و بدان كه دواى قابض و حلو و مالح و غير اينها قوّهء اينها اندك است و اخراج نمىنمايد مگر آنچه در معده و امعاء و قريب بدآنهاست و از اين جهت سزاوار است كه اين ادويه را « مليناتِ طبع » نامند و ادويهء حادّه را مسهلات ؛ به جهت آن كه اينها اسهال مىنمايند اخلاط و فضلات اعماق بدن و متمكنّهء در آنها را و جالب امراض و منقّى بدناند .
فايدهء سوم : در بيان مهيا نمودن بدن از براى اسهال و تدبير كسى كه دشوار باشد بَر او خوردن مسهل
« شيخ الرئيس » - رحمه اللّه - گفته « 1 » : واجب است شخصى را كه اراده كند كه مسهل بگيرد ، بايد كه تفريق نمايد مقدار طعامى كه تناول مىنمود هميشه ؛ يعنى آن را متجزّى نمايد و چند مرتبه همان مقدار را بخورد چند روز پى هم به اوقات مختلفه و آبى كه مىآشاميد آن را نيز متفرّق و متجزّى كرده بياشامد ؛ زيرا كه معده را از اين حالتى عارض مىگردد كه مشتاق مىگردد « 2 » به سوى دفعِ چيزى كه در آن است .
و طعام غير مختلف غير مدخول بر طعام ديگر ، معده ضنّت و بُخل مىورزد و نگاه مىدارد آن را و نمىگذارد كه مندفع گردد ؛ خصوصا كه قليل المقدار باشد . و امّا صاحب لينِ طبيعت محتاج به اين نيست .
و سزاوار است كه باشد طعام آن شخص ، طعامى كه مولّدِ خلطِ صالح مقوّى به معده و كبد باشد و تناول ننمايند چيزى را كه مضعفِ احشاست ؛ به جهت آن كه فضلات چون برسند به معدهء ضعيف ، مىگزند « 3 » و اذيت مىرسانند آن را .
و اجتناب نمايد از گرسنگى و عطش و آنچه مضعفِ قوّه و مغير حال بدن است تغير بسيارى . و بايد كه ترك تعب و جماع و احداث و اعراض نفسانيهء قويه نمايد ؛ زيرا كه تمامى اينها مجفِّف و مانع اسهال اند .
و سزاوار است كه ملين نمايد طبيعت را و بگرداند قابل اسهال قبل از استعمال دواى مسهل قوى ؛ خصوصاً در علل بارده ؛ مگر در كسانى كه مستعد ذرباند كه ايشان را واجب
هامش
( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ، ص 197 .
( 2 ) . الف : ( كه مشتاق مىگردد ) حذف شده .
( 3 ) . ب : مىگردند .