اجزاء آن و آن ؛ در درجهء چهارم است و اوراق و اغصان در دوم تا سوم و لبن آنها قوىتر و بعد از آن تخم آن و بعد از آن بيخ برگ آن . و يتوعات انواعاند .
و لاغيه : لبن آن مستعمل است نه ساير البان ديگر . و آن ، مسهلِ قوى مرّهء صفراء و مائيه است و از اين جهت استسقا را نافع . و بعضى گفتهاند اسهال بلغم نيز مىنمايد و چون بر انجير دو سه قطره لبن آن را بچكانند و خشك نمايند يا بر سويق و نان بچكانند و بخورند ، اسهال قوى كافى مىنمايند .
و چون خالص آن را بياشامند ، بايد كه در موم روغن و يا در « 1 » موم و يا عسل پيچيده بلع نمايند تا آن كه دهان را متقرّح نسازد و چون بكوبند برگ آن را و بفشارند آب آن را و بياشامند ، اسهال و قىء آورد . بدل لاغيه در اسهالِ خلط مائى و بلغم ، و سه وزن آن ايرسا و دو ثلث آن سكبينج است .
ببايد دانست كه همهء يتوعات قتّالاند [ و لذا ] استعمال آنها جايز نيست و احتراز از آنها واجب ؛ مگر هنگام شدّت احتياج به قدر حاجت با مصلحات .
[ فايده ] : و بدان كه آنچه از اوزان ادويهء در مقادير شربات آنها ذكر يافت ، در جميع ابدان و احوال و اوقات استعمال نمىتوان نمود ؛ اكثر مقادير معتدله است در بعضى اقويا زياده و در بعضى ضعفا كم تر از آن استعمال بايد نمود تا فايده بخشد و ضرر ننمايد .
فايدهء هفتم : در بيان قوانين تركيب ادويهء مسهله
بدان كه ادويهء مسهله بعضى مطبوخاتاند و آن چه در حكم آنهاست ؛ مانند نقوعات . و بعضى حبوبات و اقراص و بعضى ايارجات و معاجين و اشربه و غير اينها و هر يك از اينها به تفصيل در « قرابادين كبير » ذكر يافت و اين جا آن چه متعلّق به مطبوخ و حبوب مسهله است ذكر مىنمايد :
بدان كه غرض از مطبوخ ، استخراج قواى ادويهء است به طبخ تا آن كه آسان گردد وصول آن قوا به واسطهء مائيت به اقاصى اعضاء ؛ هر چند ممكن است كه برسد به جميع بدن
هامش
( 1 ) . الف : ( در ) حذف شده .