سوداوى و بلغمي و تقويت منابت اعصاب و وجع مفاصل و رفع قولنج و ضماد آن جهت تحليل صلابات و بخور آن جهت كريزانيدن موش و سام ابرص نافع و قسم دوم آن مسقط جنين و مضر آلات بول مصلح آن تخم مورد و بلوط و مضر محرورين و مصلح آن سكنجبين و مضر قلب و مصلح آن صمغ عربي مقدار شربت آن تا دو مثقال بدل آن در جنون و امراض سوداوى يك وزن و نيم آن هزار جشان و دو ثلث آن سعد
* اصابع فرعون *
* ماهيت آن
سنكهائى است به مقدار انكشتي شبيه به ني مجوف و كرهدار با اندك پهني و رخاوت چون برهم خورند صداى سنك از آنها آيد از اطراف يمن و حوالى شحر و عمان خيزد و صنفي از ان با رطوبت مياهي مىباشد و اين را در افعال قائم مقام موميائي دانستهاند و بهترين آن مخطط سبك زودشكن نرم آنست و اهل مصر بدل قصب الذريره بنا و اقفان و دوا ناشناسان مىفروشند و فرق ميان هر دو ظاهر است بر خبير بر ان
* طبيعت آن
كرم و خشك در آخر دوم
* افعال و خواص و منافع آن
قاطع نزف الدم و ملحم جراحات و محلل اورام بارده و چون با خون جراحت سرشته استعمال نمايند به جهت التيام جراحات عديل ندارد و انطاكي نوشته كه نوعي از آن را در مصر ديدم كه پيشتر نديده بودم سبك هش مجوف و شايد كه اين بهتر باشد از آنچه ذكر يافت
* اصابع الاصوص
* ماهيت آن
مترجم صيديهء ابو ريحان وصف نبات آن نكرده و كفته آن دوائي است هندى تخم آن مستعمل بلادها و شبيه بشلتوك چون ساعتى در دهان نكاهدارند پوست آن شق شده مغزى از ان ظاهر كردد مانند پنبه و در تحريك باه بسيار مؤثر حكيم مير عبد الحميد در حاشيهء تحفة المؤمنين نوشته بلغت خانديس نپابان نامند و آن نباتى است ما بين شجر و كياه و بلندى آن به قدر يك ذرع و زياده و برك آن شبيه ببرك كل عباسي و آن را خوشه مىباشد مانند خوشهء كندم و جو و بر سر هر خوشه كلي مثل كل خيرى و رنك آن سرخ كمرنك و بعضى كل آن كبود و تخم آن شبيه بدانهء جو چون در دهان نكاهدارند يا در آب بريزند پوست آن شق شده صدا كند و مغز آن بيرون آيد
* اصطرك
بكسر همزه و سكون صاد و فتح طا و را هر سه بينقطه و كاف
* ماهيت آن
ديسقوريدوس كفته كه آن نوعي از ميعه است و بعضي كفتهاند صمغ زيتون است و دخان آن قائم مقام و بدل دخان كندر در جميع امور و بعضي كفته صمغ شجر رومى است و ديسقوريدوس كفته بهترين آن اشقر چرب شبيه بر اتينج و سفيدرنك و خشبوى آنست كه چون بمالند مانند عسل نرم كردد و سياه آن بد است و خالص آن كمياب و مغشوش بپنبه و موم كداخته با قدرى خالص آن نموده مىفروشند
* طبيعت آن
كرم در سوم و خشك در اول
* افعال و خواص و منافع آن
مسخن و منضج و ملين و جهت زكام و نزله و سرفه و بحوحت صوت و انقطاع آنكه از سردى باشد نافع و چون با قدرى علك البطم فرو برند طبيعت را نرم كرداند و روغن آن جهت صلابت رحم و تفتيح سدهء آن و ادرار حيض نافع مصدع و مسبت و ثقل راس آورد و اسقاط جنين زنده نمايد مصلح آن تخم رازيانه مقدار شربت آن نيم درم تا يك درم و نيم بدل آن ميعهء سائله است
* فصل الالف مع الطاء المهملة
* اطراطيقوس *
بفتح همزه و سكون طا و فتح را و الف و كسر طاى مهملات و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و سين مهمله لغت يوناني است بمعني شبيه الكواكب و بعربي معروف بحالبي است جهت آنكه تعليق آن بالخاصيت اورم حادث در حالب را نافع است
* ماهيت آن
كياهى است ساق آن كمتر از ذرعي و صلب و خشن و بر اطراف آن كلي شبيه