اگر طفل باشد و يا حيا و شرم او اگر مانع مىباشد .
و بعد از يك ساعت به آن قدرى طعام بخورانند تا بدل ما يتحلّل آن گردد و باعث تنميهء آن . و بعد از آن اگر خواهد لعب و بازى نمايد مانع آن نيايند و اگر خواهد بخوابد ، بخوابانند . و بعد از خواب ، به دستور استحمام و يا غسل به آب نيم گرم نمايند و لعب و غذا و غيرها .
و بالجملهء ، به حسب مقتضاى زمان و فصل ، مراعات حفظ صحّت و « 1 » بدن و نفس او به حسب مقتضاى زمان و فصل نمايند .
و چون به سنّ چهار سالگى رسد ، شروع به تأديب و تهذيب اخلاق و تعليم او نمايند به تدريج .
و چون به سنّ هفت سالگى رسد ، زياده « 2 » نمايند او را به مؤدّب و معلّم صاحب ادب و خلق نيكو و علم لايق حال او سپارند تا آن كه او را ادب و مكارم اخلاق و آداب سلوك و معامله با ابوين و استاد و معلّم و ذوى الحقوق و اقربا و اقران و از خود بزرگ تر و كوچك تر و طريق سلام و كلام با هر يك و ساير آداب مجالست و مشى و غيرها - چنان چه ذكر يافت - به حسب لايق سنّ و فهم و ادراك او بياموزند .
و از مسائل متعلّقه به دين و آئين او نيز و علومى كه آلت تحصيل آناند نيز و ليكن هر يك به قدر لايق كه حفظ و ضبط تواند نمود و باعث ضجرت و ملالت و حزن او نگردد به حسن خلق و زبان ملايم . و چون طبع آن منضجر گردد ، او را اذن به لعب و بازى لايق دهند .
چون به سنّ ده سالگى رسيد ، بايد كه استحمام او را كم نمايند و رياضت و تعب و تحمّل مشقّت و تأديب و تعليم او را به تدريج بيفزايند ؛ تا آن كه به سنّ رهاق و ترعرع « 3 » رسد كه قريب چهارده سالگى است .
در سنّ چهارده پانزده سالگى كه سنّ بلوغ است بايد رياضتى لازم آن گردانند ؛ براى تحليل
هامش
( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده .
( 2 ) . ب : تاديب او را زياده .
( 3 ) . الف و ب : ( تزعزع ) آمده با توجه به مباحث قبلى مؤلف ( ترعرع ) صحيح است .