تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
ادويه بيفزايند و ضماد برك تازهء آن جهت التحام جراحت و رفع اورام و جلوس در طبيخ آن جهت بروز مقعده و نشف رطوبات رحم مفيد و عصاره و برك ثمر تازهء آن قاطع نزف الدم و نفث الدم و فرزجهء ثمر آنكه آن را در آب جوش داده پارچهء كرپاس را بدان مكرر تر كرده خشك نموده زن به خود بردارد در نشف رطوبات و تضييق قبل به حدى است كه بمرتبهء بكارت مىرساند و چون ثمر خام آن را كرفته شكافته تخمهاى آن را دور كرده طرف اندرون آن را بر پارچهء كرپاس نوى بمالند تا رطوبات و مغز آن بدان خوب آلوده كه بعد از خشك شدن مانند موم جامه كردد و از ان پارچه سينه‌بند زنانى كه پستان آنها آويخته باشد سازند و بر سينه بندند تا مدتى رفع آن علت كردد و پوست ساق و شاخ آن جهت قطع خون جراحت تازه بسيار نافع و عمدهء اجزاى روغن شيخ صنعان است و چون پوست درخت آن را هر مقدار كه خواهند نيم كوفته در ده چندان آب بخيسانند تا دو روز پس بجوشانند تا بنصفه رسد و بمالند و صاف كنند و در ظرف چيني و يا شيشه نكاهدارند و در ايام حيض بعد از بول هر مرتبه بدان استنجا نمايند و بدستور در هر ايام حيض دائم فرج آن مانند فرج بكر باشد و ثمر و برك و پوست آن جهت دباغت پوست حيوانات قائم مقام مازو است و نيز پوست و كل آن جزو اعظم و اصل عرق قند و شراب آنست و در هند و بنكاله بسيار مستعمل خصوص پوست آن و بيخ آن جالي و سون آن جهت استحكام لثه و مسواك آن مقوى دندان و از چوب آن به جهت صلابت و استحكام پايهء كردون و رته و كادى و غيرها و آلت شخم زمين نيز مىسازند و قسم ديكر نيز مىباشد شبيه به قسم دوم در برك و ثمر و رنك و پوست و ليكن بدبو و پركل‌تر از ان هر دو قسم و ليكن اين غير مستعمل است و اين قسم اكثر مخصوص بنكاله است و ريشهء آن را چون نزد مار برند سر را به زير اندازد و اندك سست كردد و آنچه اكثر اطبا در كتب ادويهء مفرده ذكر كرده‌اند باسم قرظ و امغيلان و طلح شايد هريك اسم قسمى باشد كه بطريق اشتباه بيان فرموده‌اند و بعد تامل رفع شبه مىكردد

* املج *

بفتح همزه و سكون ميم و فتح لام و سكون جيم مشهور بآملج است بمد الف و كسر ميم بلغت مصر سنايز و بفارسي امله و بهندى آنوله نامند و شير پروردهء آن را شير املج كويند

* ماهيت آن

ثمر درخت هندى است طعم آن ترش و با عفوصت بسيار و در تازكي شبيه بآلو كرچه و تا ببزركي كردكانى نيز مىشود و بهترين آن بزرك بيريشه سنكين زرد رنك تازه و يا خشك فاسد و متكرج نشدهء آنست كه بيريشه باليده باشد و درخت آن به قدر درخت كردكان و برك آن سبز بسيار ريزه و انبوه از هر دو طرف شاخهاى باريك طولاني به قدر شبرى رسته در بعضى جا دو شاخ و در بعضى جا سه شاخ و چوب آن جوهردار مانند چوب چنار كه بعربي دلب نامند و از ان صلب‌تر و مستعمل در معاجين و غيره آملهء باليدهء بيريشه منقى از دانه شير پرورده است كه به جهت كسر قوت قبض و اصلاح آن دو سه مرتبه در شير مىخيسانند و شسته خشك مىنمايند و غير شير پرورده نيز

* طبيعت آن

در دوم سرد و در اول سوم خشك و شير پروردهء آن در اول سرد و در دوم خشك و بعضى كرم دانسته‌اند و فى الحقيقت بارد است و در يبوست آن همه متفق‌اند

* افعال و خواص و منافع آن

قابض و مانع ريختن مواد بمعده و امعا و حافظ اخلاط از تعفن و مخرج سودا از بدن و مانع مخالطت سودا و ابخرهء سوداويه و صفراويهء متحرقه بروح و به اين اسباب موجب ذكا و حدت ذهن و تفريح و تقويت قلب است بالخاصية و افعال آنكه قبض است معين بر خاصيت آنست زيرا كه ادويهء قابضه مىباشد مقوى و سزاوار است كه هر كاه استعمال كند آن را بارد المزاج از براى تقويت تعديل كند آن را بعسل يا دارچيني يا مصطكي و يا مانند اينها و شيخ الرئيس در ادويهء قلبيه كفته كه منفعت آن در تقويت قلب زياده از منفعت آنست از براى توحش و از جمله ادويه شديد المنفعت است از براى تقويت ذهن و حفظ سائر اعضا و بالخاصية محرك باه و قاطع قئ و تشنكي و آب رفتن از دهان و