* ماهيت ان
كياهى است ربيعي و هر سال تازه مىرويد منبت آن بلاد مغرب و بر تلها و بلنديها بسيار مىرويد و بلندى آن مقدار سه انكشت تا چهار انكشت و بوى آن مانند بوى شراب و برك آن شبيه ببرك سيب و قابض و بيخ آن سفيد و مانند موى باريك و كياه آن بىكل و ثمر و نهايت بقاى آن تا سرطان است و زياده از سه ماه نمىماند مكر آنكه در عسل نكاه دارند
* طبيعت ان
در اول دوم كرم و تر
* افعال و خواص آن
مقوى دل و فكر و حواس و مفرح و جهت صاف كردن خون و التيام جراحات شربا و طلاء و با شراب دو درم آن جهت وهن عضل و فسخ آن نافع و كويند چون بيخ آن را با كوشت پارچه پارچه نموده طبخ نمايند پارچهاى كوشت را بهم ملصق سازد و آشاميدن مرقه آن جهت يرقان مجرب دانسته اند و چون بر جراحت تازه بچكانند آن را ملتزق و ملتئم سازد مصدع محرورين مصلح آن مغز بادام تلخ مقدار شربت آن تا چهار درم بدل آن در التحام قنطوريون و در تفريح مثل و ربع آن زعفران است *
* جبسين *
بفتح اول و سكون باء موحده و كسر سين مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون بفارسي سنك كج نامند
* ماهيت ان
سنكى است رخو سريع التفتيت و ذو طبقات كه بآساني از روى هم جدا مىكردد سه قسم مىباشد يكي سفيد براق صفايحي انطاكي كفته كه اين فى الحقيقة طلقى است كه نضج كامل نيافته و بعضى كفتهاند كه زيبق است كه غالب آمده بران اجزاى ترابيه و متحجر كشته و اين را اسفيداج جبساسين نامند و دوم سرخرنك حجرى و سيوم غير صفايحي و غير براق و اين حجر كج است كه پخته كوبيده كج از ان مىسازند بدترين آن سرخ آن است و بالجمله طبيعت اقسام آن در سيوم سرد و خشك و بعضى در اول چهارم خشك كفتهاند
* افعال و خواص آن
قابض و مغرى و ضماد آن با سركه ملصق و ملزق جراحات و مغرى و حابس خون جارى از اعضا و محلل ورم و ترهل و استسقا امراض الراس طلاى آن مفردا و با سفيدى تخممرغ و غبار آسيا جهت قطع سيلان خون و با سركه بر پيشاني جهت حبس رعاف و با كل ارمني و عدس و لحية التيس و آب مورد و سركه جهت حبس رعاف العين طلاى آن با سفيدى تخممرغ جهت رمد دموى و منع ريختن مواد به چشم و با آب كشنيز جهت رفع باد سرخ و اورام ملتهبه مجرب و از خواص آن آنست كه چون با روغن زيتون و اندك بوره و شب يماني بسايند و بر كتابت و نوشتجات بمالند زائل كرداند و بر جامهها و فرشها باعث قلع چرك و چربي آن است و طلاى آن بر بواسير جهت رفع آن مؤثر المضار آشاميدن آن كشنده است بخناق و خشكي دهان و قولنج و ترياق آن آشاميدن ماء العسل و اشياى لعابي و عصارهء خطمي تر و تازه و ملوكيه پس آشاميدن ربع درهم سقمونيا در جلاب و حب النيل و قئ فرمودن اكر سحج عارض كردد بمعالجهء آن پردازند و در اكثر اعراض و تداوى نيز مانند اسفيداج و قويتر از ان است و سفيد آب جبساسين در جميع افعال قويتر از همه اقسام و بغايت قابض و رادع و جامع و مجفف است *
* جبن *
بضم جيم و باء موحده و نون مشدده به فارسى پنير نامند
* ماهيت ان
معروف است و آن شير بسته است بتعمل بزدن پنير مايه و غيره بران بهترين آن تازهء چرب آن است كه ما بين نرمي و صلبي و خوشبو و لذيذ مائل بحلاوت باشد كه از شير معتدل از حيوان صحيح البدن كه خوراك آن كياههاى نيكو باشد به عمل آورده باشند و مصنوع از ماست بهتر و سريع الهضم تر است و دستور صنعت آن آنست كه شير را جوشانيده پنير مايه بران زده منجمد ساخته نمك بران مىپاشند تا مائيت آن از جبنيت جدا كردد و بعد از جدا شدن جبنيت آن را نمك زده در سبدها و يا كيسهء صفيقى كرده نمك بران پاشيده سنكى سنكين بران مىكذارند تا مائيت آن تمام برآيد و بعضى در خاكستر دفن مىكنند براى جذب مائيت آن پس استعمال مىنمايند