امثال اينها و هرچه مدرّ طمث باشد ، مانند لوبيا و حمّص و سمسم و قرطم و مانند اينها پرهيز نمايند . و از اغذيه بر خبز نقى و اسفيدباجات و مانند آن كه ميل به قبض نداشته باشد اقتصار نمايند . و هميشه از پرخورى و تخمه محترز باشند كه مبادا هيضه ، عارض گردد ؛ زيرا كه هيضه ، مضرترين اشياست حامله را . و از فواكه ، مويز و بِه و سيب ميخوش و امرود و جلوز كه بادام كوهى است و امثال اينها [ ميل كنند ] .
و از ادويه جوارش لؤلؤ و خميرهء مرواريد بسيار نافع است و همچنين مفرّحات ياقوتيه و دواء المسك و مثروديطوس و امثال اينها . و هر جوارش و تركيبى كه افاويهء لطيفهء غير شديدة الحرارة [ است ] مانند عود و مصطكى و هيلبوا و مانند اينها كه با قند و نبات و شكر ترتيب داده باشند ؛ جهت تقويت قلب [ و ] معده و رحم و حفظ جنين و تحليل موادّ مجتمعه در معده و رحم و گاه گاهى اضمدهء قابضهء مسخّنهء عَطِره بر شكم او بمالند .
امّا تدبير بعض امراض لاحقه به ايشان به طريق كل « 1 » و اجمال :
تفصيلِ آن - ان شاء اللّه تعالى - در امراض مختصّه مذكور خواهد شد :
از آن جمله ، غَثَيان و تهوّع و قى است كه اكثر ، ايشان را عارض مىگردد از اوائل حمل تا ماه چهارم و بعضى را تا اواخر حمل و با آن دَوَران سر مىباشد كه نمىتوانند نشست ؛ خصوصاً در اوائل ؛ به سبب حبس مواد در رحم ايشان و صعود ابخرهء آنها به دماغ و قلب و معده و لهذا مبادرت به حبس قى و معالجهء ايشان ننمايند مگر هنگامى كه افراط نمايد و باعث انزعاج و تحريك جنين گردد و يا چهار ماه گذشته باشد از حمل كه در آن هنگام تسكين و منع آن به ادويهء لئيقه به هر يك نمايند ؛ مانند آن كه اگر غثيان شدّت نمايد ، به شبت و تخم ترب و آب گرم قى نمايند ؛ به شرطى كه قى به آسانى آيد ؛ هرچند كه اين هر دو مدرّاند و ليكن چون قبل از انحدار و نفوذ به كبد به قى اخراج مىيابد مانعى از آشاميدن آنها نيست .
و اگر بعد از طعام ايشان را قى عارض گردد ، چيزى از ادويهء عطرهء قابضه مانند سفرجل مَشوى كه در آن قدرى عود هندى داخل نموده باشند بعد از طعام تناول نمايند . و هم
هامش
( 1 ) . الف : ( كل ) حذف شده .