف ماعز است جمع آن ضأن خلاف معز
ضئب
از دواب البحر است
ضاحك
سنك بسيار سفيد است كه از كوه ظاهر كردد
* فصل الضاد مع الباء الموحدة *
ضبايم و ضبارك و ضبارم و ضبر و ضبثم و ضبطر و ضبور
اسم اسد است
ضبله
مار باريك را نامند
ضب النخل
طلع آنست
ضبا
درختى است شبيه ببلوط
ضبح
رمان است
ضبر
جوز البر است و آن جوزى صلب است
ضبعان
ضبع نر است و ضبع ماده را ضبعانه نامند
* فصل الضاد مع الجيم و الحاء و الذال المعجمة
ضجاج
بفتح به عربى عاج را نامند
ضحك
بحاء مهمله به عربى اسم شكوفهء طلع است هنكام انشقاق كم آن و نيز ثلج و عسل را نامند
ضذج
بذال معجمه بربوز است كه بقلهء يمانيه باشد
* فصل الضاد مع الراء المهملة *
ضُراك
بضم بعربي اسم اسد است
ضِرامه
بكسر به عربى شجرة البطم را نامند
ضَرب
بفتح اول و تحريك و تسكين ثاني نيز عسل سفيد غليظ را نامند
ضراد
اسم نوعى از قنفذ كبير است
ضرجع
اسم تمر است
ضَرّه
بفتح اول و تشديد دوم تكمه پستان را نامند و نيز بيخ آن را
ضرذ
به عربى اسم اسد است
ضِرس
بكسر اول نام دندان اسيا است و اين از ميان اسنان مذكر است و همچنين انياب و جمع آن ضروس و اضراس آمده
ضرس العجوز
شوك السعدان را نامند و كويند حسك است
ضرضم
بعربي نام اسد است و سباع نر را نيز نامند
ضرغم و ضرغام و ضرغامه
همه اسم اسد است
ضرف
بعربي درخت انجير را نامند
ضَرم
بفتح بعربي فرخ العقاب است
ضُرم
بضم اسطوخودوس است
ضِرو
بكسر اول سك شكارى است و مادهء آن را ضروه نامند و جمع آن ضيراه است
ضُروع
بضم بعربي انكور سفيد بزرك دانه را نامند
ضروع الكليه
درخت زقوم را نامند و بعضي كفتهاند اسم ثمر آنست
ضَرْى
بفتح اول و تسكين ثاني آب غورهء زرد و يا سرخ كه بزنبق بريزند و نبيذ سازند
ضريب
بفتح صفيع و ثلج و جليد را نامند
ضريب الثول
شبريست كه بدوشند بعضي را بر بعضى و نيز شير دوشيده از چند شتر در يك ظرف را نامند
ضريك
كركس نر است
ضريم
صمغ درختى است
* فصل الضاد مع الفاء *
ضفادى
ضفادع است
ضفاير الجن
پرسياوشان است
ضفعان
ثمر سعدان است
ضفطار
ضب هرم است كه به فارسى سوسمار پير نامند
ضُفّ
بضم و بتشديد فادابهء است كوچكى كه به فارسى سرخك و شبكز و بهندى كهتمل نامند
* فصل الضاد مع الميم *
ضِماد
بكسر اول به عربى اسم عصابه است كه بر جراحت بندند و باصطلاح اطباء ادويهء مطبوخ يا مايع است كه قوام آن غليظ باشد كه بر عضو كذارند و در قرابادين بتفصيل ذكر يافت و جمع آن اضمده و ضمادات آمده
ضمج
بفتح اول و سكون دوم بعربي اسم كرمي است كه بهندى كهتمل نامند
ضمجع
ناقهء بزرك را نامند
ضميران
اسم عربي شاهسفرم است
* فصل الضاد مع الواو *
ضوع
بوم نر را نامند كه به فارسى كول نر كويند جمع آن اضواع و ضيعان آمده
ضَولج
بفتح و افصح صاد مهمله است