اگر سبب ضعف قلب و دماغ است
علامت آن : وجود ناخوشى و ضعف در آن هر دو ، [ و ] شدّت ضعف آن هر دو
علاج آن : آن است كه اوّل تقويت قلب و دماغ كه سبباند نمايند - به نحوى كه در ضعف قلب ذكر يافت - و بعد از آن به تقويت باه كه مسبَّب است پردازند : « شيخُ الرّئيس « 1 » » گفته : « هر گاه سبب [ ضعف ] باه ضعف قلب باشد ، بهتر از مثروديطوس علاجى نيست آن را » . خصوص كه منشأ آن ، حرارت مزاج نباشد .
و اگر سبب آن ، حرارت مزاج باشد
علامت آن : علامات غلبهء حرارت است - چنانچه در صداع دموى ذكر يافت - و انتفاع از مبرِّدات و تضرُّر از مسخِّنات .
علاج آن : آشاميدن مبرِّدات ؛ مانند ماءُ الشّعير و آش جو و شيرهء تخم خُرفه ، با شربت نيلوفر و گاو زبان و ساير مبرِّدات - به حسب هر مزاج - و هندوانه و خيار و شفتالو و امرود و عدس و باقلا و دوغ و ماست و ذرّت بوداده و امثال اينها . و تناول بيضهء نيم برشت با چلاو و يا نان و قليهء گوشت برّه و بزغاله و ماهى تازه و مغز كلّه .
و اگر حرارت به افراط باشد ، آش زرشك و آش انار و آش ماست . و اگر به افراط نباشد ، شير تازه دوشيده با شكر و « دواءُ التّرنجبين » كه شيرِ تازه دوشيده را با ثلث آن ترنجبينِ پاك كرده بجوشانند تا منعقد گردد و مقدار پانزده مثقال آن را ميل نمايند . و هر چه در آن حرارتى چندان نباشد .
يعنى هر گاه ضعف باه به سبب حرارت باشد ، بايد كه اجتناب نمايند از استعمال ادويه و معاجين حارّه و اقتصار نمايند بر اغذيه [ و ] فواكه بارده كه ذكر خواهد يافت .
و اگر سبب آن ، حرارت مزاج نباشد ؛ بلكه سبب آن قلّت منى در بدن و يا قلّت نفخ و يا استرخاء آلت باشد
علامت هر يك آنها : عدم حرارت مفرط . و انتفاع به مُبَهِّيات دوائيه و غذائيه است .
هامش
( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ج 1 ص 538 .