تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1188

مساهمون:

ص١١٨٨
به خلاف مسهل و مقيىء كه بعد [ از ] عمل كه فى الفور خواهند حبس و بند نمايند ، نمىتوانند و چندان اختيارى نيست . و بساست كه چون حابسات و قابضات بسيار از براى حبس و قبض و سدّ آن استعمال نمايند ، باعث ضرر عظيم مىگردد ؛ به اعتبار تعارض دو مختلف متعاقب هم بلافاصله .

شعبهء دوم : در بيان آن كه لايق اخراج دم كيان‌اند از مردم

بدان كه لايق و سزاوار فصد سه نوع مردم‌اند : يكى ، كسانى كه مستعدّ و مهياى حدوث امراض دمويه باشند نزد كثرت خون يا تغيير آن ؛ يعنى معتاد و مقرّر باشد ايشان را كه هر گاه خون در بدن ايشان زائد و يا متغير گردد ، امراض دمويه ايشان را حادث گردد ؛ مانند آن كه چون در عروق دماغيه كثرت و تغير يابد ، او را رُعاف و يا صَرع دموى و يا سكته و يا ماليخوليا و يا قرانيطس و يا رَمَد و امثال اين‌ها [ عارض مىشود ] . و اگر در عروق حلق ، حنجره و فم لسان غلبه نمايد و يا تغير يابد ، خناق و اورام زبان و لثّه و قلاع و امثال اين‌ها به هم رسد . و اگر در عروق صدر و ريه باشد ، غلبه و تغيير آن نفث الدم و قروح ريه و اورام حجب و امثال اين‌ها عارض گردد . و اگر در كبد و آلات بول باشد ، بول الدّم و اورام و قروح آن اعضاء و بواسير و دُرورِ طمث و امثالِ اين‌ها . و اگر در حوالى ورك و قدم و مفاصل باشد ؛ عِرق النِسا و نقرس و وجع مفاصل حادث گردد . و هم‌چنين در ساير اعضاء باطنيه و ظاهريه ؛ از اورام و دماميل و خراجات و جروح و جرب و قوبا و غير آن يا اورام باطنيه ؛ پس چنين مردم را صواب و لازم و لايق است كه اوّل فصل ربيع كه اوّلِ هنگام تحريك و هيجان اخلاط است فصد نمايند و اخراج خون به حدّ لايق نمايند تا از حدوث اين امراض محفوظ مانند ؛ و لهذا « قُرَشى » گفته : گاه است كه فصد مىنمايند نه از جهت زيادتى خون و يا از جهت ردائت كيفيت آن بالفعل ؛ بلكه بالقوّه قريبه . دوم ، آن كه از جهت خوف حدوث مرضى و آفتى عظيم حكم به فصد مىنمايند بدون