تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
نفث الدم و قئ صفراوى و يرقان عارض شود و اكر بول بكند اندك شبيه بارغوان باشد و بدبو و عرق كريه متعفن از بدن او برايد و قئ صفراوى مخلوط باندك خون نمايد اصلاح آن خوردن شير الاغ اولا و خوردن سلاقهء برك خبازى و آشاميدن شراب صافي رقيق معصور كه مبالغه در عصر آن نكرده باشند پس خورانيدن آب مطبوخ برك خبازى يا بيخ آن و بيخ مريم كوبيده مقدار يكرطل و خوردن سرطان نهرى و آشاميدن ماء الشعير سرد كرده و خربق سياه و لبن سقمونيا با قطران يا ماء العسل مقدار يكرطل و اكر احتياج بفصد شود فصد نمايند و تنظيف بطن نمايند بقئ و اسهال بعد از سكون اعراض بحسب لائق و علامت برء صاحب آن آنست كه مكروه نمايد او را شنيدن نام ماهى اولا پس ديدن آن پس خوردن آن را و خواب آمدن و بخواب ديدن و بخواب رفتن آن

* اروسه *

بفتح اول و ضم راى هندى چهار نقطه و سكون واو و فتح سين مهمله و ها در آخر لغت هندى است و آن را بانسه بفتح باى موحده و و انسه بفتح واو و الف و سكون نون و فتح سين مهمله و ها در آخر نيز نامند

* ماهيت آن

نباتى است كه در هند و بنكاله بسيار مىشود و ما بين شجر و كياه و ببلندى دو ذرع و زياده بر ان و برك آن شبيه ببرك بيد و اندك عريضتر از ان و شاخهاى آن پر كره و چوب آن سفيد و اكثر از ان خلال مىسازند و كل آن بيشتر سفيد و بعضى سرخ و بنفش نيز مىباشد و آتش چوب آن تند مىباشد و از زغال آن بارود مىسازند

* طبيعت آن

كرم و خشك است در اول و كويند سرد است و كل آن را سرد نوشته‌اند

* افعال و خواص و منافع آن

كل آن جهت دق و دفع صفرا و تسكين حدت خون و سوزش بول و ناريت آن مفيد و كويند بيخ آن جهت سرفه و ضيق النفس و ربو و تپهاى بلغمي و صفراوى و غثيان و قئ و يرقان و حرقة البول و قروح مجارى بول كه بهندى سوزاك و بفارسي سوزنك نامند و كفته‌اند تپ دق را نيز مفيد است و ثمر آن به مقدار جميز صحرائي كه بهندى كولر جنكلي نامند مىشود و سبز رنك و تخم‌هاى آن ريزه كويند تعليق آن بر كلوى اطفال جهت سرفهء ايشان نافع است

* آريد بريد *

بمد همزه و كسر راى مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و دال و فتح باى موحده و كسر را و سكون ياى مثناة تحتانيه و دال همه بىنقطه

* ماهيت آن

دوائي است فارسي مانند پياز شكافته كه از سجستان خيزد غافقي و يوسف بغدادى كفته‌اند شايد كه آن بيخ دلبوس باشد كه سوسن احمر بريست و انطاكي كفته كه بيخ سوسن سفيد است كه بفارسي سوسن آزاد نامند كه زنبق عبارت از ان است

* طبيعت آن

بسيار كرم و حاد

* افعال و خواص و منافع آن

جذاب و جالى است طلاى آن جهت قطع خون بواسير و آشاميدن آن بغايت مدر حيض مقدار شربت آن تا يك درم است

* فصل * الالف مع السين المهملة

* اسارون *

بفتح همزه و سين مهمله و الف و ضم راى مهمله و سكون واو و نون لغت سرياني است بيوناني سرابيون و بهندى تكر نامند

* ماهيت آن

بيخ كياهى است پركره و اندك طولاني و كج و زردرنك از زردچوبه باريكتر و قوىتر نيز ديده شده با ريشها و عطريت و ثقيل الرائحه و لذاع و بعضى اغبر مائل بزردى و منبت آن جنكلها و كياه آن منبسط بر روى زمين و برك آن شبيه ببرك نيل و لبلاب و از ان كوچكتر و مائل باستداره و كل آن بنفش و در زير برك شبيه بكل بنك و تخم آن شبيه بقرطم كه كاوچره نيز نامند و نوعى از آن را ساق به قدر ذرعي و مدور و برك آن مانند قنطوريون دقيق و بالاى ساق آن پرشعبه بعضى بالاى بعضى و در اطراف شعبها چيزى مانند دانه‌هاى كندم و در جوف آن چيزى زغبي و بيخ آن بسطبرى خنصر و كم كره و خوشبوى و خوش‌طعم و نوعى ديكر برك آن مانند برك نوع اول و اغبر و صلب و شاخهاى آن پراكنده و باريك و بر اشجار مىپيچد و كل آن بزرك و بنفش و ثمر آن مانند ثمر كبر و در حوف آن تخمى مانند تخم خطمي و بيخ آن سارى