تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
است جهت قروح و لحم زائد نافع

* صوف البحر *

بفتح باء موحده و سكو حا و راء مهملتين

* ماهيت ان

چيزى است شبيه بپشم كه از صدف بزرك سفيدى كه سر آن عريض و طرف دوم آن مائل بباريكي و از اندرون شكافته و شبيه بشيح و اندرون آن مائل بزردى و سرخي و در جوف آن حيواني ايستاده و از راه شكاف آن صوفى برميآيد

* افعال و خواص ان

جهت قطع اسهال و ضماد آن جهت نزف الدم هر عضو سريع الاثر

* باب پانزدهم در بيان ادويهء كه حرف اول آنها ضاد معجمه است *

* فصل الضاد مع الالف *

* ضان *

بفتح ضاد و الف و نون بفارسي كوسفند و كوسپند و برهء ماده آن را ميش نامند و بعرف اطبا اسم مطلق كوسفند است

* ماهيت ان

معروف و از جملهء حيوانات ماكولة اللحم است و نسبت بحيوانات ديكر بسيار بليد و قابل تعليم نيست و از كمال بلادت بر سر ذابح خود مىايستد و وحشت و اضطراب نمىكند و همين يك وجه حليت لحم آن و امثال آنست از حيوانات ضعيف النفس و الادراك زيرا كه حيوانات قوى ذكي الحس و الادراك عند الذبح حرج و الم بسيار درمييابند و نفس آنها را تعلقي به بدن خود و نفس ذابح مىباشد و لهذا اكثر حرام شده‌اند در شرع شريف و ذابحان حيوانات اكثر قسي القلب مىباشند و بهترين آن يك ساله و دو سالهء آنست كه فربه باشد و چهار ساله و زياده از ان غليظ و كثيف و مولد خلط فاسد و كوشت كردن و شانه و حوالى آن بهتر از كوشت سائر اعضاى آنست

* طبيعت ان

در دوم كرم و تر

* افعال و خواص ان

سريع الهضم كثير الغذا و مولد خون متين و مقوى و مسمن بدن و موافق‌ترين لحوم براى بدن انسان و دل و جكر و كردهء آن مقوى دل و جكر و معده و كرده و مداومت خوردن مغز سر آن مورث بلادت و نسيان و خوردن كوشت آب مهراى آن با سركه و عسل كه مداومت بران نمايند و غذا منحصر بدان باشد بغايت مقوى بدن و مانع غشي و رافع خفقان و لاغرى بدن و بلع نمودن پيه آن بعد از ذبح كه هنوز سرد نشده و همچنين كداختهء نيمكرم آن جهت سرفه و درد سينه و ضيق النفس و حرقة البول بسيار مفيد و كوشت كرماكرم ذبح كردهء آن را چون بر اعضاى ضربه و صدمه رسيده كه تازه باشد ببندند و چون سرد كردد تبديل نمايند به زودى درد را زائل كند و مانع تورم و زخم شدن كردد و بدستور پوست كرماكرم آنكه اعضا را بدان پيچند و ضماد كوشت سوختهء آن جهت لسع حيات و عقارب جراره و با شراب جهت كلب كلب و اكتحال خاكستر آن جهت رفع بياض عين و طلاى آن با سركه جهت بهق نافع و زهرهء آن كرم و خشك و جالى آثار و اكتحال آن جهت بياض بتنهائي و يا با عسل و طلاى آن جهت اقسام قوبا و غسل سر به آن جهت حزاز و ابريه خصوصا با عسل و خون آن كرماكرم جهت حكه و جرب و منع آبلهء اعضاى سوخته در ساعت طلاء و سركين آن بسيار كرم و خشك طلاء و ضماد آن جهت تحليل اورام و استسقا و التيام زخمها و با موم و روغن كل كداخته جهت سوختكي آتش و با سركه جهت شرى و ثآليل و لحم زائد كه توته نامند و سوختكي آتش و داخس مجرب و ضماد در كلاب خيسانيدهء آن جهت انفجار خراج و دمل مجرب و شراب استخوان سوختهء قبرقي آن قاطع اسهال و سيلان خون و خاكستر سم آن جهت داء الثعلب طلاء و مغسول محرق آن حابس اسهال و در ايام و با و طاعون استعمال كوشت آن جهت آنكه بسيار مولد خون است جائز نيست و غليظتر و كثير الفضول و بطىالهضم‌تر از لحم معز است و سركه و آبكامه ملطف و رافع ثقل آن و هركه ارادهء تبريد بدان كند در انها طبخ نمايد و يا با قراقروطو يا كشك و يا سماق و يا با آنها بخورد *