تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 942

مساهمون:

ص٩٤٢
اين ، بر دو قسم است : قسمى آن كه تعلق به ابتداى تولّد دارد تا هنگام نهوض : بدان كه مجملًا قابلهء آن با وقوف [ و ] كار كرده [ و ] نيكوسيرت بايد كه باشد كه در وقت وضع حمل محافظت او نيكو نمايد كه عضوى از اعضاء آن به در نرود و شكسته و يا خميده نگردد و سردى و گرمى بسيار به او نرسد و ناف آن را « 1 » - يعنى روده مانند چيزى كه به ناف آن پيوسته است تا مشيمه و به مشيمه اتصال دارد - نيكو ببرد و غسل مولود دهد و حلق و منافذ او را گشاده نمايد به انگشت كوچك به رفق و ملايمت و بعض اعضاء او كه از هيأت طبيعى متغير و منحرف شده باشد - چون استخوان و غضاريف آن نرم و ملايم است - به ملايمت و نرمى بمالد و به هيأت طبيعى آورد و ادويهء مناسبهء به مولود ، به او خوراند كه فضول دموى طمثى كه در رحم مادر خورده مندفع گردد . و بر ابوين و اولياء آن ، آن است كه اگر مادر او به او شير نتواند خورانيد به سبب عارضه [ اى ] و مانعى ، مرضعهء نيكوسيرت و خصلتِ عفيفهء صالحهء جوان با قوّت و صحّت بنيه براى او مقرّر نمايند . و كام آن را با آب فرات و يا زمزم و يا آب نيسان كه خاك شفا و خرما اندك در آن حل نموده باشند و يا با عسل بردارند . و اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او بگويند . و در روز هفتم ، عقيقه و سر تراشى و سنّت او - يعنى ختنه - اگر پسر باشد نمايند و نام نيكو گذارند اگر از پيش تر نگذاشته باشند ؛ چنان چه هر يك از اين امور به تفصيل در « مكارم اخلاق » و « حلية المتّقين » و غير آن از كتب احاديث ، مذكور است . و قسم دوم آن كه از هنگامى كه انتقال نمايد از سنّ طفوليت به سوى سنّ صِبى : آن ، آن است كه دائم در تعديل مزاج و اخلاق او كوشند و او را به نام نيكو خوانند و طلبند و به غضب و خوف شديد و غم و اندوه نياورند و بى باك و بى حيا نگردانند و گرسنه و تشنه ندارند و سير بسيار نيز به حدّى كه باعث تخمه و هيضه گردد و طبع او را نه بسيار ملايم و نه بسيار قابض دارند كه هر دو مضرّاند ؛ خصوص قبض بسيار كه بسيار
هامش
( 1 ) . ب : او را .