اسم عربي فضه است
ضوسير
بادروج است
ضويطه
خمير نرم پرآب است
* فصل الضاد مع الهاء *
ضهر
سلحفاة است
* فصل الضاد مع الياء المثناة التحتانية *
ضياح
بفتح لبن رقيق ممزوج است
ضيب
بفتح دواب البحر است و حب لؤلؤ را نيز نامند
ضيثم و ضيغم و ضيغمى
همه نام اسد است
ضيج
بفتح مقل نضج است
ضيراك
بعربي نام نوعي از ماهى است
ضيس
بكسر بعربي اسم صابون است
ضيمران
شاهسفرم است و بادروج را نيز نامند
ضيوان
بفتح اول و سكون دوم و فتح واو و نون كربهء نر را كويند جمع آن ضياون
* باب الطاء المهملة *
* فصل الطاء مع الالف *
طاباق
آجر بزرك را نامند
طابه
به عربى اسم خمر است و خمر طيب صافى را نيز كه به فارسى ميخوشخوار نامند و نيز نام ثمريست كه در مدينهء طيبه مىشود
طابق
معرب تابهء فارسى است كه تاجن نيز نامند و آن ظرفى است كه بران نان مىپزند و جمع آن طوابق و طوابيق آمده
طائر
اسم عربى سرشير است
طاخك
ازاد درخت است و كفتهاند ثمر آنست
طارطقه
ماهودانه است كه معروف بحب الملوك است
طاركيس
علك البطم است و حبة الخصرا را نيز نامند
طارني
نوعي از خزف است
طاريفه
دند است
طارى
اطواق است و آن خمريست كه از آب درختى كه بهندى تار نامند به عمل مىآورند و آن را هرى كويند و درخت اين بافراط در عظيمآباد و در بنكاله هم بعضى جاها كمتر
طاسا
مارقشيشا است
طاطس
چوب صنوبرى است كه مانند
طاطياوس
اسم يونانى نوره است
طافره
رماد است
طانوبيش
بيونانى مر است
طافى
به عربى اسم ماهيست كه مرده بر روى آب آمده باشد و نيز كف اشياء مائع و هر چيز سبك كه به روى آب آيد نامند
طاق
كويند درختيست كه آن را به فارسى سايه خوش نامند و ثمر آن به قدر كنار كوچكي سبزرنك است و آتش اخكر آن مدتى مىماند و كفتهاند ازاد درخت است و ثمر آن طاخك
طاقني
غار است
طالس
بيوناني حلبه است
طالطرى و طالوطون
بيوناني سلق است
طالون
اذربونست
طابوفس
صفر اغوان است كه آن را طير الملوك نامند و بفارسي مرغك سقا و دم جنبان و بهندى مموله
طالقون
طاليقون است
طاليا
اصداف صغار است
طاموسونيون
بيوناني مضمار الراعي است
طالانيون
بعضى آن را ابرون برى و بعضى رجل الرئه نامند نباتى است ساق آن شبيه بساق رجله و برك آن نيز شبيه ببرك آن و نزديك بركى از بركهاى آن شاخه مىرويد متشعب به شش شعبه يا هفت شعبه همه مملو از برك هاى ريزه و چون بركهاى آن ريخته شود رطوبت لزجى از ان ظاهر مىشود و كل آن سفيد است و منبت آن زير درخت انكور
طاماغا
بيوناني قنطوريون است
طامر
برغوث است و شير غليظ را نيز نامند
طاهرين و طاهر
به عربى برغوث است
طامل و طاملو
دوقو است
طاميوس
بيوناني مرزنجوش است
طاهر
پنجنكشت است
طائره
اسم عربي حيوان پرنده است جمع آن طير و طيور آمده