بدان كه هر گاه طبع مشايخ ، يك روز به فراغت اجابت نمايد و يك روز نه ، اين را امر طبيعى ايشان بايد دانست و اصلا در صدد تليين ايشان نبايد شد . و ليكن اگر زياده از يك روز ، دو روز و يا سه روز پى « 1 » هم قبض ماند و روز دوم و يا سوم و يا چهارم به فراغت اجابت ننمايد كه تدارك آن نمايد ، ناچار يكى از ملينات مذكوره استعمال نمايد « 2 » ، امّا در هفته يك مرتبه نهايت دو مرتبه كافى است و زياده بر آن - خصوص هر روز - مجوّز نيست .
ببايد دانست كه دلك مشايخ و رياضت ايشان و همچنين تفتيح سدد ايشان ، بايد كه به حدّ اعتدال باشد ؛ در كم و كيف و جهت ؛ تا تحليل و تسخين و تفتيح شديد ، بسيار واقع نشود كه به اضرار انجامد .
اعتدال در كَمّ ، آن است كه مقدار زمان دلك ، متوسّط باشد ميان قصر و طول .
و اعتدال در كيف ، آن است كه ماليدن به قوّت تمام نباشد و بسيار ملايم هم نه ؛ بلكه به حسب تحمّل اعضاء دلك نمايند . و هر عضو كه ضعيف و متألّم باشد ، آن را نمالند كه ضرر دارد . و اقسام دلك ، در مبحث آن ذكر يافت . و بهترين دلك در حقّ ايشان آن است كه به خرقهء خشن و يا دستهاى درشت باشد .
امّا به حسب اختلاف حالات ابدان و علل و اصحاب اعتياد به دلك و رياضت ، مختلف مىباشد ؛ جهت آن كه ابدان در غايت نرمى و اعتدال ايشان را رياضت معتدله بايد و مرطوب را زياده و مهزول را كمتر .
و معتاد به امراض را مراعات آن در رياضت لازم ؛ مثلًا : اگر در دماغ ضعفى باشد و امراض دماغيه عارض مىشده باشد ، رياضت به مشى و ركوب و غير آن - كه متناول نصف اسفل باشد - بهتر است و الّا به هر چه سر را به حركت آورد و اگر آفت به جانب پا باشد ، رياضت فوقانيه بايد ؛ چون انداختن تير از كمان و سنگ از فلاخن و كشيدن كمان و برداشتن سنگ و پنجه گرفتن . و اگر آفت در ناحيهء وسط باشد - مانند معده و امعاء و كبد و طحال - هر دو نوع رياضت فوقانيه و تحتانيه لازم است ؛ به شرط ارتفاع مانع .
هامش
( 1 ) . الف : روز به هم .
( 2 ) . ب : بايد نمود .