تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 953

مساهمون:

ص٩٥٣

صُراح

بضم اول اسم خمر خالص است به عربى

صرام

شيريست كه بسيار غليظ شده باشد در پستان حيوان

صَرْ

بفتح و سكون و بتحريك نيز بعربي لبن بسيار حامض را نامند و نيز نام صمغ طلح است

صربوقا

بسريانى صدف قرمز را نامند

صرخذيه

شراب منسوب است بجزيره صرخذيه و صاحب قاموس كفته منسوب است بلالام كه نام بلدى از بلاد شام است

صِرّ

بكسر اول و تشديد را اسم عربي طائريست شبيه بكنجشك زردرنك كه بفارسي زردوك نامند

صَرّاخ

بفتح و تشديد را بعربي اسم طاوس است

صرخه

لوف الحيه است

صرد

سودانيات است

صراد و صراد الليل

كفته‌اند حيواني است شبيه بملخ و كفته‌اند نوعي از بنات وردانست و بىپر

صرصران

به عربى نام ماهي املس است

صرفان

به عربى خرماى سنكين صلب پركوشت شيرين است و رصاص اسود را نيز نامند

صرف فلاماما

بسرياني اسم قرفه است

صرفوفا

بسرياني اسم صدف قرمز است

صرفولا

بسرياني انزروت است

صرم

معرب چرم فارسى است كه مراد از مطلق جلد مدبوغ است

صرم الديك

نزد اهل شام دليك را نامند

صرما

بسرياني كاشم رومي است كه سيساليوس نامند

صرو

شوكران است و ضر و بضاد معجمه را نيز نامند

صروا

شوكران است و بسريانى قرفه

صروافورناما

بسريانى قرفة الدار چيني است

صرور شاه

بسرياني سام ابرص است

صريرا

بنات وردان است و بادروج را نيز نامند و بستان افروز را نيز و تاج خروس را ايضا كويند

صريرط

اشراس است و نوعى از لوف را نامند

صريف

شير تازهء دوشيده است كه كرم باشد و نيز فضهء خالص را نامند

صريفه

شاخهء درخت خرماى خشك است

صريفيه

نوعى از خمر است كه در صريف كه قريه مسمى بصريف از قراى واسط است مىسازند

صريوقنا

بيوناني قسط است

* فصل الصاد مع الطاء المهملة *

صطرق

بيوناني ميعه است

صطفلين

دبارا بسرياني شقاقل است

صطويتون

شابانك است

* فصل الصاد مع العين المهملة *

صعارى

بسريانى شعير است

صعتر الحمار و صعتر الحمير

اسم عربي حاشا است

صعتر الشامى و صعتر الفرس

فوتينج برى است

صعرور

جعل است

صعف

شرابى است نزد اهل يمن و نيز نام طائرى كوچك است

صعقر

تخم ماهى را نامند

صعوه

كنجشك كوچك را نامند كه بفارسي ترندك كويند

صعون

نعامهء نر را نامند

صعيد

تراب را نامند

صعيصو

قسط است

* فصل الصاد مع الغين المعجمة *

صغاب

تخم مورچه است

صغبان

سكبينج است

صغبين

سكين است

صغرات

معرب از جغرات است كه رايب باشد

* فصل الصاد مع الفاء *

صفر

بضم مس زرد معدنى است كه مس رست نامند

صفراء

بفتح اسم ذهب است و خلط معروف را نيز نامند و نيز اسم ملخ است وقتىكه پاك شود از تخم و نيز اسم نباتى است سهلى رملى برك آن شبيه ببرك كاهو و ابو العباس كفته نباتي است كه كه در زمينهاى رملى مىرويد برك آن