تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1473

مساهمون:

ص١٤٧٣
نيز از آن قبيل است آن چه « عبد الملك بن زبير » در كتاب « تيسير « 1 » » كه در ادويهء مقوّيهء قوّهء باصره نوشته ، آورده كه ، نوبتى مرا درد چشم عارض شد . و آخر به جايى رسيد كه در هر دو حدقه انتشار و اتساع به هم رسيد . خاطر من از آن مرض « 2 » بسيار مشوش و پريشان گشت ؛ بنا بر آن در صدد معالجهء آن شده [ و ] آن چه در آن باب نافع بود به كار داشتم امّا هيچ فايده ظاهر نشد تا آن كه شبى به خواب ديدم كه شخصى از اطبّاء به من گفت كه شراب ورد را در چشم بكش تا از اين علت نجات يا بى » من بدان عمل نموده « 3 » از آن مرض خلاص شدم و إلى الآن هميشه بدان مداومت دارم . و از اتّفاقات حسنه كه در باب ظهور اين صناعت روى نموده : يكى آن است كه : در دست « افيلون بن اسقلينوس » ورمى پيدا شد كه از شدّت وجع آن بى قرار گشت بنا بر آن روزى كه از كدورت آن از خانه بيرون آمده ، به طريق سير متوجّه كنار رودخانه [ اى ] كه « حى العالم » در آن جا بسيار مىبود گذشت . چون بدان جا رسيد ، از براى تسكين حرارت موضع متورّم ، دست خود را بر شاخ حى العالم نهاد ؛ به مجرّد آن ، اندك خفّتى در وجع حاصل شد . و چون مدتى گذشت ، اثر آن ظاهر گشت . پس « افيلون » فرمود تا حى العالم را آورده ، بر آن بستند . بعد از دو سه روز ، مطلقاً از آن ورم اثرى باقى نماند « 4 » . و لهذا بعضى را اعتقاد آن است كه اوّل دوايى كه به « ايران » ظاهر شده ، حى العالم بوده . از جملهء اتّفاقات عجيبه ، پيدا شدن ترياق فاروق است و پادزهر حيوانى و چوب چينى و مازريون و موميايى . و هر يك از اين‌ها به تفصيل در « قرابادين كبير » تأليف اين حقير ، در
هامش
( 1 ) . الف : تيسر . ( 2 ) . الف : ممر . ( 3 ) . ب : نمودم . ( 4 ) . الف : نمايد .