تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 951

مساهمون:

ص٩٥١

شهاب و شهابه

شير ممزوج به آب است كه دو ثلث آن آب باشد و نيز شهاب آب متخذ از عصفر سرخ را نامند

شهباز

طائريست از طيور صيد بزركتر از باز و از ان در جرأت كمتر

شهبانج

شاه‌بانج است و جسم اصفرم را نيز نامند

شهد

عسل را نامند

شهدانج

تخم قنب

شهدانج برى

حب السمنه است

شهريز

نوعى از خرما

شهله

كوشت بسيار چربي را نامند

شهمانج

شاه بانانج است

شهيد

هريسه است و يا كلهء بريان

شهپرون

بسريانى اطريه است

شهپر

حبة السوداء است كه شونيز نامند

* فصل الشين مع الياء *

شياف

از ادويهء عين است واحد آن شافه و نيز دوائى كه بطريق حمول بر دبر يا قبل بردارند

شياف خوزى

بوش در بندى است

شياف ماميثا

عصارهء ماميثا است

شياله

امسوج است

شيبه

بكسر بفارسي نام افعى است و بفتح بفارسي نام اشنه است و نيز كفته‌اند بسرياني نام عوسج است

شيبان

دم الاخوين است

شيباطلحا

بسرياني عوسج است

شيبوران

بتركى نام مار است

شيباكليا

بسرياني عوسج الكلب است

شيبه

اشنه است

شيبة العجوز

نيز اشنه است

شيب ديبا

بسرياني اشنه است و نيز ام غيلان و نيز فنجنكشت را نامند

شيره

بفتح اسم فارسى شيرج است

شيقور

اسم عربي شعير است كه بفارسي جو نامند

شيح جبلي

درمنهء كوهى است

شيح حبشي

فلفل سياه است

شيح الربيع

دوائي است كه بيوناني اريقارون نامند

شيح يهودى

شيح البحر است

شيذقان

طائرى است از طيور صيد و كفته‌اند صقر است يا شاهين

شيذمان

ذئب است

شير

بعربي نام شجر است و چوب آبنوس را نامند و بفارسي اسم لبن است خواه از حيوانات باشد يا از اشجار و نيز بفارسي اسد را نامند

شيربا

شيربرنج است

شيربان

بتركي اسم سوسن است

شيرنجشير

كويند شيطرج هندى است و كويند خربق است

شيرج

دهن سمسم است كه دهن الحل و بفارسي روغن كنجد و شيره نامند

شيراز

ريجار است

شيرابه

خشخاش است

شيرج التين

آب انجير را در آب طبخ دهند تا مهرا كردد پس صاف كرده بقوام آورند

شيرساد

بفارسي اسم حرمل است

شيريني

عناب است

شيركنجشك

به فارسى نام طائريست بزرك از سباع طيور و خوراك آن جيفه است

شير كياه

بفارسي نام نبات يتوعى است كه در خضابات استعمال مىنمايند و بفارسي سوسپند و بهندى دودى نامند

شعير لعاب

نام عسل است

شيرماهي

اسم نوعى از ماهي است لذيذ كه بعربي نن و بهندى باكهه مچهلى نامند

شير مرغ

لبن خفاش است كه شيرزق نامند

شيرمكس

عنكبوت است

شيره

نوعى از شراب مركب از نبيذ است كه به فارسى بوزه نامند و بنكاب را نيز كويند و نيز برك بنك مخلوط با شراب را نامند و به فارسى روغن كنجد را و بمعنى آب انكور نيز آمده

شيرهء خرما

سيلان خرما است و يا دوشاب آن

شيرندون

به فارسى شبرم است

شيش و شيشاء و شيص و شيصاء

خرمائى است كه استهء آن بسته نشده باشد و نيز شيص اسم نوعى ماهى است