فايدهء دهم : در بيان بعض ادويهء مُقَيئَهء مطلقه و مخصوصهء هر يك از اخلاط
اربَعَه
بدان كه اشيائى كه مهيئه قىاند ، جرجير و فجل و بادرنجبويه و فودنج جَبَلى تازه و بصل و كُرّاث و ماءُ الشعيرِ با ثفل با « 1 » عسل و حَسوِ باقلى با شكر و مغز بادام با عسل و بطّيخ و قِثّاء و به زور اينهايند كه آنها را تناول نمايند - هر يك كه خواهند - و يا بزر هر يك كه مطلوب باشد كوبيده شيره گرفته با شكر بنوشند . و شوربايى كه در آن فجل باشد .
و نان فطير كه در روغن طبخ نمايند و در عسل يا دوشاب اندازند و تناول نمايند . و مانند اينها هر چه مقيى باشد .
مقيئات صفرا
بدان كه مقيئات صفرا : يا از قبيل اغذيهاند ؛ مانند ماءُ الشعير و ماءُ الخيار و بطّيخ رسيدهء پختهء نضج يافته ؛ يعنى زرد و ترش شده « 2 » . و آب مطبوخ بُقول لينه ؛ مانند « سرمق » كه اسفناخ رومى است و قطف كه به هندى « بتهوه » نامند و اسفناخ و بقلهء يمانيه و برگ چغندر . و امراق فراريج و ماهى تازه . و احساى چرب و به روغن كنجد و ترنجبين پخته .
و يا از قبيل ادويهاند ؛ مانند سكنجبين يا ماءُ الشعير كه در آن لوبياى سرخ و بيخ خربزه و اقماع آن جوشيده باشند . و همچنين جرم خربزه خشك كرده و فقّاع آرد جو و تخم سرمق و تخم خربزه و مغز گردكان و فندق و بادام و مغز خيارَين و خربزه با عسل و يا شكر و مانند اينها .
مقيئات بلغم
بدان كه اينها نيز : يا از قبيل اغذيهاند ؛ مانند آب كشك گندم يا شبت و اغذيهء نفطيه و جزريه و فجليه و طبيخ حلبه و روغن قرطم و كواميخ و آبكامه و آنچه در آن خردل و زيتون باشد و آب گرم با نمك و عسل و ماهى شور . و يا از قبيل ادويهاند ؛ مانند سكنجبين
هامش
( 1 ) . الف : ( با ) حذف شده .
( 2 ) . الف : شد .