مىباشد صورت مولود مشابه به صورتى كه تخيل نمودهاند ابوَين نزد مجامعت و قريب مىباشد رنگ آن به رنگ چيزى كه مدّ نظر آيد نزد انزال ؛ و لهذا در شرع شريف وارد شده كه در آن حين به ذكر الهى - تَقدَّسَ و تَعالى - و تصوّر و تخيل و محبّت و ولاى جناب مقدّس نبوى و اهل بيت اطهار او كه اوصياء اويند - صلواتُ اللّهِ عليهم - مشغول بايد بود نه به ذكر و خيال ديگر . و اين ، امورى است كه عقولِ اكثر مردم گريزان است از قبول آن و همچنين از اكثر امور غامضه عالم وجود و كون .
و امّا كسانى را كه غَوص در امور غامضه و معرفت است ، منكر اين امور و غير اينها نيستند . و ازين قبيل است حركت خون در مستعدّ آن به كثرت نظر در اشياء سرخ و حركت صفراء در مستعدّ صفراء به كثرت نظر در اشياء صفرا ؛ چنان چه در رمد ، پارچهء كرباسى كه به رنگ زردچوبه زرد كرده باشند و دائم نزد چشم بدارند ، پارچه سرخ مىگردد . و نزد تخيل ترشى ، آب از دهن مىآيد و دندانها كُند مىگردد .
و از اين قبيل ، امور بسيارى عارض مىگردد ؛ از انواع تخيلات و توهّمات كه تفصيل آنها طولى دارد ؛ چنان چه نقل است كه زنى بچّه [ اى ] زاييد به صورت چلپاسه و زنى ديگر بچّه [ اى ] زاييد نصف تنهء او به صورت مار بود ، از سبب آن استفسار نمودند ؛ آن يكى گفت در آن حين چلپاسه و ديگر گفت در آن حين مارى به نظر آمد و در خيال آن بودم و ترسان از آن ، و اللّهُ اعلمُ باسرارِ ما خَلَق و هُوَ الخَلّاقُ العَليم « 1 » .
هامش
( 1 ) . جمله اختتاميهاى كه مصنف در پايان فصل پنجم آورده است .