فصل سوم از خاتمه : در بيان دلائل انتقال از علّتى به علّتى ديگر
صداع ، زائل مىگردد به ربع .
تشنج رطب و تمدّد ، زائل مىگردد به حمّى .
صداع و وجع شديد در سر ، زائل مىگردند به انحدار و جريان چرك و آب منخرين و هر دو گوش و چشم .
وسواس و جنون ، زائل مىگردند به بواسير و يا دوالى و ماليخوليا نيز به بواسير .
رمد ، زائل مىگردد به اختلاف صفراوى .
خناق و ذُبحَه ، زائل مىگردند به جمره در سينه و يا ورم ديگر .
فواق امتلائى ، زائل مىگردد به عطسه .
سعال مزمن زائل مىگردد به ورم خصيتين .
استسقا زائل مىگردد به اسهال بلغمى .
اسهال صفراوى ، زائل مىگردد به حدوث كرى در گوش .
داءُ الثّعلب و صَلَعْ « 1 » ، زائل مىگردند به حدوث دوالى .
اختلاف طويل ، [ خود به خود ] زائل مىگردد [ اگر ] كه خود به خود به هم رسد .
عَمى « 2 » و صَمَم ، زائل مىگردند به اخراج خون از منخرين و يا به اسهال بطن .
وجع زير شراسيف كه بى ورم باشد ، زائل مىگردد به حدوث حمّى حارّ .
وجع ورك و رحم و كليه ، زائل مىگردد به انفتاح عروق مقعده .
اوجاع سوداويه و جرب و حكّه ، زائل مىگردند به ربع .
دمّل مزمن ، زائل مىگردد به اسهال .
هامش
( 1 ) . ب : سلعه .
( 2 ) . الف : حمّى .