تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
و آثار جلد و ضماد آن با عسل جاذب خار و پيكان به ظاهر جلد بسبب قوت جذبي كه دارد السموم شيخ الرئيس كفته خوردن آن با طلا كه نوعي از شراب است و مرمكي فادزهر سموم است خصوص سمي كه ان را طفسيقون نامند و حمول آن جهت اخراج جنين و ادرار حيض و اختناق رحم و تدهين آن جهت طرد هوام و چون مخلوط بسعد و زيت نموده نزديك هوام برند مىكشد آنها را و مرهم آن جهت تحليل اورام و نضج آنها و خوردن كوشت فاسد زائد و رويانيدن كوشت صالح جيد مفيد و بالجمله منافع بسيارى دارد هم مفردا و هم مركبا با ادويهء مناسبه مقدار شربت آن از نيم مثقال تا يك مثقال مضر معده و اكثار آن مورث بول الدم و ادرار خون مصلح آن انيسون مضر كرده مصلح آن زوفا و كم استعمال نمودن آن بدل آن سكبينج است يا جاوشير يا بر موم و نسخ مراهم آن در قرابادين ذكر يافت

* اشنان *

بضم همزه و سكون شين معجمه و فتح نون و الف و نون در آخر لغت عربي است و آن را حرض بضم حا و سكون راء مهملتين و ضاد معجمه و غاسول نيز نامند براى آنكه ثياب را بدان مىشويند

* ماهيت آن

انواع است يكى رطب و آن كياهي است بىبرك و شاخهاى آن باريك بجاى برك رسته و در انها چيزها شبيه بكره مىباشد و هميشه تر و تازه و پرآب و كياه آن بزرك و چوب آن سطبر و مىسوزانند آن را و آتش آن بسيار كرم و تند و رائحهء دود آن كريه و طعم آن مائل بشورى و قدرى معتدى از آن را جمع نموده و زمين را مقدارى حفر نموده در انها آتش مىدهند با ني و خار و هيمه سوخته از ان آبى جدا كشته در ان جمع شده منجمد مىكردد مانند قرصى و يا قطعهاى بزرك و يا كوچك و آن عبارت از قلى است و منبت آن شوره‌زارها و خرابها و زمينهاى خشك و دواب آن را بسبب شورى نمىخورند بلكه بو كرده از ان درمىكذرند و نيز نوع ديكر از رطب آن مىشود كه كياه آن تا به دو ذرع و شاخهاى آن باريك و پوست درخت آن مائل بسرخى و برك آن ريزه و ضخيم و رنك يك طرف آن سبز مائل ببنفشى و طرف ديكر آن سبز و تيره و با رطوبت بسيار و رنك ان سياه و بر هرچه بمالند آن را سياه مىكرداند و طعم آن با شورى و حدت و زير درخت آن هميشه تر مىباشد و منبت اين نيز شوره‌زارها و در سند و ملتان كثير الوجود و از كياه تر و تازهء اين بتمامه بدستور مزبور نيز قلي به عمل مىآورند و سفال كران در سند بعد از طبخ ظروف سفالى كه رنك آنها سرخ مىباشد برك آن را ماليده بر انها مىمالند سياه مىكردند و نوعي از ان سفيد مىباشد و آن را خرؤ العصافير نامند جهت مشابهت آن به آن و نوعي سبز اين را غاسول فارسى و يابس كويند و با آب آن لك را حل مىنمايند و بجاى مداد در كتابت به كار مىبرند و آن غير ابوقانس است و بهترين آن سفيد آنست كه مسمى بخرؤ العصافير است

* طبيعت آن

كرم در سيوم و خشك در آخر دوم

* افعال و خواص و منافع آن

جالي و محرق و منقي و مفتح و مدر قوى و محلل فضول غليظ و مدر بول و حيض و سه درم سبز آن مسهل زردآب و جهت استسقا نافع و يكدرهم آن مدر حيض و نيم درهم آن مدر بول و پنج درهم آن مسقط جنين زنده و مرده و ده درم آن كشنده و طلاى آن جهت بردن كوشت زائد زخمها و سنون آن جهت جلاى دندان نافع و مداومت آن مفسد دندان مصلح آن مغز تخم كدو و روغن بنفشه و مضر مثانه و مصلح آن عسل است

* اشنه *

بضم همزه و سكون شين معجمه و فتح نون و ها بيوناني ابرويون و بعربي شيبة العجوز و مسك القرود و بفارسي دواله و دوالك و دوالي و بهندى چهريله و چريره و اكسير و سيخ نيز نامند

* ماهيت آن

چيزى است شبيه بريسمانهاى باريك و پهن باهم پيچيده و درهم بافته و بر شاخهاى درخت بلوط و صنوبر و سائر درختها متكون مىكردد بهترين آن آنست كه
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 137 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى