امراضى را كه قى نافع است و زائل مىگرداند آن را اين چند مرض است :
اوّل ، آن كه ثقل سر را مفيد است ؛ به جهت آن كه مانع صعود و ارتقاى ابخره از موادّ معديه است كه باعث ثقل سر است ؛ زيرا كه چون مادّهء ابخره كه اخلاطاند - به قى مندفع گشتند ، لا محاله ابخره زائل مىگردند و خفّت در رأس به هم مىرسد ؛ به جهت عدم وصول ابخره بدان .
دوم ، آن كه باعث جلاى قوّه باصره و تقويت آن است ؛ به جهت نَقاى روح آن از اختلاط به ابخرهء مظلمهء متصاعده از معده .
سوم ، آن كه تخمه را نافع است ؛ حالًا و مآلًا و عاجلًا و آجلًا . نفع حالى عاجل آن ، ظاهر است . و امّا مآلى و آجل آن ، به جهت تنقيهء معده است به قى و منع استعداد حصول آن .
چهارم ، آن كه مانع انصباب صفراست به معده ؛ جهت آن كه كسانى كه معتاد به انصباب صفراء بر معدهاند ايشان را جوع و يا غضب و غير آن كه موجب هيجان صفرايند ، لازم است كه اوّلًا قى نمايند و بعد از آن طعام تناول نمايند ؛ تا آن كه غذا وارد معدهء نقى پاكيزه از صفراء و غير آن گردد و آفتى بدان نرسد ؛ زيرا كه اگر قى ننموده تناول نمايند ، به آن مختلط گشته باعث فساد مىگردد .
پنجم ، آن كه باعث اشتهاى طعام و سرعت انهضام آن است ؛ به جهت ازالهء رطوبات و لزوجاتِ ملتصقه به خمل معده مانعه اشتها و هضم طعام .
ششم ، آن كه بدن را محكم و قوى مىگرداند و ترهّل و سستى را زائل مىنمايد ؛ به جهت تنقيص رطوبات و اصلاح حال معده و هضم طعام .
بدان كه امراضى را كه قى نافع است ، بسيارند ؛ از آنجمله چند مرض مذكور مىگردد تا بدآنها قياس نمايند و پى برند به امراض مشاركهء مجانسهء اينها و آن امراض ، صداع به مشاركت معدهء حادث از ابخرهء مرتفعه از آن است و صرع و ماليخوليا و فالِج و رَعشه و ظلمتبصر و ثقل رأس و درد دندان و آمدن آب بسيار از دهان و ضيق النفَس رطوبى و سرفهء رطوبى و انتصاب نفَس و يرقان و اوجاع گُرده و مثانه و قروح آن هر دو و استسقا و
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1260
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص١٢٦٠