تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1382

مساهمون:

ص١٣٨٢
علاج آن : قى نمودن به آشاميدن آب گرم و نمك و يا مقيئات ديگر ؛ تا معده نقى و پاك گردد از اغذيهء فاسده . و اگر طبيعت نيز اجابت مىنموده باشد و اسهال عارض گشته ، چندان احتياج به قى نيست ؛ بلكه چند فنجان آب گرم پى هم بياشامند ؛ تا غذاى فاسد « 1 » را از معده به امعاء مندفع گرداند ؛ تا به اسهال دفع گردد . و غذا به زودى ميل ننمايند . و چون اشتهاى صادق خوب به هم رسد ، آب قليه با چلاو و يا « 2 » ترپلاو و يا نان با آب قليه ، آن هم قليلى تناول نمايند ، نه شكم سير كه باز تُخمه عارض گردد . و اگر صفراويت بر مزاج غالب باشد ، قليه زرشك با « 3 » سماق يا غوره ميل نمايند . و بالجملة ، در جميع انواع حميات يوميه بعد از انحطاط ، حمّام معتدل رفتن نيكوست . [ در حميات يوميه ] چون از چهار روز [ و ] نهايت از هفت روز به قولى تجاوز نمايند ، انتقال به حميات ديگر مىنمايند . بدان كه حميات خلطيه سبب آن‌ها خالى از سه امر نيست : يكى : سدّه ، كه به اعتبار كثرت و يا غلظت و يا لزوجت خلط در مجارى به هم رسد و بدان سبب خلط محبوس مانده متعفّن گردد . دوم : عفونت اخلاط غذائيهء نامناسبه است ، كه به جهت فساد جوهر متعفّن گردد - مانند ماهى تازه - يا به اعتبار سرعت قبول فساد - مانند شير - و يا به اعتبار غلبهء رطوبت بر جوهر آن - مانند ميوه‌هاى بسيار رطب - و يا به جهت عدم استعداد آن براى هضمِ ، كامل - مانند خيار - و يا به سبب جمع ميان دو غذا و يا زيادهء مختلفه در هضم ، كه انهضام نيابند و فاسد گردند . سوم : هواى و بايى و اهوِيهء متغيره از اسباب سماويه و ارضيه ، كه به استنشاق از مسامّ بدن به اخلاط رسند و متعفّن گردانند .
هامش
( 1 ) . ب : فاسده . ( 2 ) . الف : با . ( 3 ) . ب : يا .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1382 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى