تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و تطور آن با عسل جهت ازالهء قرحهء چشم مسمى بارغامن و بياض آن نافع و غير بستاني آن درين افعال قويتر است و مخرج جنين

* ارنب بري *

بفتح همزه و سكون راى مهمله و بفتح نون و باى موحده معرب از ارنباى سرياني است و بعربي نموربنون و راى مهمله و بيوناني فروسيمون و اغروس و غرساؤس و نيز بسريانى لاعوسي و بفارسي خركوش و بتركي دوشان و بهندى سساوسسه و كهرهه نامند

* ماهيت آن

حيوانى معروف است بجثهء كربه با مويهاى بسيار نرم و صورت آن فى الجمله شبيه به صورت موش و كوشهاى آن بسيار بلند و لهذا آن را خركوش نامند و دستهاى آن كوتاه‌تر از پايهاى آن و مانند زنان حيض بيند و كويند منقلب مىكردد نر آن بماده و بالعكس و اصلى ندارد بلكه يك سال نر آن بسيار مست و قوى مىكردد و يك سال مادهء آن و لهذا شبهه نموده آن را كفته‌اند و مدت حمل آن هفتاد روز است و زياده هم كفته‌اند و كويند چون آن را بسيار بترسانند و ذبح نمايند خون از مذبح آن برنمىآيد و سفيد يكرنك و سياه اغبر و ابلق مىباشد

* طبيعت آن

كرم در سوم و تر در دوم و بزعم بعضى سياه آن خشك و سفيد تركي آن بسيار كرم و خشكي آن كمتر و مشهور آن است كه مزاج آن سرد است و به اين قول ايراد نموده‌اند كه پس از چه جهت نافع است مفلوجين و صاحبان بارد المزاج و امراض بارده را و جواب كفته‌اند كه مزاج آن هرچند سرد است و ليكن كوشت آن كرم است از كوشت غزال و حق جواب آن است كه آنچه مشهور است غلط است و سبب آن شهرت افعال آن است از جبن و خوف و سبب اين هر دو نيست مكر برودت مزاج آن بلكه مزاج آن بسيار كرم است و از لوازم حرارت جرأت و جلادت و اقدام بر حرب است و آن جانورى خرد است اكر اين لوازم حرارت با او نباشد به زودى از جنك و غزا هلاك مىشود جناب بارى تقدس و تعالى بحسن تدبير و حكمت بالغه قلب آن را به نسبت با بدن آن بسيار بزرك خلق كرده پس حرارت غريزى و روح حيواني در فضاى قلب آن متفرق شده ضعيف مىكردند و موجب جبن و خوف او مىشود و نيز حرارت اصلي مزاجي با حرارت عارضي حادث از غضب يا خوف مجتمع كشته باعث انغمار و ضعف آن مىكردد و ازين جهت باز نر بسيار پرواز نمىتواند كرد و صيد چنانچه مادهء آن مىكند نمىتواند نمود و نيز شير نران جلدى و جلادتي كه شير ماده دارد ندارد

* افعال و خواص و منافع آن

صرع و فالج و استرخا و لقوه و اختلاج و ارتعاش اغذيه متخذ از كوشت آن خصوصا كباب و مقويات مبرزه با بازير حارهء مفوهه و مقويه مانند دارچيني و فلفل و صعتر و خردل و تخم شبت كه ترش كرده باشند اينها را بمرى نافع‌اند از براى فالج و لقوه و استمرخا و خدر و ارتعاش و امراض بارده و علل اعصاب و اوجاع مفاصل و سلس البول و بول در نراش و همچنين قلاياى آن و مولد خون غليظ و غليظتر از كوشت كاو نر و كاوميش و اكر سرفه باشد بىترشي و چون قدر قليلى از انفحهء آن بطفل بخورانند ايمن مىكردد از حدوث صرع كه آن را ام الصبيان نامند و فزع در خواب و ليكن بايد كه شير در معدهء او نباشد زيرا كه موجب انجماد آن مىكردد و همچنين خورانيدن آن با مسكهء كاو يا روغن كاو يا سركهء انكورى يا با عسل مصفى محلول بخل خرما نافع است از براى صرع و چون يك درم انفحهء آن را با يك درم شب يماني سوخته با آب طبيخ بابونه و سداب چند روز بياشامند خون بسته را كشايد و آشاميدن و حمول آن بتنهائي بعد ظهر سه روز هر روز نيم مثقال مانع حمل زنان است و آشاميدن دو مثقال آن جهت رفع سيلان رطوبات رحم و شكم نافع و سه قيراط آن با شراب جهت رفع تپ ربع مجرب شمرده‌اند و آشاميدن يك درم آن با آب نخود از براى احتباس بول بسبب انجماد خون در مثانه و از يك قيراط تا نيم مثقال با سركهء انكورى جهت صرع و تحليل شير منجمد در معده و كزيدن افعي و ادويهء قتاله و بالجمله فادزهر جميع سموم است و زهرهء آن را تاثير برعكس پنير مايهء آنست چون بازيت خلط كرده شود و بلع نمودن آن كرما كرم هنكام ذبح بعد صيد