بسيار مىباشد و در بعضى كه بسيار خوب است تخم كمتر و در بعضى زياده و شكل تخمهاى بعضى طولاني بهيأت تخم زردآلو و بعضى اندك مثلث و مغز تخم آن سفيد و ترش
* طبيعت آن
سرد و تر و بعضى كرم و تر كفتهاند
* افعال و خواص آن
ثقيل و نفاخ و مولد بلغم و دافع صفرا و اكثار خوردن مغز آن محدث حميات بلغميه خصوص در بلغمى مزاجان و مقلل مني و مضعف باه و اشتهاى طعام و تخم آن ملين طبع اطفال بتنهائي بدين قسم كه يك دانه يا دو دانهء آن را سائيده با شير مرضعه به او بخورانند و يا با ادويهء ديكر يكدو دانهء آن را كوبيده و از اجزاى مسهلات ايشان است و مستعمل اهل بنكاله و بدستور مقدار قليلى از شير آن با مطبوخات مناسبه مسهل اطفال و مجرب است
* فصل الباء مع الراء المهملة *
* بر *
بفتح با و راء چهار نقطه هندى است
* ماهيت آن
درختى است عظيم شاخهاى آن پراكنده و از شاخهاى آن ريشهاى بلند آويزان بعضى قريب به زمين و بعضى به زمين رسيده و برك آن اندك عريض طولاني از كف دست بزركتر و اندك ضخيم و بىتشريف و بىشعبه و در ممالك هند و بنكاله و دكهن كثير الوجود و در كرم سيرات و بعضى بنادر فارس نيز مىشود و به زبان مردم آنجا آن را لول مىنامند و درخت آن بسيار بزرك مىشود خصوص بعضى درخت كهنه شده كه هزار سوار در زير سايه آن درخت ايستاده شوند و از بيخ برك آن چون بشكنند لبنى برميآيد چسپنده
* طبيعت آن
كرم و تر
* افعال و خواص آن
آشاميدن لبن آن محلل رياح و رادع اورام و محرك باه و دافع بواسير و چون لبن آن را هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب تازه بتازه بكيرند و با هموزن آن شكر سفيد ممزوج نموده ناشتا بخورند تا بيست و يك روز يا زياده و يا كمتر به قدر احتياج كه از يك درم شروع نمايند و هر روز قدرى بيفزايند تا سه درم و باز بدستور كم نمايند جهت بواسير هر نوع كه باشد و جريان و رقت منى و سرعت انزال و كثرت احتلام و تقويت اعضاى رئيسه نافع و مجرب و ضماد شير تازهء آن بر اورام در ابتداى ظهور خصوص بر ورم كش ران رادع و مجرب و بر دماميل ابتداء اكر مواد كم است تحليل مىدهد و اكر مواد بسيار باشد منفجر نموده زود بالتيام مىآرد و بهتر از مرهم است و چون برك آن را اندك كرم نموده بر زخم تازه كه محتاج ببخيه باشد دهن آن را بهم آورده بران كذارند و محكم بندند و تا سه روز باز نكنند ملصق و ملتئم سازد و آشاميدن ريشهاى آويخنهء آن مقدار نيم درهم با يك درهم شكر سفيد ممزوج نموده با قدرى آب جهت امساك منى و رفع جريان و سيلان آن نافع
* بردى *
بفتح با و سكون را و كسر دال مهملتين و سكون يا لغت عربي است بفارسي پيزر و بهندى كوندل و پهته و پيزا و بلغت اهل مصر فاقير و بلغتى خوص جهت مشابهت برك آن ببرك نخل و بسرياني بانورس نامند و قسمى ديكر از آن آنست كه برك و ساق آن طولاني و غليظتر و مدورتر مىباشد و در مصر از پنبهء آن كاغذ مىسازند
* ماهيت آن
نباتى است ساق آن غليظ و زياده بر ذرعى و مدور و نرم آن را ريزه كرده از ان ريسمان ترتيب مىدهند و كل آن مستدير و ضخيم و سفيد و ذهبي و خوش منظر و برك آن مانند برك خرما و دراز و تخم آن ريزهتر از حلبه و تلخ و بيخ آن با حلاوت و از ميان نبات آن ساقي مىرويد باريك و بر سر آن مانند شمع فتيلهء به مقدار شبرى و بالاى آن زغبي مانند كردى شكرى رنك مىباشد و آن را از ان جدا مىنمايند و از ان قرصها ساخته مىفروشند و مىخورند شيرين و خوشطعم مىباشد و در زير آن زغب چيزى مانند پنبه نرم و از ان كاغذ مىسازند و بنايان داخل صاروج مىنمايند براى استحكام و باصفهاني آن را لوئي مىنامند و آن كرد مخصوص به بردى بلاد هند است منبت آن زمينهائي كه در ان آبها استاده مىباشد
* طبيعت آن
در دوم سرد و در اول خشك
* افعال و خواص آن
آب آن جالى دندان و قاطع نزف الدم مطلقا و با سركه جهت سپرز و بدستور بيخ آن و خائيدن