تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
بيرون آيد

* طبيعت ان

بغايت كرم و با رطوبت و از سموم قتاله

* افعال و خواص ان

خون موضع دنبالهء آن جهت رفع بياض چشم و آثار جلد و خال و خنازير و طلاى دماغ آن با روغن كل قاطع رعاف و سيلان خون از هر موضع كه باشد و محلل اورام و خنارير و جهت برص و بهق و قوبا و كلف و هرچه از بدن بروز كند بيعديل و خون آن نيز همين اثر دارد و سر آن را سوخته با زاج سفيد چون در كوش كذارند و يا در بيني بدبوى آن هر دو را زائل كرداند چون بر صاحب تپ ربع بندند شفا يابد و طلاى آن جهت درد سر و بخور آن جهت عسر البول و سعوط زهرهء آن با آب بيخ رطبه جهت رفع لقوه از مجربات شمرده‌اند و تعليق لب بالاى آن جهت تپ ربع و صرع و باساني بيرون آمدن دندان اطفال و انداختن دندان آن ميان جماعت موذى باعث تفرقهء ايشان و همچنين در اتش انداختن پيه آن

* خلر *

بضم خاء معجمه و فتح لام مشدده و سكون راء مهمله آن را جلبان خوانند و بهندى متر كابلى

* ماهيت ان

دانه‌ايست شبيه بكرسنه و كياه آن به قدر ذرعى و كمتر از ان و برك آن ريزه و كل آن ما بين سفيدى و زردى و غلاف آن شبيه بغلاف باقلا و سفيد و پنج قسم مىباشد آنچه غلاف آن از باقلا كوچكتر و پوست آن غليظتر و عريض و بسيار سفيد و دانهء آن به قدر نخود كوچكى آن را جلبان ابيض نامند و آنچه دانهء آن كوچك و پهن و اغبر جلبان اسود و بشيرازى مشو و بهندى كهسارى و اهل ولايت اروستان و نواح كرمان كونيان كرو خوانند و بسيار آن را مىخورند و در موسم بهار كه هنكام رسيدن آنست خام ناپختهء آن را نيز مىخورند و آنچه مضاعف الغلاف و خشن و دانهء آن در سفيدى و كوچكي و تدوير كمتر از اول است آن را نبقه نامند و آنچه در غلافى قريب بباقلا و سياه رنك و دانهء آن مستدير و بزرك و مائل بزردى و بسيار تلخ است در مصر بسيله نامند و قسم پنجم رقيق الغلاف سفيددانه و آن را قصاص نامند

* طبيعت همه اقسام آن

در اول سوم سرد و در آخر دوم خشك

* افعال و خواص آن

آشاميدن طبيخ آن با عسل جهت سرفه و تصفيهء رئه و درد سينه و تليين آن و تحليل اخلاط فاسده و دفع فضلات غليظه از امعا و ادرار نمودن شير و بول و حيض و ضماد آن جهت تقويت اعضا و وثي و كلف و با عسل جهت تحليل اورام و بخور آن موجب جمعيت مورچه است در ان موضع و چون كاو بخورد فربه شود مضر اعصاب و مولد سودا و نفاخ و ادمان خوردن آن باعث لنكي و خوردن تر و تازهء ناپختهء آن دوار آورد خصوصا نوع اندك پهن مثلث شكل آنكه بهندى كهسارى نامند مصلح آن شراب عسل مقدار شربت آن تا ده درم و نوع برى آن بغايت غليظ و مدر شير است

* خلنج *

بفتح خاء معجمه و لام و سكون نون و جيم

* ماهيت ان

درختى است شبيه بدرخت كز و در چين و بلادروس و بهند بسيار بزرك مىشود و برك آن مانند برك كزوكل آن كوچك و سرخ و زرد و سفيد نيز مىباشد و ثمر آن مانند خردل و بنفش

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك و شكوفهء آن تندتر و قوىتر از سائر اجزاى آن

* افعال و خواص ان

شكوفه و برك آن جهت كزيدن هوام ضمادا و روغن شكوفهء آنكه بدستور روغن بابونه و روغن كل كه در روغن كنجد ريخته سه هفته در آفتاب كذارند جهت رفع اعيا و درد مفاصل و بدستور نشارهء چوب آن و يك مثقال از تخم آن با عسل حافظ دل از ضرر سموم و اكل و شرب در ظروف چوب آن مانع خفقان است

* فصل الخاء مع الميم *

* خمان *

بفتح خا و ميم و الف و نون لغت نبطي است و بعربي رقعا نامند و بيوناني اقطي

* ماهيت ان

دو صنف مىباشد كبير و صغير و كبير آن شبيه بشجر و شاخهاى آن مائل بسفيدى و مانند ني مستدير و برك آن مانند برك كردكان و از ان كوچكتر و ثقيل الرائحه و در هر شاخى از سه عدد تا پنج عدد و بر سر هر شاخى قبهء و كل آن سفيد مائل بسرخي و ثمر آن شبيه