فصل نوزدهم از مطلب دوم : در بيان « حِرقَهء البَول » و اسباب و علامات و معاجلات آن
يعنى سوزش بول . و آن از اسباب چند عارض مىگردد :
اگر سبب آن ، حدّت و مخالطت صفراء با بول باشد
علامت آن : حدّت و رنگينى بول و ساير علامات غلبهء صفراست - چنانچه در صُداع صفراوى ذكر يافت - و نيامدن چرك با بول و يا چيزى از قبيل نخاله .
علاج آن : آشاميدن شيرهء خرفه و كدو و خيار ، از هر يك دو مثقال ، با لعاب بزرقطونا و شربت بنفشه - با « 1 » بَنادِقُ البُزُور و يا بى آن - اگر ميسّر نيايد - و يا ماءُ الشّعير با شربت بنفشه و بنادِقُ البُزُور ، نيم مثقال .
و غذا ، بى حيوانى ؛ مانند آش زرشك و يا تمر هندى و يا پهتى ماش با چلاو . و اگر چند قطعه كدو با پهتى نيز بپزند ، مناسب است .
و بالجملهء ، مبرِّدات دوائيه و غذائيه استعمال نمايند و اجتناب از ادويه و اغذيهء حادّهء حارّه نمايند .
و اگر سبب آن « قُرحهء مثانه » باشد
علامات آن : آمدن بول است با چرك و سوزش . و آمدن چيزى شبيه به نخالهء گندم . و احساس به وجع و خارش در مجراى بول و قضيب ، با مقعده بعض اوقات .
و گاهى كه قرحه در اين مجارى باشد :
علامت آن : شدّت خارش و سوزش و وجع موضعى كه در آن قرحه است . و گاه است كه به سبب شدّت آن ، قضيب نيز ورم مىنمايد .
و اگر سبب آن ، جوشش مثانه يا مجراى بول است ، آن را « جَرَب مثانه » نامند .
علامت آن : علامات قرحهء مثانه است الّا آن كه در آن چرك بيش تر و در جرب مثانه ، اخراج سَبوسَه بيش تر است . و در جرب مثانه ، گاه رطوبتى سيلان نمايد و گاه ، قليل
هامش
( 1 ) . الف : يا .