تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
هركاه تشنه شوند و يا قصور در اسهال نمايد عرق رازيانه و يا قدرى ماء العشير نيمكرم كرده بنوشند المضار مولد رياح و قراقر در معده و ترقيق مني و باعث سرعت انزال است بسبب جلايى كه دارد مصلح آن روغن بادام و رازيانه مقدار شربت آن تا بيست و پنج مثقال بدل آن به وزن آن ترنجبين و در جميع افعال سواى تقويت باه و ضرر صاحبان قولنج مانند ترنجبين است و شيخ الرئيس در بعضى مقالات قانون كفته كه شيرخشت با وجود آنكه مسهل اخلاط رقيقه است مضر صاحبان قولنج است و ضماد آن ملين و جالى بشره و با شير جهت طراوت كونه مؤثر است

* شيرسته *

بكسر شين معجمه و سكون ياء مثناة تحتانيه و كسر راء مهمله و سكون سين مهمله و فتح تاء مثناة فوقانيه و ها

* ماهيت ان

بلغت كيلاني اسم سركهء شيرين مصنوع است و در اكثر منافع مانند خمر است و مضرتي كه در سركه مىباشد ندارد در اكثر مواضع و دستور صنعت آن آنست كه خردل سرخ با تخم شلغم برى كه شبيه بتخم شلغم بستاني و مائل بسياهي است با سركهء تند مىسايند تا مانند خمير كردد و بعد از ان ده مثقال آن را با دويست مثقال آب انكور بسيار صاف و پنجاه مثقال سركهء كهنه مخلوط نموده تا دو هفته هر روز مكرر برهم مىزنند تا مانع جوشيدن آن كردد پس استعمال مىنمايند

* شيطرج *

بكسر شين و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح طاء مشاله و راء هر دو مهمله و جيم معرب چيترك هندى است و بهندى چيته نيز نامند و اكثر بدين نام معروف است و كويند معرب شيتره فارسي است و بعربي مسواك الراعى و خينوس و فاغوس و خامشه نيز نامند و بيوناني ليبديون بباى موحده بعد از ياى مثناة تحتانيه و ليفديون بفا بجاى باى موحده و ببربرى عصاب و بفارسي بيخ برنده نامند

* ماهيت ان

رازى كفته دو نوع مىباشد هندى و شامي هندى آن باريك و شامي آن غليظ شبيه بعودفوه و رنك آن مائل بسياهي و ديسقوريدوس كفته نباتى است معروف و در شير و آب و نمك معمول است استعمال آن و جالينوس در عاشره از ميامر خود ازدى مقراطيس نقل كرده كه كياهى است كه در مقابر و ديوارهاى كهنه و مواضعي كه كشت و كار نمىشود مىرويد و هميشه تازه مىباشد و سرخ رنك و برك آن شبيه ببرك حرف و بلندى شاخهاى آن تا بيك ذرع و در تابستان برك آن خشك مىكردد و باريك شده بران مىباشد تا آنكه سردى هواى زمستان بدان رسد آن زمان مىريزد و شاخهاى آن باريك مىكردد و متصل بيخ آن بركى مىماند و در تابستان از شاخهاى آن كل سفيد ريزه بركى ظاهر مىشود دو تخم آن از تخم خشخاش بسيار ريزه‌تر كه خوب ديده نمىشود و مستعمل بيخ آنست و در سابعه از ادويهء مفرده كفته قوت و طعم و رائحهء آن شبيه به حرف است و بهترين آن بقول صاحب منهاج تازهء هندى يا بحرى آنست و بعضى كفته‌اند بهترين آن فارسي آنست به جهت آنكه چون بر عضوى طلا نمايند در يك لحظه آبله مىكند بخلاف هندى آن يعنى حدت فارسي زياده از هندى است و قوت آن تا پنج سال باقي مىماند و كفته‌اند علامت خوبى و تازكي آن آنست كه چون بيضهء مرغ را در كوبيدهء آن يك روز پنهان كنند پوست آن سرخ كردد و آنچه در بنكاله ديده شد نبات آن ببلندى يك ذرع تا بيك ذرع و نيم و شاخهاى آن باريك و كره‌دار و بر هر كرهي چند عدد برك شبيه ببرك عنب الثعلب و از ان اندك بلندتر و بعد از ريختن برك آن در همان مواضع يعنى بر كرههاى آن چند عدد كل سفيد ريزه برك كوچك فى الجمله شبيه بكل ياسمين اما از ان كوچكتر مىرويد و دو نوع مىباشد يكى رنك شاخ آن سياه مائل بسرخي و كل آن سياه و اين كمياب است و ديكرى سفيد مائل بسبزى و بعضى مائل بسرخي و كل آن سفيد و اين بسيار و نبات آن هميشه مىباشد و خودرو است منبت آن كنار آبها و جاهاى نمناك و در ربيع كل مىدهد و در اواخر آن برك برميآورد

* طبيعت ان

در آخر سوم