تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
آن مكيدن آب انار ميخوش و انار شيرين و سكنجبين است و مضر رئه و سينه و مصلح آن خشخاش و رب بسر در مزاج مانند بسر است و جهت قئ و اسهال و ضعف معده نافع

* بسفايج *

بفتح با و سكون سين مهمله و فتح فا و الف و كسر ياء مثناة تحتانيه و جيم بعربي اضراس الكلب و ثاقب الحجر و تشميز و بيوناني بولوذيون يعنى كثير الارجل و در مصر معروف باشتوان و بهندى كهنكالي نامند

* ماهيت آن

بيخى است اغبر مائل بسياهي و باريك و شبيه بهزارپا و كره‌دار و از هر كوهى ريشهاى باريك برآمده و بهترين آن آنست كه قرنفلي طعم و سطبر با اندك حلاوت و قبض باشد و چون بشكنند رنك اندرون آن سبز مانند مغز پسته باشد و سياه آن زبون بلكه رنك تازهء آن پستئ مىباشد و هرچند كهنه شود رو بسرخي و سياهى مىآورد و نبات آن بىساق و يك شاخ برك‌دار شبيه ببال طيور و مانند كياه سرخس به قدر يك شبر و بركهاى آن ريزهء اغبر و مزغب و بران نقطهاى زرد مىباشد و از ميان شاخهاى درختان و از بيخ اشجار خصوصا بلوط مىرويد و ربيعي است و در تابستان مىرسد صاحب شفاء الاسقام نوشته كه شاخهاى آن باريك و سرخ شبيه بپر سياوشان و از ان غليظتر و برك آن نيز شبيه بدان است و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه در تنكابن آن را دار چماز نامند

* طبيعت آن

كرم در آخر دوم و خشك در اول آن و بعضى كرم در سوم نيز كفته‌اند و بعضى خشك در سوم و كرم در دوم و بعضى در اول كرم و در يبوست معتدل نيز كفته‌اند و قول اول اصح است

* افعال و خواص آن

مسهل مرهء سودا و بلغم غليظ و بهر خلطى كه ملاقات كند و محلل نفخ و شير منجمد در معده و قولنج و منجمد كنندهء شير غير منجمد و جهت دفع سودا و جذام و علل سوداوى و مفاصل و تنقيهء امعا و آشاميدن آن با شكر و فانيذ و با اطعمه جهت رفع كراهيت آن براى كسى كه مكروه دارد آشاميدن ادويه را خصوص پختن آن در ميپختج و با ماء العسل موجب اسهال مواد سوداوى اخلاط غليظهء لزجه و مخاطيه از معده و مفاصل و بىضرر است و آشاميدن مطبوخ آن با اصل السوس و انيسون جهت سرفه و ضيق النفس و ربو و مداومت آشاميدن مطبوخ آن با عناب جهت سقوط دانهء بواسير بغايت موثر و آشاميدن سه مثقال مطبوخ آن با فلوس خيارشنبر يا ترنجبين جهت دفع رياح بواسير و درد معدهء مزمن و صرع مجرب و چون اصحاب ماليخوليا و جذام هر روز يكدرهم و نيم آن را با چهار اوقيهء مغز فلوس خيارشنبر هفت روز بياشامند آن هر دو علت را زائل كرداند و آشاميدن آب مطبوخ آن با ماء الشعير يا ماء العسل محلل قولنج و نفخ و صالح العمل و بهر خلطى كه برسد و موجود باشد آن را دفع نمايد و جميع علل سوداويه را نافع و مفرح بالعرض به جهت آنكه استفراغ جوهر سودا از قلب و دماغ مىنمايد و چون طبخ نمايند آن را با خروس پير سال‌خورده كه خروس را بدوانند تا خسته كردد پس ذبح نمايند و شكم آن را چاك كرده پاك نموده بسفايج نيم كوفته انپاشته طبخ نمايند تا هر دو خوب مهرا كردد و مطيب بزنجبيل يا اندكي رازيانه نمايند و بياشامند اسهال نيكو نمايد و چون طبخ نمايند آن را مفرد و يا با فواكه خشك و حشايش تر اصلاح يابد و فعل آن نيكو كردد و ضماد آن جهت التواى عصب و شقاق ما بين انكشتان نافع و كفته‌اند مضر سينه مصلح آن پر سياوشان و طبخ نمودن مرضوض آن را با ماء الشعير و چغندر و يا نرم كوبيده و بران پاشيده بياشامند مضر كرده و مصلح آن هليله زرد مقدار شربت از جرم آن از يكدرهم تا سه درهم و در مطبوخ از دو درهم تا شش درهم و هفت درهم نيز كفته‌اند بحسب مزاج و قوت و سن بدل آن جهت مواد سواوى نصف آن افتيمون و ربع آن نمك هندى است و صاحب شفاء الاسقام نوشته كه استاذ من كفته بايد پوست آن را تراشيده نرم كوبيده استعمال نمود تا آنكه منتفخ نكردد و حب بسفايج و سفوف و شراب و مظبوخ آن در قرابادين ذكر يافت