تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1187

مساهمون:

ص١١٨٧

شعبة اوّل : در بيان فصد و فضيلت آن بر ساير استفراغات

ببايد دانست كه فصد ، استفراغى است كلّى كه مستخرج مىگردد از آن اخلاط اربَعَه به طريق تفريق اتّصال عروقى و اين تفرّقِ اتّصال حاصل از نيشتر اگر بر سبيل اعتدال از سعت و ضيق باشد ، اخراج مىيابند اخلاطى كه در عروق‌اند به حدّ اعتدال . و اگر بسيار وسيع باشد ، بسيار اخراج مىيابند و موجب ضعف مىگردد و يا دشوار مىگردد حبس آن و التصاق و التيام موضع تفرّق . و اگر ضيق باشد ، رقيقِ اخلاط اخراج مىيابد و غليظ آن‌ها باقى مىماند و لهذا منع نموده‌اند [ از ] گشودن فصد ضيق ؛ مگر هنگامى كه مراد از آن به امالهء مادّه باشد ؛ چنان‌چه در مرعوفِ قليل الامتلاء مىنمايد . و بدان كه مراد از استفراغ كلّى در اصطلاح اطبّاء دو امر است : يكى ، آن كه مراد ، تنقيهء جميع بدن است و بر اين تقدير ، مراد از استفراغ ، جزئى استفراغ خاصّ است ؛ مانند دماغ كه به سعوطات و عطوسات نمايند مخصوص تنقيهء دماغ‌اند فقط . دوم ، آن كه مراد ، تنقيهء جميع اقسام اخلاط است ؛ هر چند از بعض اعضاء باشد [ كه ] بر اين تقدير ، استفراغ جزئى آن است كه اخراج يك خلط خاص نمايد ؛ مانند اسهال و قىء . پس مراد از استفراغ كلّى كه در تعريف فصد اطلاق نموده‌اند ، همين قسم دوم است ؛ و إلّا فصد عِرق ماقين و اربيه و غير آن كه اخراج خون از عضو خاص مىنمايند ، بايد از « 1 » حدّ فصد خارج گردند . و شكّى نيست كه خون از هر عضوى كه اخراج يابد ، البتّه مركّب از اخلاط ديگر نيز مىباشد و اخلاط ديگر نيز با آن اخراج مىيابند گويا بالنسبة « 2 » به آن كم تر باشد ؛ پس مراد از آن استفراغ كلّى ، استفراغ جميع اخلاط است . و بدان كه فضايل فصد بسيار است و عمده آن‌ها آن است كه امر اختيارى است هر وقت كه خواهند و از هر عِرق و عضو خاص هر مقدار كه خواهند مىتوانند اخراج نمايند و هر وقت كه خواهند مىتوانند به زودى بند نمايند . و در آن هيچ خوف مضرّتى نيست اگر عند الحاجة و قدر مطلوب و ضرور اخراج نمايند ؛
هامش
( 1 ) . ب : بايد كه از . ( 2 ) . الف : گو بالنسبت .