عرق النسا و نقرس و ردائت لون بشره و جذام و قوبا و اكثر امراض مادّى علوى و اعلال سُفلى مادّى است .
و بدان كه موافقترين اشخاص به قى ، شخصى است كه مزاج طبيعى او مرارى صفراوى باشد و لاغر باشد و از موانعى كه قبل ذكر يافت عارى باشد .
فايدهء سوم : در بيان اوقات قى
بدان كه بهترين اوقات براى آن ، به اعتبار فصول ، صيف است و به اعتبار ساعاتِ نهار ، انتصاف آن ؛ جهت آن كه گرمى هوا ممدّ اخراج اخلاط است . و اختيار نصف روز براى كسى است كه قى در روز نكند . و امّا كسى كه در روز قى نمايد ، بهترين اوقات براى او قريب به چاشت كه سه چهار ساعت از روز بر آمده باشد « 1 » ؛ براى آن كه اگر نصف روز گرسنه گردد و جوع غلبه نمايد ، مانعى از براى قى نباشد ؛ زيرا كه جوع مانع قى است . « 2 » ببايد دانست كه قى بر ريق - يعنى ناشتا - ممدوح نيست مگر رطوبى مزاج . و كسى را كه به خربق و مقيئات قويه قى فرمايند ، شرط است كه معدهء او خالى از غذا باشد ؛ تا از كثرت خروج كه دفعتا به هم رسد خناق عارض نگردد . و امعاء نيز بايد كه از ثُفل پاك باشند ؛ تا ثفل « 3 » به معده نيايد . و كسى را كه قى به ناشتا نتوان نمود ، اندك طعامى لطيف خفيف به او بخورانند . و باعث عدم قى بر ناشتا دو امر است : يكى ، آن كه آن شخص معتاد به قى نباشد ، كه آن را قى به ناشتا نبايد فرمود . دوم ، آن كه فم معدهء كسى كه ذكى الحسّ شديدُ الإدراك باشد [ و لذا ] ناشتا متحمّل لذع خَربَق و ادويه نتواند گرديد .
بسا باشد كه به سبب رقّت خلط ، قى به دشوارى آيد ، كه در اين صورت ، تغليظ آن به خورانيدن سويق و حَبُّ الرُّمّان ضرور است .
هامش
( 1 ) . ب : باشد است .
( 2 ) . ب : ( زيرا كه جوع مانع قى است ) حذف شده .
( 3 ) . الف : ثقل .