* فصل الباء مع الشين المعجمة *
* بشام *
بفتح با و شين معجمه و الف و ميم
* ماهيت آن
درختى است حجازى يعني منبت آن در اصل ابتداى حجاز بوده و از انجا به بيت المقدس و عراق و مصر نقل نمودهاند و در جبال حوالي مكهء مشرفه بسيار است و بالفعل بجاى بلسان حب و عود و لبن آن مستعمل است و دو نوع است كبير و صغير درخت كبير آن اولا به قدر درخت انكور مىباشد پس بلند و عظيم مىكردد تا به قدر درخت توت و بيد و شاخهاى آن راست نمىباشد بلكه كج واج و كرهدار و برك آن ريزه شبيه بصعتر و بزركتر از ان و با رطوبتى چسپنده و شيرينى كمي و كل آن زرد و تخم آن سرخ شبيه بكبابه و بىمزه و چرب و ثمر آن خوشهدار و در ان دانهاى مائل بزردى و بعضى سرخ و بعضى طولاني مانند حب الصنوبر و نرم و بىطعم مائل به بىمزكي و اندك شيرينى و قبضى و اعراب باديه اين را مىخورند و چوب آن سبز با عطريت و صنفى از آن را حب مدور مانند فلفل و چوب آن خشن و سنكين مائل بسياهى و چون قطع نمايند آن را و يا برك هر دو صنف آن را آب سفيدى از ان برمىآيد كه دمعه و لبن آن است و چون خشك شود مائل بزردى و سرخي مىكردد و اين بهترين اجزاى آن است و مسمى بدهن بلسان است و ان شاء اللّه تعالى در حرف الدال مع الهاء تفصيل آن خواهد آمد و نوع صغير آن كويند بىثمر است
* طبيعت
تمامي اجزاى آن كرم در دوم و خشك در اول و برك آن با رطوبت فضليه
* افعال و خواص آن
دمعهء آن جهت بياض عين و تنقيهء زخمها و تجفيف آنها و قطع نزف الدم و عرق و درد دندان بارد و ادرار نمودن بول و حيض و حمول آن با زعفران جهت اعانت بر حمل و تنقيهء رحم و تعديل رياح آن نافع و حب آن مقوى معده و اعضاى باطنيه و بطئ الخروج از معده و جهت كزيدن عقرب شربا و مضغا و ضمادا نافع و روغن حب آن مسهل بلغم و مرهء سودا و مورث مغص و برك آن بتنهائي و يا با روغنهاى مناسبه خضاب نيكو است چون طبخ نمايند و يا بكوبند و بر موى بمالند و يك شب بكذارند و يا برك تازهء آن را بكوبند و در روغن جوش دهند تا سياه كردد و چوب آن را با خود داشتن و عصا از ان ساخته بدست كرفتن موجب قضاى حاجت است و ازين سبب آن را خشب اليسر و عصاى موسى نامند و مسواك نمودن به چوب آن جهت خوشبوئى دهان و تقويت و استحكام لثه نافع و چون حب آن مورث كرب و امراض رديه است اجتناب از ان اولى است
* بشنين *
بفتح با و سكون شين معجمه و كسر نون و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون اهل مصر آن را عرايس النيل نامند از جهت آنكه در هنكام بركشتن آب نيل و ماندن آن جابجا در ان مىرويد
* ماهيت آن
كياهى است شبيه بنيلوفر و ساق آن باريك و بلند و كويند چون آفتاب طلوع مىكند منبسط و بلند مىكردد و سر آن از آب برميآيد و چون غروب مىنمايد منقبض و كوتاه و سر آن در آب فرو مىرود و سر آن مانند كوزهء خشخاش و بزركتر از ان و در ان دانها شبيه بجاورس و اهل مصر آن را خشك نموده و آرد كرده نان از ان مىسازند و بيخ آن مانند شلغم و سيب و آن را پيارون نامند و خام و پختهء آن را مىخورند و پختهء آن زردرنك شبيه بزردهء تخممرغ در رنك و طعم و دو صنف مىباشد خنزيرى و اعرابي و اعرابي آن بهتر و بيخ آن با عطريت
* طبيعت آن
در دوم سرد و در اول سوم تر
* افعال و خواص آن
در جميع افعال مانند نيلوفر است بيخ اعرابي آن با اندك حرارتي چون با كوشت طبخ دهند و تناول نمايند مقوى معده و باه و جهت زحير و اسهال صفراوى و با شير جهت سرفه نافع وردى الغذا نيست و كل آن با قوت محلله و روغن معمول از كل آن مانند روغن كل جهت رفع جنون و دردسر حار و شقيقه و ذات الجنب سعوطا و طلاء مفيد و شربت آن در افعال مانند شربت نيلوفر است و دانهء آن محلل