مىباشد . و بى اشتهايى . و آب از دهان بسيار آيد . و بول غليظ باشد و گاهى سفيد رنگ و گاهى مايل به سرخى . و غَثَيان « 1 » و قى بلغمى . و طعم دهان ، گاهى شور و گاهى ترش . و رنگ رو ، سفيد به رنگ قلعى مايل به زردى مىباشد ؛ خصوصا در اواخر . و سستى و كسالت ، از لوازم اين حمّى است .
علاج آن : بايد كه در ابتدا ، منضجى از : گاو زبان و عنبُ الثّعلب و بيخ كاسنى و اصلُ السّوس مقشّر و رازيانه و پرسياوشان و شاهتره ، از هر يك دو مثقال ؛ و سپستان ، پانزده عدد ، با ده مثقال گل بنفشه و ده دانه عنّاب و ده مثقال ترنجبين بياشامند .
و در روز هشتم ، مسهلى مركب از اجزاء مذكوره به اضافهء سه مثقال برگ سنا مكّى و يك مثقال گل سرخ و دو مثقال گل بنفشه و ده دانه عنّاب و ده مثقال فلوس خيارشنبر و يك مثقال روغن بادام شيرين .
و نهم ، باز همان منضج . و دهم و دوازدهم و شانزدهم نيز همان مسهل را .
اگر تب به اين تدابير زائل گرديد ، بهتر و إلّا سه روز ، هر روز سه مثقال گلقند با هفت مثقال سكنجبين ساده يا بُزورى و يا شربت كَشُوث بخورند . و اگر شربت كَشوث و يا سكنجبين بُزورى را به اين ترتيب بخورند ، بهتر است كه روز اوّل چهار مثقال ، با شيرهء تخم كاسنى و رازيانه از هر يك يك مثقال .
و روزى يك مثقال شربت و يا سكنجبين را بيفزايند كه تا هفتم به « 2 » هفت مثقال رسانند و از آن زياده ننمايند . و اگر در پشت چشم و پاها تهبّجى باشد ، هر روز نيم مثقال قرص زرشك صغير اضافه نمايند . و اگر معده ضعيف باشد و غذا هضم نيابد و عطش زياده نباشد ، هر روز نيم مثقال قرص ورد صغير ، اضافهء سكنجبين بُزورى نمايند .
اگر طبيعت يابس و محتبس باشد ، بعد از آن كه شش روز سكنجبين بُزورى ميل نموده باشند ، سكنجبين بُزورى مسهل ميل نمايند و اين ادويه را حب بسته فرو برند : تُربُدِ سفيدِ مجوّفِ خراشيده ، يك مثقال و نيم ؛ ريوند چينى ، نيز همان وزن ؛ عصارهء افسنتين و عصارهء
هامش
( 1 ) . الف : غشيان .
( 2 ) . الف : ( به ) حذف شده .